سکوت تاریخی زنان در پیوند به اتفاقات سیاسی مهم منطقه

تهمینه تومیریس

منطقه خاورمیانه سال‌ها است که دست‌خوش تغییرات، آشوب‌ها، تحولات و بعضاً انقلاب‌های کوچک و بزرگ است که باعث شده حداقل در ۲۰ سال گذشته، همواره با یک خبر جدید، به سرخط خبرهای جهان مبدل شود. افغانستان پس از عراق شاهد بزرگ‌ترین تحولات و تغییرات چه در رژیم و چه در جنبه‌های اجتماعی آن بوده است. بخش بزرگی از این تحولات اساساً بیرون از افغانستان رخ داده‌اند، اما تأثیر به سزایی همواره بر جریانات سیاسی و موج‌های اجتماعی داخلی داشته‌اند. بدیهی است هر تغییری در سطح اجتماعی و سیاسی، زنده‌گی همه‌ی شهروندان یک جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، فارغ از جنسیت مردمان آن جامعه؛ بدین معنا که سقوط یک رژیم دموکرات یا مستبد و یا بر سر قدرت آمدن احزاب جمهوری‌خواه یا امارت اسلامی، نه تنها زنده‌گی قشر مردانه اجتماع را دست‌خوش تحولات و تغییرات مثبت یا منفی می‌سازد، بلکه زنان نیز به همان میزان یا حتا بیش‌تر از مردان متأثر از اتفاقات سیاسی پیرامون‌شان می‌شوند. مرور تاریخ سیاسی پنجاه سال گذشته افغانستان به ما نشان می‌دهد که سهم زنان در واکنش‌های مردانه در قبال اتفاقات سیاسی عملاً ناچیز است. چنان‌چه اگر از تعداد معدودی از فعالان سیاسی و اجتماعی زن چشم بپوشیم، در سطح گسترده‌تر به وضوح می‌بینیم که زنان همواره نقش منفعلانه‌ای برای ابراز نظر، واکنش مستقیم، نقد یا حمایت صریح نسبت به وقایع پیرامون‌شان داشته‌اند. این در حالی است که به صورت جدی‌تر، با بررسی فکت‌های سیاسی و قدرت‌طلبانه نظام‌ها، نقش زنان حتا در سطوح بلند‌تر نظام عموماً سمبولیک است. یکی از عوامل برجسته این نقش‌های سمبولیک، سکوت زنان در پیوند به اتفاقات سیاسی مهم منطقه است.

در جهان سیاست یا به عبارتی جهان سیاسی مردانه، مردان آزادانه موضع می‌گیرند، خواه این موضع‌گیری‌ها مثبت باشد یا منفی. مردان خود را موظف می‌دانند که نسبت به اتفاقات روز ایراد نظر کنند و یا از این هم پیش‌روی کرده برای جوامع خود تعیین تکلیف کنند. مردان با حضور در رسانه‌های مختلف تصویری و نوشتاری، به بررسی ابعاد مختلف اتفاقات سیاسی می‌پردازند و بدین ترتیب همه چیز از زاویه دید مردان به مخاطب تزریق می‌شود. از همین رو می‌توانیم بگوییم که جهان سیاست در خاورمیانه، مردانه است. سوال و مسأله اساسی اما این است که چرا زنان کم‌تر ایراد نظر می‌کنند در مورد اتفاقات سیاسی و یا اصلاً چرا زنان در مقایسه با مردان تلاشی برای کسب قدرت سیاسی بیش‌تر نمی‌کنند؟ چرا همیشه زنان اولین کسانی هستند که در شرایط نامساعد سیاسی، صحنه را ترک می‌کنند؟ اگر‌ چه پاسخ به همه‌ی سوالات فوق مستلزم مرور ریشه‌های قدرت مردانه در نظام و دولت است، اما نمی‌توان این واقعیت را هم نادیده گرفت که عطش رسیدن به قدرت سیاسی به صورت عموم در مقایسه با مردان در ما زنان کم‌تر دیده می‌شود؛ صرف نظر از این‌که تاریخ مبارزات زنان در جهان الگوهای زیادی از زنان قهرمان و تاریخ‌ساز را به ما نشان می‌دهد.

پرداختن به این مسأله که ما زنان در عرصه‌های سیاسی در برابر مردان اعتماد به نفس کافی برای ابراز نظر نداریم، شاید به مذاق زنان زیادی خوش نخورد، اما واقعیت تلخی است که من به شخصه بارها با آن روبه‌رو شده‌ام، یا در حالت بدتر، حتا اگر زنانی شروع به ایراد نظر در فضای مجازی می‌کنند، زنان دیگر او را وادار به سکوت می‌سازند.

در پیوند به اتفاق اخیری که در عراق افتاد و بدون شک تأثیر آن در پیوند با پروسه صلح با طالبان دامن جامعه‌ی افغانستان را دیر یا زود خواهد گرفت، توییتر و فیس‌بوک یا تمامی رسانه‌های خبری تصویری، شاهد چهره‌های گوناگون برای بررسی جنبه‌های مختلف آن اتفاق بودند. قریب به اکثر تمامی چهره‌هایی که در پیوند با حادثه کشته شدن قاسم سلیمانی ـ چه در داخل یا خارج ـ از افغانستان موضع جدی یا صریح گرفتند، مردانه بود. نمونه جالب آن گزارش بی‌بی‌سی دری از «واکنش افغان‌ها به خبر کشته شدن قاسم سلیمانی» بود؛ گزارشی کاملاً مردانه که در آن تنها نظر یک زن درج شده بود که آن هم موضع بی‌طرفانه داشت. در رسانه‌های خبری بزرگ دیگر فارسی‌زبان هم عملاً شاهد دو یا سه چهره‌ی زن به عنوان کارشناس بودیم. اگر‌ چه باید خط فاصل میان زنان فعال در جامعه ایران را از زنان فعال در جامعه افغانستان جدا کرد. باری این سکوت کم‌کم می‌رود تا به یک معضل بزرگ دیگر برای زنان و قشر زنان فعال تبدیل شود. سکوت زنان یا برخورد‌های محافظه‌کارانه در روند‌ها و تحولات سیاسی پیرامون‌شان در آینده‌ی نه چندان دور، به برگ برنده‌‌ی دیگر برای مردان تبدیل می‌شود تا زنان را بیش‌تر از پیش از فضای سیاست دور نگه دارند و به باور من زنان خود به چنین روندی کمک می‌کنند. نقش فعال زنان در رسانه‌ها برای ایراد نظر در عرصه‌های سیاسی‌ای که فارغ از مسایل جنسیتی حایز اهمیت هستند، یکی از قدم‌هایی است که می‌تواند زنان را به اهداف‌شان و برابری‌های جنسیتی نزدیک کند. مسلماً ایراد نظر و فعال بودن در عرصه‌های سیاسی برابر با ایجاد هیاهو و جوسازی نیست، اما ما زنان بایستی تصمیم بگیریم که هم‌چنان سکوت کنیم یا از زاویه دید خودمان مسایل را به بحث بگیریم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن