سرهای تمام‌ناشدنی آزادی‌خواهان

ترس و خشونت هم‌زادند. طالبان در دو روز اول مجلس ملاها، نشان دادند که از آفتابی ‌شدن چقدر هراس دارند و بار سنگین اداره کشور چگونه کمر همت‌شان را لرزانده است. این ترس با شعارهای تند، دشنام، اعلام آماده‌گی برای خشونت و «جنگ تا قیامت» در سخنرانی رهبران و نماینده‌گان آن گروه پیدا بود.

نشانه‌ای از اعتماد به‌ نفس و امید به آینده، در سخنان طالبان نبود. کسی از برنامه‌های عمرانی و انکشافی، روابط دیپلماتیک، انکشاف ظرفیت‌های بشری، تقویت رابطه بین دولت و مردم و نیز چندوچون جامعه‌ای که قرار است طالبان برای آینده‌ کشور بسازند، صحبت نکرد. آنان در قامت حاکمان نه، بلکه در چهره نیرویی متهم و مورد ظنِ وطنداران و جامعه جهانی مشغول توجیه کشتار، عقب‌روی و استبداد بودند. اما از آن‌جایی که خود نیز به آن توجیهات باور ندارند، به دو ریسمان فرسوده سیاسی متوسل می‌شدند. اول این‌که گویا طالبان نماینده‌گان خدایند و این حکومت را خداوند به آنان بخشوده است. بارها از زبان سخنرانان و مقام‌های طالبان در این مجلس شنیده شد که خداوند این نعمت بزرگ را به علمای دین اعطا کرده است و باید نگذارند از دست رود. دوم، به ‌رخ کشیدن زور و امکانات سرکوب. آنان بارها و به تکرار از تجربه کشتار و سرکوب در گذشته یاد کردند و مخالفان را تهدید به حذف نمودند. یکی گفت کوچک‌ترین حرکت مخالف باید سرکوب شود و هر که در برابر «امارت اسلامی» بایستد، سر زده شود. دیگری با اذعان به کشتار غیرنظامیان گفت که آن گروه قصد کشتن بی‌گناهان را نداشت و غیرنظامیان به دلیل هم‌نشینی با کفار و مخالفان طالب کشته شده‌اند.

از زبان رهبر طالبان، جهان «کفار» تهدید شد و اعلام گردید که جنگ تا قیامت ادامه خواهد داشت. اما می‌دانیم که جنگ طالبان با مخالفان داخلی است، نه با نیروها و «دشمنان» خارجی. در بیست سال گذشته توافق‌نامه‌ها و دادوگرفت‌های طالبان با استخبارات خارجی و آنانی که ظاهراً «کفار» خوانده می‌شوند، منبع بقای‌شان بود. از روسیه و چین تا بریتانیا و امریکا را لیسیدند و به آنان مکرر اطمینان دادند که طالبان دشمن‌شان نیست و اگر  به قدرت برگردند، مانع استفاده خاک کشور علیه منافع «کفار» خواهند شد. در سال‌های آخر حضور امریکا، طالبان مشغول قصابی غیرنظامیان در مکتب، سرک، ورزشگاه، مسجد، دانشگاه و بازارها بودند، اما به ‌روی سربازان خارجی شلیک نمی‌کردند. امروز نیز اعلام جنگ تا قیامت، تهدید مخالفان داخلی است و این‌که گروه طالب حاضر است برای حفظ قدرت تا پای جان بجنگد، ورنه دست کدام قدرت بزرگ را این گروه تاکنون نبوسیده و پیش کدام نهاد خارجی برای کمک و حمایت خم نشده است؟

رهبران طالب می‌دانند مسیری را که انتخاب کرده‌اند، به مقاومت مردم منتهی می‌شود. برای جلوگیری از این رویارویی، هنر اداره و سیاست بلد نیستند و ظرفیت پاسخ‌دهی به نیازمندی‌های مردم را ندارند. از این رو به سرکوب، تنها ابزار دست‌داشته، توسل می‌جویند و هشدار می‌دهند که گردن خواهند زد و تا قیامت خواهند جنگید.

اما این تقابل تا قیامت ادامه نمی‌یابد. عمر نیرویی که برای دولت‌داری تنها دعا کردن و گردن‌ زدن بلد باشد، کوتاه است. تاریخ افغانستان بسیار از این حضیض‌های دردناک دیده است؛ اما هیچ خنجردار و گردن‌زنی در برابر تمایل مردم برای رهایی تاب نیاورده است. مبارزه علیه استبداد به‌زودی فراگیر می‌شود و امید می‌رود از درون خانه‌ها و خانواده‌های این سرکوب‌گران نیز صداهای اعتراض و مشت‌های قیام بلند شود.

سرهای آزادی‌خواهان با بریدن تمام نمی‌شود و آینده از کسانی‌ است که به قانون‌گرایی باور دارند، انتخابات و رای مردم را محک حکومت می‌دانند و در برابر خواست‌های قانونی مردم با جلاد و انتحاری نمی‌ایستند.

دکمه بازگشت به بالا