هندی‌ها پانی‌پت را به تاریخ سپرده‌اند، امروز ما را نگاه می‌کنند

مصور زادفر

یک

من در پونه زنده‌گی می‌کنم، شهری که مرکز امپراطوری مرهته‌ای‌ها بود. در این‌جا نیز، هر از گاهی نام احمدشاه ابدالی بر زبان باشنده‌گان افغان این شهر که اکثراً دانشجویان هستند، می‌آید. زمانی که یک «مرهته‌ای»، به سوی دو افغان به هر دلیلی «چَپ چَپ» نگاه کند، با هم می‌گویند: «می‌بینی؟ به خاطر لشکرکشی و فتوحات احمدشاه بابا چقدر کینه گرفته‌اند؟» چندی پیش با یک دوست، وارد دکانی شدیم. رفتار دکان‌دار، بسیار نامحترمانه و سرد بود. صریح پرسید که چی نیاز دارید. همان طور که جنس مورد نیاز ما را بسته می‌کرد، پرسید از کجا هستید؟ دوستم فوراً به قصد این‌که دورغی بگوید و به شوخی‌ای بین‌مان بدل شود، گفت: «از ایران هستیم.» رنگ دکان‌دار تغییر کرد، چشمانش درخشید، دست‌های‌مان را فشرد و گفت: «می‌بخشید؛ در نخست فکر کردم از افغانستان هستید.» آن‌جا در ذهنم پرسش خلق شد که چی باعث می‌شود با افغان‌ها در این شهر این‌گونه برخورد شود. پاسخ دانشجویانی که چند سال بیش‌تر در پونه زنده‌گی کرده‌اند، همین بود: «لشکرکشی و غنمیت‌گیری‌های احمدشاه بابا در هند.»

نشر تریلر فلم پانی‌پت، در صفحه‌های اجتماعی میان کاربران افغانستان نقد و نظرهای فراوانی را در پی داشت. بسیاری از هواخواهان و منتقدان احمدشاه ابدالی، آب را ندیده موزه کشیدند. این قصه اما در هند چندان گرم نبود. نه تنها فلم پانی‌پت، بلکه به یاد آوردن جنگ اصلی پانی‌پت و احمدشاه ابدالی، هندی‌ها را وادار به حرف زدن در این مورد نمی‌کند.

دو

نشر تریلر فلم پانی‌پت، در صفحه‌های اجتماعی میان کاربران افغانستان نقد و نظرهای فراوانی را در پی داشت. بسیاری از هواخواهان و منتقدان احمدشاه ابدالی، آب را ندیده موزه کشیدند. این قصه اما در هند چندان گرم نبود. نه تنها فلم پانی‌پت، بلکه به یاد آوردن جنگ اصلی پانی‌پت و احمدشاه ابدالی، هندی‌ها را وادار به حرف زدن در این مورد نمی‌کند.

واکنش‌ها در مورد فلم پانی‌پت و احمدشاه ابدالی، باعث شد تا پرسشی را از مرهته‌ها بپرسم. نزد شماری از دانشجویان هم‌صنف رفتم. شماری در نخست چنان به نظر می‌رسیدند که این نام را برای نخستین‌بار می‌شنوند: «احمدشاه ابدالی.» شماری معلومات تکه‌تکه و پراکنده داشتند. با این وجود، به این باور رسیدم که احمدشاه ابدالی، نقش چندانی در دیدگاه امروز هندی‌ها در مورد افغانستان و مردمش، ندارد، کینه‌ای از پانی‌پت منشأ نمی‌گیرد.

 

سه

با این حال، من هنوز شور و هلهله‌ای را که پانی‌پت در افغانستان ایجاد کرده بود، به یاد داشتم. می‌انگاریدم که ممکن، پس از اکران فلم پانی‌پت، نگاه هندی‌ها به افغانستان کدرتر شود. فکر می‌کردم پس از دیدن فلم از سوی هندی‌ها، خشم‌شان بیدار شود و دلیل عمده‌ی «چپ چپ» نگاه کردن‌شان به افغان‌ها، احمدشاه ابدالی باشد. در نخستین پخش فلم به سینما رفتم. تالار خالی از هیجان است. چند قطار از سیت‌ها خالی مانده است. نمایه، با تصویری از شجاعت، تمدن و وطن‌دوستی هندی‌ها و امپراطوری مرهته‌ای‌ها آغاز می‌شود. حدود چند دقیقه می‌گذرد. چشم‌های افغان‌های حاضر در سینما بازتر شده است. نخستین تصویر از «شاهنشاه افغان» افغانستان پخش می‌شود: مردمانی که اکثراً با مو و ریش اصلاح نشده تشریف دارند، احمدشاه ابدالی در نمایش نخست، با نوک نازک و بُران تاج شهنشاهی‌اش بر سینه‌ی یک دشمن می‌زند، خون بر صورتش می‌پاشد و چشم‌هایش پر از خشم است.

در جریان فلم، هنگامی که هندی‌ها شجاعتی نشان می‌دهند و یا فجیعانه کشته می‌شوند، انتظار دارم واکنشی از تماشاچیان ببینم، اما هندی‌ها دانه‌های جواری بریان‌شده به دهان می‌اندازند و همه‌چیز سرجایش است. وقتی احمدشاه ابدالی سینه‌ی هندی‌ای را نشان می‌گیرد، پسر افغانی که در پهلویم نشسته می‌گوید: «دلم می‌خواهد بلند شوم و زنده‌باد بگویم.» لحنش شوخی دارد.

 

چهار

فلم پایان گرفت و آب از آب تکان نخورد. هنگامی که از تالار خارج می‌شویم، با چند مرد هندی همراه می‌شوم، لبخندی می‌زنند و من سلام می‌دهم. یکی از آن‌ها دیگری را معرفی می‌کند: «ایشان رییس یک دانشگاه هستند.» من می‌خواهم بدانم که حالا که فلم هم دیده شد، یک هندی در مورد افغانستان چه می‌گوید؛ دقیقاً چند لحظه پس از آن‌که فرمانده شجاع مرهته‌ای و هزاران سربازش، از سوی افغان‌ها کشته شده‌اند. می‌گویم از افغانستان هستم و مردی که رییس دانشگاه است، واکنش نشان می‌دهد: «عالی است. ما دانشجویانی از افغانستان هم داریم.» در مورد فلم، او جمله‌ای گفت که من پاسخم را گرفتم: «وقتی فرمانده لشکر مرهته‌ای‌ها کشته، من ناراحت شدم و تو نیز. تاریخ است دیگر، باید بپذیریمش.»

از هندی‌ها جدا می‌شوم و به افغان‌ها می‌پیوندم. کسی می‌گوید: «کاش شمشیری می‌داشتم و همه‌ی این مرهته‌ای‌ها را می‌زدم». همه می‌خندند. کسی دیگر می‌گوید: «هر لحظه فکر می‌کردم حالا سر ما حمله می‌کنند.»

برای آنانی که پس از نشر تریلر فلم سروصدا برپا کردند، باید بگویم که نگران نباشید. هندی‌ها احمدشاه ابدالی و پانی‌پت را به تاریخ سپرده‌اند. ما را بر اساس امروزمان قضاوت و نگاه می‌کنند. اگر گاهی چپ‌چپ نگاه می‌کنند، عینک آن‌ها را غباری از رفتار و کردار امروز ما پوشانیده است. اخلاق اجتماعی و سرنوشت داخل کشور را در خبرها می‌خوانند. رفتار و مدنیت ما را در شهر خودشان می‌بینند و در همین‌جا، چه کارهایی که نمی‌کنیم. از داستان‌هایی که در اروپا و امریکا رقم زده‌ایم نیز، بسیاری‌ها آگاه‌اند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن