توهم موفقیت استراتیژی ترمپ در افغانستان

مهم‌ترین پیام سفر وزیر خارجه‌ی امریکا به کابل «موفقیت استراتیژی ترمپ» در افغانستان بود. اشرف غنی نیز این موفقیت خودخوانده را برای آقای ترمپ و تیم امنیتی‌اش تبریک گفت. رییس جمهور در نشست خبری با اعتماد به نفس در مورد چشم‌انداز شروع گفت‌وگوهای صلح صحبت کرد. او منتقدین خود را به بدبینی بی‌دلیل متهم ساخت، و تلاش‌ها برای صلح را زمان‌گیر و نیازمند حوصله و استقامت دانست.

آقای پمپئو نیز با خوشبینی گفت که طالبان در میدان نبرد پیروز نخواهند شد و بهتر است که با حکومت راه گفت‌وگو را در پیش گیرند. وزیر خارجه‌ی امریکا حمایت از مذاکرات و حتا حضور کشورش در گفت‌وگوهای صلح را اعلام داشت. این اظهارات پمپئو، پاسخی رد به درخواست‌های مکرر طالبان بود که خواهان مذاکرات مستقیم با ایالات متحده بوده و نشستن با حکومت افغانستان را رد کرده‌اند. اکنون طالبان می‌توانند گفت‌وگوهای پشت پرده با نیروهای امریکایی را ادامه دهند، ولی به صورت رسمی چاره‌ای جز گفت‌وگو با حکومت افغانستان ندارند. سخنان وزیر خارجه موقعیت ارگ در برابر طالبان را قوی تر ساخت و نشان داد که گفت‌وگوها با طالبان در هماهنگی با حکومت افغانستان صورت خواهد گرفت که یک موضع اصولی و معقول است.

آقای غنی در حالی به نتیجه‌ی تلاش‌هایش برای گفت‌وگو با طالبان باور دارد که بحث «مذاکرات بین افغان‌ها» دست کم تا مدتی امکان چنین مذاکراتی را به تعویق خواهد انداخت. طالبان در سطح سیاسی مذاکره با امریکایی‌ها و اروپایی‌ها را قبول دارند و در پایتخت‌های کشورهای مختلف با نمایندگان‌شان گفت‌وگو کرده‌اند، ولی هیچ‌گاهی ایده‌ی مذاکره‌ی رسمی با حکومت افغانستان را نپذیرفته‌اند. حکومت از کانال‌های مختلف با این گروه در تماس بوده است، ولی موفق نشده است که پشت میز مذاکره با نمایندگان آن بنشینند.

طالبان از آن رو مذاکره‌ی مستقیم با حکومت را نمی‌پذیرند که به طور خودخوانده رژیم خویش را حکومت واقعی افغانستان می‌دانند که توسط حمله‌ی نظامی امریکا ساقط شد و از جانب دیگر فکر می‌کنند که در مذاکرات دو به دو امتیازات بیشتری از ایالات متحده به دست آورده می‌توانند تا حکومت اشرف غنی در کابل.

طالبان فشار نظامی امریکا را احساس کرده و به خوبی می‌دانند که به لحاظ جنگی قدرت شکست امریکا را ندارند. تأکید آن‌ها برای مقابله با ایالات متحده جنگ جاری را طولانی ساخته و تلفات زیادی بر این گروه تحمیل کرده است. از نظر آن‌ها مذاکره با امریکا راه دیگر بازگشت به قدرت است؛ چون گمان می‌کنند که با رفتن امریکا حکومت فعلی افغانستان دوام آورده نمی‌تواند. این در حالی است که نیروهای نظامی افغانستان روز تا روز قوی شده و توانایی دفاع از دولت موجود را دارند. از سوی دیگر، امریکایی‌ها نیز به خوبی آگاه اند که با قطع حمایت‌های خود، حکومت افغانستان را در برابر طالبان و سایر گروه‌های تروریستی به شدت آسیب‌پذیر خواهند ساخت و این موضوع در بلندمدت به نفع امنیت ملی امریکا و متحدانش نیست؛ افغانستان نباید بار دیگر مکان امن برای طالبان و گروه‌های تروریستی دیگر شود.

برخلاف تصور آقای غنی، مسایل فوق وضعیت سیاسی و امنیتی را پیچیده‌تر می‌سازد. طالبان در تلاش اند که محاسبه‌ی امریکا برای ماندن در افغانستان و پشتیبانی از حکومت موجود را تغییر دهند. پاکستانی‌ها سخت در تلاش اند تا با متقاعد ساختن واشنگتن زمینه‌ی خروج آن از افغانستان را مساعد سازند. هدف طالبان و پاکستانی‌ها از مذاکره با امریکایی‌ها تضعیف حمایت‌های بین‌المللی حکومت اشرف غنی و سقوط آن پس از خروج نیروهای امریکایی است. پس در این‌جا گفت‌وگوهای صلح منطقی ندارد.

در حال حاضر، اشرف غنی به دنبال بسیج افکار عمومی در کشورهای اسلامی و در میان علمای مذهبی در افغانستان علیه طالبان است تا از جنگ این گروه مشروعیت‌زدایی کند. نشست دو روزه‌ی عربستان سعودی با اشتراک ۱۰۸ عالم دینی از کشورهای مختلف مسلمان به پایان رسید که در آن تروریسم و جنگ طالبان علیه دولت نامشروع خوانده شده است.

ولی طالبان با صدور بیانیه‌ای شدیداً علیه این نشست موضع گرفته‌اند. در این بیانیه آمده است که نتیجه‌ی نشست حمایت از «اشغال‌گران امریکایی» بوده و جنگ این گروه علیه نیروهای خارجی ادامه خواهد داشت. این موضع‌گیری تند نشان می‌دهد که چقدر تأثیر عربستان بر طالبان محدود است و این گروه بی‌هیچ هراسی سعودی را حامی نیروهای امریکایی در افغانستان می‌خواند.

عربستان سعودی پیش از آن که یک مرجع مذهبی باشد، دولتی با منافع معین است. عربستان به خاطر مبارزه با نفوذ ایران به امریکایی‌ها و اسراییلی‌ها نزدیک شده است. همین سیاست‌های سعودی باعث شده است که گروه‌های تندرو مذهبی اعتنایی به جایگاه مذهبی عربستان نداشته باشند. این در حالی است که حکومت افغانستان روی نقش و وجهه‌ی مذهبی سعودی حساب زیاد باز کرده است.

مشکل عربستان سعودی این است که با طالبان برخورد جدی نداشته است. زمانی که طالبان از اخراج اسامه بر اساس درخواست دولت سعودی امتناع ورزیدند، نفوذ محدود این کشور بر طالبان مشخص شد. با این حال، این کشور هیچ اقدام جدی‌ای علیه این گروه انجام نداده و حتا منابع مالی‌شان را نیز قطع نکرده است.

اشرف غنی در کنفرانس خبری خود روی اجماع داخلی و منطقه‌ای بر سر صلح در افغانستان تأکید زیادی کرد، ولی مشکل از این‌جا آغاز می‌شود که این اجماع اهمیتی برای گروه طالبان و استراتیژیست‌های پاکستانی ندارد. هدف آن‌ها غصب قدرت و تبدیل افغانستان به یک کشور حایل تحت حمایه است که هندوستان، ایران و سایر کشورهای منطقه هیچ نوع حضوری در آنجا نداشته باشند. پاکستانی‌ها به افغانستان نگاه امنیتی دارند و طالبان با توجه به مناطق تحت کنترول خود، به پیروزی بر حکومت موجود، در صورت خروج نیروهای امریکایی اعتقاد دارند.

اشرف غنی تا زمانی که قدرت خود را به رخ طالبان نکشد و از میزان ساحات تحت کنترول طالبان نکاهد، زمینه‌ی مصالحه با این گروه را به وجود نخواهد آورد. به تکرار باید روی این واقعیت تأکید کرد که حکومت افغانستان تنها به واسطه‌ی جنگ موثر و تقویت مشروعیت حکومت در نزد مردم افغانستان می‌تواند که محاسبه‌ی طالبان و حامیان پاکستانی‌شان را تغییر بدهد. تا زمانی که در روالپندی و شورای کویته امید به پیروزی وجود داشته باشد، مذاکرات صلح یک توقع بیهوده است.

دیدگاه are closed.

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک