وظیفه اساسی لحظه حاضر مردم و دولت

حبیب حمیدزاده

دولت افغانستان آهسته و پیوسته به مذاکرات رو در روی با طالبان نزدیک می‌شود، اما آینده‌ی صلح مبهم است، چنان‌چه نتیجه گفت‌و‌گو دولت با طالبان و چگونه‌گی صلح مبهم است. خواست دولت روشن است، اما طالبان هنوز در مورد نظم پس از ختم منازعه و چگونه‌گی مدیریت جامعه افغانستان پس از منازعه روشن سخن نگفته‌اند. آنان امضای توافق‌نامه با امریکا را پیروزی خودشان می‌دانند.

این اولین فرصت و چانس دولت‌ افغانستان است (پس از ظهور طالبان) که این اندازه برای آوردن صلح با این گروه نزدیک می‌شود. این نزدیکی و مذاکره، نزدیک شدن و مذاکره دو روایت کاملاً متفاوت، دو ارزش از بنیاد متفاوت و دو خواست متفاوت است. در مذاکرات صلح دولت با طالبان هر کدام از طرف‌ها در پی تحقق بخشیدن خواست و روایت خود است. بی‌گمان هر دو طرف جنگ که ۱۹ سال است برای بر کرسی نشاندن اهداف خود تلفات و زخمی فراوان داده‌اند، به ساده‌گی از خواست و آرمان‌های خود نمی‌گذرند و این ممکن است صلح را دچار بن‌بستی دیگر کند که نتیجه‌اش دوام جنگ است؛ به خصوص طالبان که در ۱۹ سال پسین از کشتن کسی و ویران کردن هیچ‎گونه مکان عمومی و خصوصی دریغ نکرده‌اند. آنان پس از ۱۹ سال جنگ امریکا را وادار به گفت‌و‌گو و مذاکره کردند. آنان در مذاکرات مسکو گفتند که با قدرت خواهند آمد و به نماینده‌گی از قوم پشتون وارد افغانستان می‌شوند و به دلیل این‌که در ۱۹ سال پسین علیه امریکایی‌ها جنگیده‌اند، نماینده‌ی اصلی قوم پشتون در ساختار دولت‌ها و حکومت‎های آینده-پس از ختم منازعه خواهند بود. اما در سوی دیگر، مردم و دولت کابل قرار دارند که به طالبان به چشم جنایت‌کار نگاه می‌کنند و جنایت‌های آنان را طی این‌همه سال غیر قابل بخشش می‌دانند.

در مذاکرات پیش رو، پاکستان به دنبال تامین منافع خویش از طریق به پیروزی رساندن طالبان است و سعی می‌کند نفوذ هند را هر‌چه بیش‌تر در افغانستان ـ از طریق حاکم ساختن طالبان ـ کاهش بدهد. برخلاف تبلیغات بعضی از رسانه‌ها مبنی بر حمایت پاکستان از صلح دولت با طالبان و همراهی‌اش با تلاش‌های ایالات متحده در این راستا، پاکستان در همه‌ی زمینه‌ها با ایالات متحده امریکا همراه نیست و نخواهد بود. اخیراً عمران خان، نخست‌وزیر پاکستان، در واکنش تند به ایالات متحده‌ی امریکا اسامه بن لادن، رهبر تروریست القاعده را «شهید» خوانده و کشته شدن او را توسط سربازان امریکایی که بدون اجازه و در جریان گذاشتن دولت پاکستان انجام شده بود مایه شرم‌ساری برای پاکستان دانسته است. ضمن این‌که پاکستان قلمروش را خانه امن القاعده و طالبان و دیگر شبکه‌های تروریستی ساخته و از این گروه‌ها برای مقاصد ملی‌اش علیه همسایه‌ها و حریفان منطقه‌ای و جهانی‌اش استفاده می‌کند، پیشینه روابط به کلی تیره را با افغانستان دارد. این کشور بیش‌تر از چهل سال است که به گونه‌های فجیع از افغانستان انتقام و قربانی می‌گیرد، ولی در برابرش کاری از دست افغانستان ناتوان ساخته نیست. بنا‌بر‌این، پاکستان یا از صلح افغانستان حمایت نمی‌کند، یا در این مسیر از آوردن طالبان و دوباره حاکم ساختن‌شان حمایت می‌کند.

با توجه به تفاوت دیدگاه‌های کشورهای ذی‌دخل در سیاست و امنیت افغانستان، خواست و ارزش‌های مشترک مردم افغانستان که قرار بود در ۱۹ سال پسین توسط نظام جدید پسا‌طالبان نهادینه شود و تحقق یابد، در معرض خطر، معامله و از میان برداشتن قرار گرفته است.

کتاب تازه‌ی جان بولتون پرده از روی نیت شوم مقامات امریکایی در قبال سرنوشت افغانستان برداشت. به باور مشاور پیشین کاخ سفید، جان بولتون،‌ رهبری مذاکرات با طالبان به دست یک «شیاد»، زلمی خلیل‌زاد، است. مشاور امنیت ملی قبلی کاخ سفید در کتاب جدید‌ش گفته است: «خلیل‌زاد بیش از حد به طالبان امتیاز می‌دهد». به قول بولتون، این «شیاد» وظیفه دارد تا چیزی به نام مذاکره و صلح با طالبان سر هم کند تا هرچه زودتر زمینه‌ی خروج نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا از افغانستان را مساعد بسازد. عجله و عدم سنجش شیاد امریکایی در مذاکرات صلح با طالبان از شروع مذاکرات دیده می‌شد. محتوای توافق‌نامه امریکا با طالبان که او بانی و به سر‌انجام رساننده‌اش بود، شرم‌آور است. در آن توافق‌نامه هر چیزی گفته و آورده شده، جز مساله امنیت افغانستان، حفظ تمامیت ارضی، حفظ دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان و حقوق زنان. یعنی چیزهایی که ایالات متحده امریکا در تبانی با حکومت‌های افغانستان پس از توافق بن در برابر روایت غیر‌انسانی طالبان تبلیغ می‌کردند، در این توافق‌نامه نادیده گرفته شده‌اند. ایالات متحده امریکا رهایی پنج هزار طالب آدم‌کش را که فرقی با قصاب ندارند و کشتن انسان برای‌شان با بادنجان تفاوت ندارد، بر دولت کابل تحمیل کرده است. برخلاف توافق میان امریکا و طالبان مبنی بر کاهش خشونت‌ها، بر اساس گزارش شورای امنیت ملی افغانستان، در هفته‌های اخیر طالبان بیش از ۴۲۲ حمله علیه نیروهای امنیتی انجام داده‌اند که در این میان ۸۴۱ سرباز نیروهای امنیتی افغانستان را کشته و زخمی ساخته‌اند. زخمی‌ها و کشته‌های غیرنظامیان هم بی‌حساب و کتاب است. این رقم کشته و زخمی مردم و نیروهای امنیتی توسط طالبان، در نوزده سال اخیر کم‌سابقه بوده است.

حال که همه چیز روشن شده،‌ دولت و مردم افغانستان باید فهمیده و به این نتیجه رسیده باشند که سرانجام مسوولیت حراست و نگهبانی از تمامیت ارضی افغانستان، دفاع از تمام ارزش‌های دموکراتیک، آزادی بیان، ‌حقوق بشر و دموکراسی بر عهده مردم و دولت کابل است، نه ایالات متحده امریکا یا کشوری دیگر. فقط اتحاد داخلی، عزم مشترک ملی، تقویت نیروهای امنیتی و سیاست خارجی فعال و مقاومت سرسختانه مردم و دولت افغانستان در برابر فشارهای طالبان و حامیان‌شان می‌تواند حیات و دوام ارزش‌های نهادینه شده در ۱۹ سال پسین مثل دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان و… را تضمین کند. متاسفانه دولت جدید هم‌چنان با سرپرست‌ها امور خود را مدیریت و اداره می‌کند. سستی در کار دولت، زد‌و‌بندهای طرف‌های سیاسی که بیش‌تر از هرچیز دیگر به تقسیم وزارت‌خانه و ادارت دولتی می‌اندیشند، کار طالبان را آسان و آنان را به اهداف‌شان نزدیک‌تر می‌سازد. وظیفه‌ی اساسی لحظه حاضرِ دولت و مردم افغانستان بسیج عمومی علیه خواسته‌های غیر‌دموکراتیک طالبان در مذاکرات صلح است و نگهبانی از ارزش‌های انسانی و دموکراتیک که نیروهای مسلح افغانستان در ۱۹ سال پسین برای نگهداری آن‌ها قربانی داده‌اند. غفلت در این مورد و خاموش نشستن مردم و مسوولان همه چیز را به باد می‌دهد. غلبه‌ی طالب به سود هیچ کس غیر از طالب نیست.

افغانستان پس ۱۹ سال درگیری با طالبان، اکنون به مرحله‌ی حساسی رسیده است. چگونه‌گی توافق دولت با طالبان بر روزهای آینده‌ی مردم افغانستان می‎تواند تأثیر مثبت و منفی داشته باشد. از این لحاظ ایجاب می‌کند که تمام نیروهای مترقی و ملی، جامعه مدنی و اهل مطبوعات و دیگر شهروندان کشور که دموکراسی را ضروری‌ترین ارزش‌های اداره‌ی امور کشورها می‌دانند، به طور مشترک از ارزش‌هایی که در ۱۹ سال پسین جا افتاده‌اند، حمایت کنند و در راه نجات این ارزش‌ها سعی به خرج بدهند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن