روزهای سخت کرونایی و قشر نیازمند فراموش‌شده

کرونا یا کووید- ۱۹، ویروسی واگیری که از زمان شیوع، نظم جهانی از اقتصاد و سیاست گرفته تا روابط فردی و جمعی را برهم زد و یک‌بار دیگر ثابت ساخت جهان قرن ۲۱ که از آن به عنوان قرن علم و تکنولوژی یاد می‌شود، راه‌های دور و درازی را به خاطر مهار زودرس چنین بیماری‌ها در پیش دارد. کووید-۱۹ از شهر ووهان چین برخاست و پس از سرایت به سراسر چین، به مرور زمان دامن‌گیر سایر نقاط جهان شد و افغانستان نیز از آن در امان نماند. تا هنوز چند میلیون تن به این مرض مبتلا شده‌اند و هزاران تن دیگر نیز جان باخته‌اند، اما در این میان، افغانستان از جمله کشورهایی است که ویروس کرونا تاثیراتی عمیق را بر وضعیت زنده‌گی شهروندان و مخصوصاً کودکان کارگر، گذاشته که هنوز هیچ کار قابل ملاحظه‌ای به خاطر بهبود وضعیت این گروه صورت نگرفته است.

کودکان در افغانستان

به اساس اعلامیه جهانی حقوق کودک، کودک به کسی گفته می‌شود که به سن هژده ساله‌گی نرسیده باشد و افغانستان از این منظر یک کشور مملو از نیروی کودک است، زیرا به اساس آخرین آمارها، حدود نصفی از نفوس این کشور را کودکان تشکیل‌ می‌دهند، اما موضوع اساسی در این‌جا این است که این کودکان تا چی حدی از حقوق اساسی‌شان که کنوانسیون جهانی حقوق کودک مانند: حق منع تبعیض، حق مصالح عالیه کودک، حق بر حیات کودک، حق تعلیم و تربیت و حق شنیدن نظر کودک، ارایه کرده برخوردار است؟

افغانستان در سال ۱۹۹۴ به کنوانسیون جهانی حقوق کودک پیوست و مکلف به تطبیق ماده‌های این کنوانسیون که برخی از آن‌ها در بالا ذکر گردید در برابر کودکان می‌باشد؛ اما در جریان سال‌های گذشته که این کشور دوره‌ی حکومت کرزی و در حال حاضر هم دوره‌ی حکومت غنی را سپری می‌کند، قادر به تطبیق ماده‌های کنوانسیون نگردید و در پهلوی سایر موارد این امر سبب گردید تا حدود نصف از تمام کودکان در سراسر کشور از اساسی‌ترین حقوق‌شان محروم گردند.

به اساس آمارهایی که از سوی نهادهای بین‌المللی و وزارت کار و امور اجتماعی افغانستان ارایه گردیده نشان می‌دهند که در حدود نزدیک به نصف از کُل کودکان افغان از حق رفتن به مکتب بازمانده، نزدیک به دو میلیون کودک به کارهای شاق مصروف‌اند و بیش‌تر از هفت میلیون تن دیگر نیز به خطر گرسنه‌گی در افغانستان موجه‌اند که این آمارها از یک سو نشان‌دهنده یک بحران در برابر قشری است که از آن به عنوان پایه‌های اساسی هر جامعه یاد می‌شود و از سوی دیگر نشان‌گر وضعیت بد و غیرقابل توصیف آنان می‌باشد.

جنگ، وضعیت بد اقتصادی خانواده‌گی، فقر و خشک‌سالی و مهم‌تر از همه وضعیت بد سیاسی حاکم بر کشور و ضعف مدیریتی رهبران دولت بر وضعیت جاری در کشور از جمله مواردی‌اند که کودکان قربانی آن گردند و از حقوق اساسی‌شان محروم شوند.

در افغانستان هر چند رهبران حکومت وعده‌های برای بهبود وضعیت کودکان در کشور دادند؛ اما تا هنوز هیچ کار قابل ملاحظه‌ای که بتواند وضعیت زنده‌گی کودکان را تغییر دهد نکردند و اگر وضعیت کودکان به همین گونه ادامه پیدا کند، بدون شک کشور دامن‌گیر بحرانی خواهد شد که نتیجه‌ی آن فاجعه‌آمیز خواهد بود.

کودکان کارگر در روزهای سخت کرونایی در افغانستان

افغانستان کشوری است که در حدود نزدیک به دو میلیون کودک کارگر را در نتیجه فقر، وضعیت بد اقتصادی و ناکارآمدی نظام سیاسی در خود جا داده‌ که بیش‌تر این کودکان منبع اصلی درآمد و نان‌آور خانواده‌های‌شان‌ می‌باشند و بر اساس برآوردهای تازه از زمان شیوع ویروس کرونا در این کشور آمار کودکان کارگر به مراتب افزایش یافته‌ و به دلیل عدم دریافت کمک در این جریان وضعیت زنده‌گی آنان رقت‌بارتر گردیده است.

به اساس یافته‌های نهاد بین‌المللی بیش از هفت میلیون کودک در حال حاضر، که افغانستان با مرض واگیر کرونا دست‌وپنچه نرم می‌کند، با خطر گرسنه‌گی روبه‌رو اند که یک بخش مهم و گسترده آنان را کودکان کارگر تشکیل می‌دهند، این در حالی است که قبلاً این آمار به پنج میلیون تن می‌رسد.

این کودکان که از جمله نان‌آوران اصلی خانواده‌های‌شان هستند به دلیل ترس از گرسنه نماندن اعضای فامیل‌شان و با قبول خطرهای ناشی از ویروس کرونا که می‌تواند باعث مرگ آنان شوند، ناگزیر به اجرای کارهای شاق مختلف در روزهای گرم تابستان از جمله مصروف کار در دکان‌های فلزکاری، نان‌وایی‌ها، کوره‌های خشت‌پزی، معدن‌های زغال‌سنگ، کارخانه‌های قالین‌بافی، هوتل‌ها، موترشویی‌ها و دست‌فروشی‌ها به خاطر دریافت مقدار پولی شوند.

کودکان کارگر افغان که هنوز و مخصوصاً در جریان روزهای کرونایی مورد توجه خاص کمک‌های هیچ یک از نهادهای دولتی و بین‌المللی قرار نگرفتند از جمله فراموش‌شده‌ترین و محروم‌ترین قشر در افغانستان به شمار می‌روند که در این روزها زنده‌گی اسف‌باری را می‌گذرانند و هنوز که هنوز است و ویروس کرونا تاثیرات عمیق را بر این قشر محروم از همه حقوق اساسی‌شان گذاشته، این گروه به باد فراموشی سپرده شده است.

۱۲ جون که مصادف است با روز جهانی منع کار کودکان، اما افغانستان امسال این روز را با افزایش چشم‌گیر آمار کودکان کارگر تجلیل کرد که می‌تواند نتیجه خیلی خطرناکی را برای این کشور در پی داشته باشد و در صورتی اقدام‌های جدی مانند کمک‌‌های مالی و دست‌گیری آنان، رسیده‌گی بر وضعیت تعلیم و تربیه و زمینه‌سازی برای یک زنده‌گی بهتر برای آنان صورت نگیرد، این کشور از این منظر وارد یک فاجعه انسانی خواهد شد که در آن زمان نهادهای دولتی افغانستان و بین‌المللی مسوول خواهند بود.

در عین زمان، یافته‌های نهادهای بین‌المللی که در بخش کودکان در جهان کار می‌کنند نشان می‌دهند که یک بخش مهم از نیروهای جنگی گروه‌های تروریستی در جهان را کودکانی بین سن‌های ۱۵ تا ۱۸ تشکیل می‌دهند و این کودکان از جمله آنانی‌اند که به خاطر دریافت پول ناگزیر به پیوستن به گروه‌های ضد بشری شده‌اند. این گفته‌های نهاد بین‌المللی در افغانستان نیز صدق می‌کنند.

در حال حاضر یک شمار زیاد از کودکان افغان نیز توسط گروه‌های تروریستی به خاطر آموزش و پرورش کارهای تروریستی استخدام شدند. این کودکان از جمله آن‌هایی‌اند که خواسته و یا ناخواسته به چنگ نیروهای تروریستی افتاده‌اند که امروز از آنان به عنوان نیروی جنگی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، در چندین حمله انتحاری‌ای که از سوی گروه داعش در کابل صورت گرفت، یک تعداد از حمله‌کننده‌گان انتحاری را کودکان زیر سن ۱۸ سال تشکیل می‌دادند.

از سوی دیگر، در این روزها کرونایی که این کودکان در شرایط بدی زنده‌گی می‌کنند و به کمک‌های مالی شدیداً نیاز دارند، احتمال زیاد دارد که به چنگ گروه‌های مختلف تروریستی بیفتند و از آنان سوی استفاده صورت گیرند.

این همه‌ موارد نشان می‌دهند در صورتی که بر وضعیت کودکان مخصوصاً کودکان کارگر؛ از آن‌جای افغانستان یک کشور در حال جنگ است و نتیجه این موضوع به مراتب محسوس‌تر می‌باشد، توجه جدی صورت نگیرد، چه عواقب ناگواری را در پی دارد.

رازالدین برلاس

دانشجوی مقطع ماستری روزنامه‌‌نگاری در دانشگاه ارجیس شهر قیصری ترکیه

ایمیل: [email protected]

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن