ناسازه‌ی انتخاب؛ آن‌چه کم‌اش زیاد است

دوستی بریتانیایی دارم که «آن‌لاین دیتنگ» می‌کند، یعنی از طریق انترنت همسر جست‌وجو می‌کند. چندی پیش او را خسته و گرفته یافتم. حکایت می‌کرد که با مردی ملاقات کرده که همه معیارهایش را دارا است ولی قدش کوتاه است. از دیگری شکایت می‌کرد که پیشه‌ی مناسبی ندارد، و از همه جالب‌تر، کسی را دیده که به غایت مهربان بود و مردهای بسیار مهربان برای او جذابیتی ندارند!

مثال بالا نمونه‌ی از فراوانی گزینه‌ها است. این روز‌ها، گزینه‌ها بسیار زیاد شده‌اند: شبکه‌های بی‌شمار تلویزیونی، رستوران‌های متعدد، دانشگاه‌های زیاد و رشته‌های تحصیلی زیادتر، موبایل‌های متنوع… در واقع، بشر هیچ گاهی صاحب این‌قدر انتخاب نبوده است.

داشتن حق انتخاب از نشانه‌های جامعه‌ی آزاد، عصری و ثروت‌مند است. ارزش این حق را بیش‌تر کسانی می‌دانند که در دیکتاتوری‌ها زنده‌گی کرده باشند و یا در جوامع فقیر زنده‌گی کنند. با این حال، انتخاب زیاد می‌‌تواند ما را تا اعماق گیچی ببرد و کیفیت زنده‌گی ما را ضعیف سازد. این حالتی فایده و خسران انتخاب را در اصطلاح فنی آن ناسازه (پارادوکس) انتخاب می‌‌گویند، که توسط روان‌شناس معاصر باری شوارتز به زبان‌ها افتاد.

شوارتز می‌‌گوید که:

الف) گزینه‌های فراوان می‌‌توانند باعث فلج درونی شوند. این تیوری با تجاربی ثابت شده است. در آزمایشی، یک فروشگاه ۲۴ نوع جیل (شیرینی) را به نمایش گذاشت. از مشتری‌ها خواسته شد هر قدر دل‌شان خواست مزه جیل را بچشند و بعد اگر خواستند، آن را با تخفیف بخرند. روز بعدی فروشنده‌گان تجربه را با افراد دیگری تکرار کردند ولی این بار فقط شش نوع جیل را به نمایش گذاشتند. جالب این که فروش جیل در روز دومی ۱۰ برابر افزایش یافت. در روز اول مشتری‌ها آن‌قدر گزینه داشتند که اصلاً نتوانستند تصمیم بگیرند.

ب) گزینه‌های زیاد باعث خرابی تصمیم می‌‌شود. مثلاً در گذشته باشنده‌گان یک شهر، خویشان نزدیک، ساکنان ناحیه یا هم‌صنفی‌های دانشگاه‌شان را می‌‌شناختند و از میان آن‌ها یکی را برای همسری بر می‌‌گزیدند. معیار‌هایی را که آن‌ها در نظر می‌‌گرفتند، جذابیت فزیکی، ذکاوت، اخلاق نیک، ثروت و غیره بود. حالا، در نتیجه‌ی مهاجرت‌ها و جابی‌جایی‌های وسیع و پیش‌رفت فن‌آوری‌های اطلاعاتی مانند فیس‌بوک و موبایل، امکان انتخاب بسیار زیاد شده است. تا حدی که به معیارها را نیز ضربه زنده‌اند. شاید کم نباشند افرادی که فقط به خاطر کوتاهی پاهای یک فرد یا فربه بودن صورت او، معیار‌های عمده‌ی دیگر مانند ذکاوت و فهم او را نادیده بگیرند و آن‌ها را برای همسری نپذیرند.

ج) انتخاب‌های زیاد باعث افزایش نارضایتی می‌‌شود. آیا می‌‌توان از میان مثلاً ۲۰۰ گزینه، بهترین گزینه را انتخاب کرد؟ اصلاً امکان ندارد. چطور می‌‌توان زمان آن را یافت که ۲۰۰ گزینه را بررسی کرد؟ داشتن گزینه‌های زیاد باعث می‌‌شود بسیاری افراد، حتا بعد از انتخاب، حرص گزینه‌ی دیگری را بخورند. مصداق چنین نارضایتی‌ها را می‌‌توان در بسیار تصامیم دید – از خریداری لپ‌تاپ و موتر تا تصمیم‌های مهم تر زنده‌گی.

راه حل: پیش از آن که بخواهید از میان گزینه‌های مختلف یکی را برگزینید، در مورد معیار‌های‌تان باندیشد (اگر می‌‌توانید آن‌ها را بنویسید). و وقتی با کسی یا چیزی که با آن معیارها هم‌خوانی داشت روبه‌رو شدید، دریغ نورزید! این نکته را بپذیرید که هیچ گاهی نمی‌‌شود تصمیم بی‌عیبی اتخاذ کرد. کمال‌گرایی تام (Perfectionalism)  را فراموش کنید. در عوض، دوست داشتنِ انتخابِ نسبتاً بی‌عیب‌تان را یاد بگیرید. به خاطر بسپارید که در عصر انتخاب، آن‌چه زیادش کم است، قناعت است.

 

 

جاوید‭ ‬نادر

jawed‭.‬[email protected]‭.‬com

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن