بن‌بست مذاکرات دوحه؛ آیا به یک فرمول جدید نیاز است؟

خلیل اسیر

دور دوم مذاکرات صلح بین دولت و طالبان پیش از شروع آن دچار بن‌بست بود. پیش‌شرط‌های طالبان برای ادامه مذاکره با دولت عامل اصلی این بن‌بست بود و هنوز نیز است. دور دوم مذاکرات که در شانزدهم دلو آغاز شده بود، بدون آن‌که هیأت‌های مذاکره‌کننده دولت و طالبان وارد بحث‌های جدی شوند، به صورت اعلام‌نشده متوقف شد. تا هنوز تصامیم دو طرف برای از سرگیری این مذاکرات اعلام نشده است. این امر نشان می‌دهد که بن‌بست مذاکرات دوحه جدی است و با سردی که در مواضع دو طرف برای شروع مجدد این مذاکرات دیده می‌شود، احتمال شکست آن متصور است.

دولت و طالبان، پیش‌شرط‌هایی برای انجام مذاکره با یک‌دیگر دارند. این پیش‌شرط‌ها در جبهه طالبان پررنگ‌تر است. دو پیش‌شرط از سه پیش‌شرط این گروه در توافق‌نامه امریکا و طالبان به صورت واضح آمده است. یکی از این پیش‌شرط‌ها، رهایی هفت‌هزار زندانی این گروه از بند دولت است. پیش‌شرط دیگر طالبان، رفع کلیه تعزیرات در برابر این گروه و اعضای آن است. این دو پیش‌شرط از سوی طالبان براساس توافق‌نامه ماه حوت پارسال برای ادامه مذاکره در برابر دولت‌های افغانستان و امریکا گذاشته شده است.

سومین پیش‌شرط طالبان برای انجام مذاکره، کنار رفتن غنی از قدرت است. طبعاً این گروه طرف‌دار حکومت موقت – ائتلافی است که زیر چتر آن باید مذاکرات صلح تا اقامه نظام سیاسی جدید دنبال شود. در بیرون از افغانستان، مقامات روسی تاکنون از این ایده حمایت کرده‌اند. در داخل افغانستان بعضی از احزاب و چهره‌های سیاسی نیز پشتیبان این ایده هستند. رییس جمهور غنی اما شدیداً با این ایده مخالف است. غنی در تازه‌ترین اظهاراتش گفته است، تا زمانی که او زنده است، طالبان روی حکومت موقت را نخواهند دید.

در این طرف میز، دولت خواستار توقف خشونت‌ها و آتش‌بس کامل است. هیأت دولت، آتش‌بس را در صدر فهرست موضوعات پیشنهادی خود برای بحث در میز مذاکرات قرار داده است. این هیأت قبلاً گفته بود که تلاش می‌کند تا پیش از بحث روی سایر موضوعات، گروه طالبان را برای توافق روی مسأله آتش‌بس متقاعد کند. این در حالی است که طالبان نه تنها آماده بحث روی موضوع آتش‌بس نیستند که آماده پذیرش پیشنهاد کاهش خشونت‌ها نیز نیستند.

دو پیش‌شرط طالبان برای ادامه مذاکره که بنیاد آن توافق‌نامه دوحه است، نیز عملی نیست. دولت افغانستان می‌گوید به دلیل آن‌که طرف توافق طالبان نبوده است، ملزم به رعایت توافق‌نامه امریکا و طالبان نیست. به این دلیل، هفت‌هزار زندانی طالبان را پیش از انجام توافقات صلح و مقدم بر آن توافق روی آتش‌بس کامل، رها نخواهد کرد. تجربه دولت از رهایی پنج‌هزار زندانی طالبان کافی است که پای این استدلال خود محکم بایستد و از رهایی هفت‌هزار زندانی باقی‌مانده این گروه پرهیز کند. در این حالت، طالبان دو انتخاب بیش‌تر ندارند: یا از این پیش‌شرط خود دست بردارند و یا از ادامه مذاکرات خودداری کنند. این گروه در حال حاضر گزینه دوم را ترجیح داده است.

رفع کلیه تعزیرات بین‌المللی در برابر طالبان مشروط است به پیش‌شرفت مذاکرات بین‌الافغانی، کاهش خشونت‌ها و قطع روابط این گروه با گروه‌های تروریستی. در بیش از پنج ماه از شروع مذاکرات بین‌الافغانی، پیش‌رفت امیدوارکننده‌ای در اقدامات طالبان برای انجام این تعهدات دیده نمی‌شود. این گروه نه تنها وارد مذاکرات معنادار با دولت نشده که با حفظ روابط خود با گروه‌های تروریستی، سطح خشونت‌ها را نیز بلند برده است. بدیهی است که در چنین شرایطی ممکن نیست که دولت امریکا و شورای امنیت سازمان ملل متحد، ریسک رفع تعزیرات در برابر طالبان را متقبل شوند.

چنان‌که در فرازهای فوق مطالعه می‌شود، فاصله بین مواضع دولت و طالبان از یک طرف و فاصله بین انتظارات امریکا و طالبان از طرف دیگر، بسیار زیاد است. به علت آن‌که اعتماد متقابل لازم بین طرف‌ها شکل نگرفته است و هر کدام با سوءظن نسبت به یک‌دیگر نگاه می‌کنند، کم کردن این فاصله‌ها بسیار دشوار است. از این‌رو، پیش‌بینی می‌شود که مذاکرات بین‌الافغانی با فرمول دوحه با شکست روبه‌رو است.

اما تمایل دولت و طالبان برای انجام مذاکره تا هنوز فروکش نکرده است. با وجود توقف مذاکرات، دو طرف تأکید دارند که مذاکره یگانه راه حل موثر برای پایان دادن به جنگ جاری است. هم‌زمان با این، هم دولت و هم گروه طالبان تصمیم قاطع گرفته‌اند که تسلیم یک‌دیگر نشوند و به جنگ تا زمانی که از راه مذاکره به توافق نرسیده‌اند، ادامه بدهند. در شرایطی که فرمول دوحه از حل معمای جنگ افغانستان عاجز مانده است، تمایل طرف‌ها به مذاکره، تنها شانس موجود برای طرح یک فرمول جدید به هدف پایان دادن به این جنگ است.

دکمه بازگشت به بالا
بستن