الگوی انسان‌دوستی و ترقی‌خواهی

قتل تتسو ناکامورا وجدان جمعی را تکان داد. ترور این شهروند جاپانی‌الاصل افغانستان سوگ‌واری جمعی خلق کرد. این حادثه یک‌بار دیگر نشان داد که تمام شهروندان افغانستان به خدمت‌گزاران‌شان ارج می‌گذارند، ولی از آنانی که می‌خواهند به زور افکار خودشان را بر آنان تحمیل کنند، نفرت دارند. ناکامورا هیچ نوع آجندای سیاسی و ایدیولوژیک نداشت. به همین دلیل بود که او نمی‌توانست دشمن شخصی داشته باشد. او را نیروهایی ترور کردند که با اصل ترقی‌خواهی در افغانستان دشمنی دارند. تمام تلاش این شهروند جاپانی‌الاصل افغانستان این بود که زنده‌گی بهتر برای اهالی دهکده‌های شرقی فراهم سازد. او از دانش و تجربه‌اش با عرق‌ریزی و فعالیت شبانه‌روزی استفاده می‌کرد تا بیابان‌ها را به باغ بدل کند، کشت‌زار بیافریند و گیاه بکارد تا دسترسی اهالی دهکده‌ها به غذا بیش‌تر شود. ناکامورا می‌دانست که بزرگ‌ترین مشکل میهن دومش افغانستان که خود را وقف خدمت به آن کرده بود، گرسنه‌گی و فقر است. او کمر همت بسته بود تا با فقر، ‌گرسنه‌گی و مرض در این دیار مبارزه کند. رهایی انسان این دیار از گرسنه‌گی، ‌فقر و مرض، تنها دغدغه‌اش بود و در این راستا با سخت‌کوشی باور نکردنی کار می‌کرد. ویدیوهایی که از او گرفته‌اند نشان می‌دهد که خودش در کنار این‌که تمویل‌گر و طراح پروژه‌ها بود، مثل یک کارگر عادی زحمت می‌کشید.

ناکامورا الگوی ایثار، سخت‌کوشی، ‌انسان‌دوستی و ترقی‌خواهی بود. اهالی دهکده‌های شرقی کشور در زمان حیاتش از او سپا‌س‌گزاری می‌کردند. به پیشنهاد آنان دولت برای ناکامورا شهروندی افتخاری افغانستان را اعطا کرد. اعطای شهروندی افتخاری به او کوچک‌ترین اقدامی بود که دولت برای سپاس‌گزاری از زحماتش انجام داد. او حق بزرگی به گردن این دیار دارد. جا دارد که دولت یکی از مکان‌های عمومی را در جلال‌آباد، ‌کابل یا یکی از شهرهای دیگر کشور به نام ناکامورا کند. حقش است که به نشانه‌ی ارج‌گزاری به زحمات ناکامورا مجسمه‌ی او در یکی از چهارراه‌های جلال‌آباد نصب شود تا همه او را به یاد داشته باشند و از وی الهام بگیرند. برای زنده‌ نگه‌داشتن یاد و خاطره‌ی ناکامورا و همکارانش باید فلم‌ تولید شود، تیاتر اجرا شود و نهادهای مربوطه باید زمینه‌ی آن را فراهم کنند تا کسی زنده‌گی‌نامه‌ی این انسان بی‌بدیل را بنویسد.

فعالیت‌ها و زحمات ناکامورا بیان‌گر آن است که همه‌ی شهروندان افغانستان مدیون او هستند. باید تمام اقدامات لازم صورت بگیرد تا اسم ناکامورا در تاریخ ترقی‌خواهی، تمدن‌طلبی و مبارزه با فقر و گرسنه‌گی در افغانستان جاودان بماند. وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت زراعت و شاخه‌های ولایتی این وزارت‌خانه‌ها در مشرقی باید در این راستا برنامه‌های مشخصی را طراحی و تطبیق کنند. همه باید نشان بدهیم که شهروندان افغانستان به خدمت‌گزاران واقعی‌شان ارج می‌گذارند و آنان را بخشی از وجود معنایی و فرهنگی‌شان حساب می‌کنند. اگر نهادهای امنیتی در تامین امنیت او سهل‌انگاری و کوتاهی کردند، ‌نهادهای دیگر باید با زنده نگه‌داشتن نام و خاطره‌ی او، جبران کنند. نام‌گذاری یکی از اماکن عمومی در کابل و جلال‌آباد به نام ناکامورا مطالبه‌ی عمومی است که حکومت باید به آن پاسخ مثبت بدهد. او خدمت‌گزار انسان این سرزمین بود و حق دارد که نامش روی یکی از اماکن عمومی گذاشته شود.

ناکامورا باید در حافظه‌ی تاریخی نسل‌های آینده هم زنده بماند. بسیاری از صفحات کتاب‌های تاریخ مکاتب را معرفی امیران و امیرزاده‌گانی پر کرده است که هیچ تلاشی برای رهایی انسان این دیار انجام ندادند، تردیدی نیست که ناکامورا بیش‌تر از آنان حق دارد و باید نسل‌های آینده هم او را بشناسند. در آینده باید وزارت معارف قصه‌ی زنده‌‌گی و فعالیت‌های او را درج نصاب تعلیمی مکاتب کند. داستان زنده‌گی و حادثه‌ی ترور ناکامورا می‌تواند پند و عبرت برای سیاست‌مداران و مدعیان رهبری جامعه نیز باشد. واکنش جمعی به ترور بی‌رحمانه‌ و وحشیانه‌ی ناکامورا نشان داد که شهروندان افغانستان به خدمت‌گزاران واقعی‌شان ارج می‌‌گذارند و آنان را فراموش نمی‌کنند. ناکامورا حق دارد که در حافظه‌ی تاریخی و فرهنگی ما حضور جاودانه داشته باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن