ضرورت آگاهی نسل نو

اسدالله عزیزی

جوانان به حیث قوه اصلی محرکه‌ی تمامی فعالیت‌های جوامع مختلف به حساب آمده و بزرگ‌ترین تحولات تاریخ بشر توسط جوانانی که از آگاهی و دانش کافی بهره‌مند بوده‌اند، رقم زده شده است. جوانان آگاه بوده‌اند که با درک مشکلات اساسی جوامع‌شان به منظور حل آن با طرح سوالات منطقی به چرایی مسایل پرداخته و از این طریق توانسته‌اند جواب قانع‌کننده‌ای دریافته و یا هم راه‌حلی ارایه کنند. در این نوشته با حفظ احترام به استادان و مکاتب فکری که بر اساس دیدگاه واضح و انسان دوستانه در بسیج مردم و خصوصاً جوانان فعالیت می‌نمایند، به یکی از مسایل عمده‌ پرداخته شده است.

امروزه حضور پرقدرت جوانان در نهاد‌های حکومتی، غیر حکومتی و حتا در صفوف جنگ برای همه قابل رویت است و این خود نشان‌دهنده‌ی نقش سازنده‌ی جوانان در بخش‌های حکومت‌داری، فعالیت‌های علمی، فرهنگی، تجارتی، و صلح و جنگ می‌باشد. با این هم، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه ما این است که تعدادی از جوانان توسط برخی از نخبه‌گان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای مقاصد سوء به سربازی گرفته می‌شوند که خطرناک‌ترین نوع آن استفاده از جوانان تحصیل‌یافته و دانش‌آموخته به واسطه‌ی جوانان تحصیل‌یافته‌ای می‌باشد که در رکاب نخبه‌گان آموزش دیده‌اند و برخلاف حکم وجدان، برای تأمین منافع‌شان به فریب جوانان هم‌نسل خودپرداخته و در مواردی حتا بهتر از نخبه‌گان عمل می‌کنند.

تاریخ کشور گواه حضور بی‌شمار کسانی بوده که به منظور تأمین منافع شخصی در تاریک‌ساختن سرنوشت جوانان کشور هیچ فروگذاشتی نکرده‌اند، اما زمانی که منافع‌شان با خطر مواجه گردیده است، دست به دامان جوانان شده و با سوءاستفاده از احساسات پاک آنان، با دادن وعده‌های دل‌فریب، ولی غیر واقعی هم‌چون حل مشکلات عمده‌ای مانند فقر و بی‌کاری و در مواردی حتا با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و زبانی، نیروی فکری، ذهنی و فزیکی این جوانان را به صورت رایگان به نفع خویش مورد سوءاستفاده قرار داده‌اند.

باید ذکر کرد که مردم و خصوصاً جوانان به محوریت سه حلقه در اطراف نخبه‌گان تجمع می‌کنند. حلقه اول شامل کسانی می‌باشد که در تصمیم‌گیری‌ها، منافع و ضررها با نخبه‌گان شریک بوده و در حقیقت حیثیت نیروی اجرایی نخبه‌گان را دارا اند. حلقه دوم شامل افرادی می‌شود که با حلقه اول آشنایی یا منافع مشترک دارند، ولی به نخبه‌گان دسترسی مستقیم ندارند و حلقه سوم یا به اصطلاح «سیاهی لشکر» شامل آن عده از افراد می‌شود که بدون هیچ دلیلی و بیش‌تر از دیگران به حمایت از یکی و تخریب دیگری می‌پردازند. با وجودی که برخی از این افراد به نخبه‌گان آن قدر وفادار اند که به خودشان خیانت می‌کنند، اما حقیقتاً در هیچ نوع تصمیم یا منفعتی سهیم نبوده بل سهم‌شان فقط ضرر‌هایی است که از موجودیت در کنار نخبه‌گان متحمل می‌شوند. هر نوع تلاش‌شان برای تقرب به نخبه‌گان نیز از جانب افراد شامل در حلقات اول و دوم بنا بر دلایل مشخص خنثا می‌گردد. هر چند این افراد شاید احساس کنند که در تصمیم‌گیری‌ها و منافع سهم دارند اما واقعیت چیز دیگری است.

جوانان با ارایه‌ی جواب‌های واقعی به این سوالات می‌توانند دریابند که شخصیت مورد نظرشان لیاقت دریافت حمایت را دارد یا خیر: آیا شخصیت مورد نظر به منافع ملی می‌اندیشد یا منافع شخصی برایش اهمیت بیش‌تر دارد؟ آیا در عمل برای متبارز ساختن نقش جوانان اقدامی نموده است؟ آیا به وعده‌هایی که برای جوانان سپرده عمل کرده است؟ آیا جوانان را به هم‌دیگرپذیری و وحدت توصیه می‌نماید؟ و سوالات بسیاری از این قبیل که دریافت جواب به آن‌ها می‌تواند به سنجش جایگاه و میزان مؤثریت حضور در رکاب نخبه‌گان نیز کمک کند.

به این فرضیه توجه داشته باشیم که اگر نخبه‌ی مورد حمایت جوانان شخص مصلح، خیراندیش و متعهد به منافع ملی باشد، به شبکه اطرافیان متملّق خویش توجه نمی‌کند و سپردن کار به اهل کار از اولویت‌های مهمش خواهد بود و از آن‌جایی‌که شایسته‌سالاری از اصول این گونه اشخاص می‌باشد، برای جوانان مهم است در ظرفیت‌سازی خودی و معیاری‌سازی توانایی‌های خود توجه کنند، نه در حضور پر تعداد خود در اطراف وی بالعکس اگر نخبه‌ی مورد حمایت، شخصی باشد که منافع شخصی‌اش را به منافع ملی و مردمی ترجیح بدهد بر علاوه این‌که لیاقت دریافت حمایت جوانان را ندارد بلکه در خصوص ظرفیت جوانان نیز توجهی نداشته و توجهش فقط به اطرافیان و افراد شامل حلقه اول و دوم معطوف می‌باشد و در صورت حمایت از این‌گونه افراد، در حقیقت جوانان جفای نابخشودنی را در حق خودشان، مردم‌شان و کشورشان مرتکب خواهند شد.

با در نظر داشت موضوعات فوق، در صورتی که جوانان به قدرت واقعی‌شان پی ببرند، نیروی فکری، ذهنی و فزیکی‌شان را در اختیار سوء استفاده‌گران قرار ندهند و پشت افراد حیله‌گر و مطلب آشنا خالی گردد، جوانان می‌توانند از فرصت به وجود آمده در بلند بردن سطح آگاهی و دانش‌شان از طریق مطالعه، تحصیل، تعقیب نمودن وقایع و تحولات کشور و جهان و شکل دادن و انسجام حرکت‌های جوان‌محور استفاده نموده و در نتیجه به صورت مستقلانه در تعیین سرنوشت‌شان سهم سازنده‌ای ایفا کنند و با انتقال قدرت به جوانان هم‌نسل‌شان، عامل رفاه خودشان، مردم و کشورشان خواهند شد؛ قدرتی که بدون شک جوانان در پرتو تجربه‌‌های گذشته، با حس پاک وطن‌دوستی و خدمت به وطن و هم‌وطن، از آن استفاده‌ی سازنده خواهند کرد.

هر چند این مبحث به شکل آرمانی مطرح گردیده است و تطبیق آن مستلزم تلاش‌های پی‌گیر و طاقت‌فرسا در جهت آگاهی‌دهی، اقناع و بیداری جوانان می‌باشد، علاوه بر این‌که نیاز است این موضوع توسط جوانان به گفتمان مهم در سطح ملی بدل گردد، باید برای ایجاد تغییرات در جامعه، مبارزات مستمر و نفس‌گیر صورت گیرد که بدون شک مسوولیت‌پذیری، آگاهی و آگاهی‌دهی این ناممکن را ممکن خواهد ساخت.

دکمه بازگشت به بالا
بستن