تأثیر راه لاجورد بر رهایی افغانستان از انزوای فرهنگی

سید‌محمد فقیری٬ جامعه‌شناس

راه‌های مواصلاتی نقش عمده‌ای در توسعه فرهنگی کشورها دارند. یکی از مهم‌ترین شیوه‌هایی که قادر است کشورها را از انزوای جغرافیایی و فرهنگی بیرون کند، وصل شدن کشورهای گوناگون با یک‌دیگر است. افغانستان در طول تاریخ خویش فراز و فرودهای زیاد سیاسی را تجربه کرده است. نهاد فرهنگ در این کشور به جای این‌که به عنوان متغیر مستقل بر رویدادها اثر بگذارد، خود تحت تأثیر بحران‌های سیاسی به یک عنصر منفعل بدل شد.

بی‌ثباتی سیاسی در تاریخ معاصر افغانستان انزوای فرهنگی این کشور را تشدید کرد و افغانستان را برای سال‌های متمادی از قافله رشد و توسعه فرهنگی عقب نگه ‌داشت.

یکی از مهم‌ترین شیوه‌های داد‌و‌ستد فرهنگی، تجارت است. در گذشته نیز این تاجران بودند که علاوه بر تأثیرگذاری فرهنگی، حتا بر سیاست نیز تأثیر می‌گذاشتند و این اصل تا امروز وجود دارد که رشد اقتصادی یک کشور می‌تواند زمینه توسعه‌ فرهنگی آن ‌را نیز مساعد سازد.

رابطه میان توسعه‌یافته‌گی فرهنگی و توسعه‌یافته‌گی اقتصادی مانند دو روی یک سکه است. هیچ کشوری نمی‌تواند میراث فرهنگی خویش را به گونه درست حفظ کند و الگوهای فرهنگی خود را مطابق به تغییرات اجتماعی پاسداری کند، مگر این‌که امکان دسترسی به تعاملات اقتصادی با کشورهای همسایه، منطقه و جهان را داشته باشد.

فرهنگ هر کشور از طریق تجارت رونق می‌گیرد، با مسافرت به‌روز می‌شود و با وسایل ارتباط جمعی گسترش می‌یابد. افغانستان در گذشته به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و ناتوانی اقتصادی، قادر نبود تا مستقلانه به متغیرهای تجارت آزاد با کشورهای منطقه دسترسی داشته باشد و این امر نیز تأثیر عمده‌ای بر کند بودن میزان تغییرات اجتماعی کشور برجای گذاشت.

راه لاجورد، دریچه‌ای را به روی افغانستان گشوده و این دریچه را باید به مثابه عنصر تأثیرگذار نه تنها در رشد اقتصادی دانست، بلکه باید آن‌ را عامل اساسی در شکوفایی و توسعه فرهنگی نیز تلقی کرد.

تجربه افغانستان در وابسته‌گی اقتصادی به کشورهای همسایه به ویژه پاکستان، نتیجه خوبی در پی نداشت. ارتباطات گسترده ما با پاکستان باعث شد که شمار زیادی از جوانان ما در مدارس دینی این کشور به سوی افراط‌گرایی هدایت شوند.

کشورهایی که در مسیر راه لاجورد قرار دارند، هیچ کدام‌شان قرائت ایدیولوژیک از آموزه‌های دینی ندارند و نقش آن‌چنانی در ویرانی کشور ما نداشتند. بنا ‌بر ‌این هم‌سویی این کشورها در توسعه و رشد اقتصادی کشورهای‌شان با منافع ما هم‌خوانی دارد. ما مردم افغانستان نیز خواهان برقراری ارتباطات اقتصادی با همه‌ی کشورهای دنیا هستیم.

 

رهایی از انزوای فرهنگی

افغانستان برای هزاران سال نقش تاریخی خویش را در انتقال فرهنگی در منطقه و دنیا ایفا کرده است. مورخان بر این امر متفق‌اند که افغانستان به عنوان چهار‌راه آسیا، مکانی بود  که  کاروان‌های شتر و مبلغان از صحراها و کوه‌های آن می‌گذشتند و اجناس و فلسفه هند را به ایران، روم، آسیای میانه و چین مبادله می‌کردند (آرنی، ۱۳۸۲، ص ۳).

یکی از دلایلی  که شتر به عنوان یک نماد «نسبتاً ملی» در افغانستان شناخته می‌شود و خوش‌بختانه در پس‌زمینه تذکره‌های دیجیتالی کشور نیز خودنمایی می‌کند، این است که در گذشته تاجران از کاروان‌های شتر برای صادرات و واردات اجناس استفاده می‌کردند و این موضوع خود نمایان‌گر این است که گشودن راه لاجورد صرفاً بازگشت به نقش اساسی افغانستان در تجارت منطقه و جهان است.

افغانستان که در زمان حکم‌روایی تیموریان شاهد بزرگ‌ترین نوزایی فرهنگی بود، پس از انحطاط حاکمیت تیموریان در آغاز قرن شانزدهم با سه تجاوز نظامی روبه‌رو شد که به تدریج به انحطاط سیاسی و فرهنگی این کشور تا قرن‌ها منجر شد. شیبانیان، صفویان و بابریان از آغاز قرن شانزدهم برای تسخیر افغانستان با یک‌دیگر درگیر شدند. نزاع میان این سه قدرت نو‌ظهور باعث شد تا از مبادلات تجارتی که زمانی از رونق خاصی برخوردار بود، جلوگیری شود، سیستم کشاورزی از بین برود و مراکز شهرها به دلیل کوچ‌نشینی‌های تحمیلی به تحلیل برود. «انزوای فرهنگی و تجارتی افغانستان، با کشف راه‌های دریایی بین اروپا و کشورهای شرقی، بیش‌تر و بدتر شد. باز شدن این راه‌ها که مطمین‌تر، ارزان‌تر و از خیلی جهات سریع‌تر بود، موقعیت انحصاری آسیای مرکزی و افغانستان را به عنوان مراکز ترانزیتی تجارت، به شدت به تحلیل برد. استفاده راه‌های جدید، هم‌زمان با کشمکش‌های مذهبی در منطقه، روند تجارت را کند و حجم آن را که از راه خشکی از افغانستان می‌گذشت، کاهش داد؛ نقش این منطقه به زودی، تبدیل به موقعیت دوم در تجارت جهانی شد.» (گریگوریان، ۱۳۸۸، ص ۳۹) تجربه تاریخی نشان داده است که انحطاط فرهنگی کشور زمانی آغاز شده که دروازه‌های تجارت و داد‌‌ ستد مسدود و نارسایی و بحران در تجارت و داد‌و‌ستد خود زمینه‌ساز عقب‌مانده‌گی افغانستان شد.

جنگ‌ و بحران در چهار دهه اخیر فرایند تغییرات اجتماعی را در کشور به شدت کند ساخت و دامنه عقب‌مانده‌گی ما را گسترش داد. یکی از عواملی که مانع پویایی فرهنگ ما شد، جنگ‌های داخلی و انزوای سیاسی و فرهنگی کشور در زمان حکومت طالبان بود. دگرگونی فرهنگی در همه‌‌ی کشورها یک امر طبیعی تلقی می‌شود. «هرچند مردم نسبت به رها کردن سنت‌ها، ارزش‌ها و آداب و رسوم خود برای قبول سنت‌ها، ارزش‌ها و رسوم تازه انعطاف‌ناپذبر و سخت‌گیر اند، کم‌تر فرهنگی است که در طول تاریخ دچار دگرگونی‌هایی نشده باشد.» (کوئن، ۱۳۸۶، ص ۶۴)

 بدون شک برقراری مراودات تجارتی تأثیر مستقیمی روی دگرگونی‌های مثبت فرهنگی برجای می‌گذارد. از آن‌جایی که تجارت از مهم‌ترین سرچشمه‌های تغییرات فرهنگی قلمداد می‌گردد، باید گفت که راه لاجورد این شرایط مطلوب را برای افغانستان مساعد خواهد ساخت تا ما با شناخت فرهنگ سایر کشورهایی که در این مسیر قرار دارند، به تدریج بتوانیم عناصر نامطلوب را از دامنه فرهنگ خویش بزداییم. «در فرایند تغییر دادن فرهنگ، اعضای هر جامعه اغلب از فرهنگ‌های دیگر اقتباس می‌کنند. شاید محال باشد فرهنگی را پیدا کنیم که اصلاً از فرهنگ‌های دیگر اقتباس نکرده باشد.» (درسلر و ویلیس، ۱۳۸۸، ص ۵۹)

مسیر راه لاجورد می‌تواند نگاه‌های قالبی کشورهای همسایه و جهان را در‌باره افغانستان به چالش بکشد و تصویر متفاوتی را از افغانستان در افکار آن‌ها ترسیم کند. آن‌ها پی خواهند برد که افغانستان نه تنها کانون خشونت و تعصب و افراطیت نیست، بلکه به عنوان یک کشور مسوول می‌تواند تا در تجارت منطقه‌ای و حتا جهانی نقش اساسی داشته باشد.

راه لاجورد حتماً دریچه‌ای خواهد بود برای رفت‌و‌آمدهای بیش‌تر افغان‌ها به کشورهایی که در این مسیر قرار دارند و این امر به معاشرت افغان‌ها با سایر فرهنگ‌ها می‌انجامد و ما گام نهادن در مسیر تعامل و مدارا را بیش‌تر خواهیم آموخت.

تفاوت فرهنگی کشورهایی که در مسیر لاجورد قرار دارند، برای ما کمک خواهد کرد تا در داخل کشور خود بیش‌تر به سوی هم‌دیگر‌پذیری گرایش پیدا کنیم.

یکی از مؤلفه‌های اساسی برای گذار کشورها از  انزوای سیاسی و فرهنگی، این است که فرایند مراودات اقتصادی در چارچوب تعاملات چندگانه شکل بگیرد و این فرصت می‌تواند باعث پویایی فرهنگی کشورهای دخیل گردیده و در تغییرات فرهنگی و اجتماعی مؤثر باشد. «هیچ فرهنگی در انزوا رشد نمی‌کند. فرهنگ‌ها در تبادل با یک‌دیگر ارتقا می‌یابند.» (سرکوهی، ۲۸ جون ۲۰۱۲)

تحت تأثیر انزوای افغانستان بوده است که کشورهای همسایه سرمایه‌های ملی و شخصیت‌های بزرگ را به نفع‌شان مصادره و مولانا، ابن‌سینا و بهزاد را جزو شخصیت‌های ملی خویش قلم‌داد کردند.

اگر افغانستان از گذشته دسترسی به مسیرهایی چون لاجورد می‌داشت، می‌توانست از میراث‌های فرهنگی خویش پاسداری کند. یکی از راه‌های جاویدانه ساختن الگوهای فرهنگی، تجارت و برقراری ارتباطات برون‌مرزی است.

تأثیر راه‌های مواصلاتی بر فرایند تغییرات اجتماعی:

یکی از عوامل اساسی که در افغانستان همواره روستاها مکان خیزش‌ها و نارضایتی روستاییان بوده و منجر به شکل‌گیری شورش‌گری و شکست دولت‌ها گردید، نبود راه‌های مواصلاتی میان شهر و روستا از یک‌ سو و نبود تعاملات اقتصادی میان افغانستان و کشورهای همسایه و منطقه از سوی دیگر بوده است. نبود راه‌های مواصلاتی باعث می‌شد تا دولت نتواند به ساده‌گی حاکمیت خود را در مناطق دوردست گسترش دهد و این موضوع زمینه قدرت ملوک‌الطوایفی را مساعد می‌ساخت. دهقانان در نبود راه‌های مواصلاتی نمی‌توانستند محصولات زراعتی‌شان را به شهر برسانند و این عامل باعث گسترش فقر معیشتی می‌شد که خود زمینه نارضایتی از دولت‌ها را در میان روستاییان مساعد می‌ساخت و عوامل خارجی نیز از این نارضایتی‌ها برای برآورده شدن منافع‌شان استفاده می‌کردند.

مصداقی از عقب‌مانده‌گی اقتصادی افغانستان را می‌توان در نبود راه‌های مدرن دانست و تا امروز بخش بزرگی از مناطق افغانستان به گونه اساسی به یک‌دیگر وصل نیستند. راه‌های صعب‌العبور میان مناطق گوناگون افغانستان در بیگانه‌گی فرهنگی اقوام کشور از یک‌دیگر نقش داشته است و افزون بر این، فقدان تعاملات اقتصادی با کشورهای دیگر در تداوم انزوای فرهنگی کشور تأثیر گذاشته است. نگاهی به رویدادهای یک قرن اخیر نشان می‌دهد که توسعه تجارت و تعاملات اقتصادی با سایر کشورها به دلیل مشکلات و بی‌ثباتی سیاسی برای حکم‌روایان کشور اولویت دست چندم بوده است.

«اولین وسیله‌ی موتوری (موتر/‌ماشین) در اوایل قرن بیستم جهت سهولت در حمل‌و‌نقل خصوصی و عمومی وارد افغانستان شد، پیش از آن تا سال‌های ۱۹۳۰م بخش بزرگی از جابه‌جایی کالاهای تجارتی داخلی و خارجی به‌ وسیله‌ی حیواناتی مانند اسب، قاطر و شتر جابه‌جا می‌شد که طبعاً نیاز به راه‌های مدرن و پیش‌رفته‌ی امروزی نداشت و تنها راه‌های ارتباطی کم‌عرض با ایجاد کاروان‌سراها در فواصل معین پاسخ‌گوی نیازهای تجارت محدود آن‌ زمان بود. همان‌گونه که استفاده از وسایط موتوری برای حمل‌و‌نقل از پدیده‌های اقتصاد معاصر در کشور محسوب می‌گردد، احداث راه‌های ارتباطی استاندارد و پیش‌رفته نیز از لازمه‌ی سیستم جدید ترانسپورتی می‌باشد.» (غرجستانی، ۶ ثور ۱۳۹۳) امروز نیز وضعیت افغانستان تفاوت آن‌چنانی با دهه ۳۰ میلادی ندارد. ابتکار لاجورد می‌تواند به تدریج دولت افغانستان را در قبال توسعه و ساختن راه‌های مواصلاتی متعهدتر سازد.

 

منابع:

  1. آرنی، جارج‌ (۱۳۸۲)، افغانستان گذرگاه کشور گشایان، مترجمان: پوهاند دکتور سید‌محمد‌یوسف علمی و پوهاند حبیب‌الرحمان هاله، بنگاه انتشارات میوند.
  2. آزادارمکی، دکتر تقی (۱۳۹۳)، نظریه‌های جامعه‌شناسی، انتشارات قدس.
  3. درسلر، دیوید و ویلیس، ویلیام ام (۱۳۸۸)، جامعه‌شناسی «بررسی تعامل انسان‌ها»، ترجمه: مهرداد هوشمند و غلام‌رضا رشیدی، چاپ و صحافی: مؤسسه اطلاعات.
  4. کوئن، بروس (۱۳۸۶)، مبانی جامعه‌شناسی، ترجمه و اقتباس دکتر غلام‌عباس توسلی و دکتر رضا فاضل، چاپ هژدهم، چاپ و صحافی: سازمان چاپ و انتشارات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  5. غرجستانی، توسلی (۶ ثور ۱۳۹۳)، نقش اقتصاد حمل‌و‌نقل بر توسعه‌ی اقتصادی افغانستان، روزنامه جامعه باز.

http://jameabaz.com/?p=4024

  1. سرکوهی، فرج (۲۸ جون ۲۰۱۲)، زیستن در نقطه صفر؛ تحریم یا انزوای فرهنگی و علمی ایران؟، وب‌سایت فارسی بی‌بی‌سی.

http://www.bbc.com/persian/iran/2012/06/120627_l45_sarkuhi_cultural_impact_sanc12

  1. عمرزاده، عبدالقدیر (۱۳۹۵)، نقش تعیین‌کننده‌ی راه‌های مواصلاتی بالای اقتصاد یک کشور، روزنامه انیس

http://dailies.gov.af/site

  1. گریگوریان، وارتان (۱۳۸۸)، ظهور افغانستان نوین، مترجم: علی عالمی کرمانی، نشر عرفان.
  2. ذکریا؛ فرید (۱۳۸۴) آینده آزادی، اولویت لیبرالیسم بر دموکراسی، ترجمه امیر‌حسین نوروزی، انتشارات طرح نو.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن