حکومت مصالحه ملی، راه شکست سه بن‌بست انتخابات، صلح و جنگ

تمیم عاصی - رییس انستیتوت مطالعات جنگ و صلح و معاون پیشین وزارت دفاع ملی افغانستان

تمیم عاصی

افغانستان نیاز به یک مخرج مشترک برای بیرون‌رفت از سه بحران با هم مرتبط صلح، انتخابات و ختم جنگ و خروج نیرو‌های خارجی دارد. این کشور حالا رسماً داخل سه بن‌بست این سه بحران با هم مرتبط شده است. ما برای شکست این بن‌بست مکعب و عبور از این بحران‌های با هم مرتبط، نیاز به یک مخرج مشترک داریم و این مخرج مشترک عبارت از تشکیل یک حکومت مصالحه ملی است.

حکومت‌های مصالحه ملی به آن عده از حکومت‌ها گفته می‌شود که مخالفان سیاسی و نظامی در حالت بن‌بست نظامی و سیاسی به خاطر کشیدن کشور از پرتگاه یک جنگ خانمان‌سوز داخلی روی نزاع قدرت و مدیریت پروسه‌های بزرگ ملی با خود‌گذری از اطراف مختلف سیاسی – نظامی به خاطر پیش‌گیری از وقوع یک نزاع داخلی تشکیل می‌شود. بنیاد حکومت‌های مصالحه ملی، گذشت، خود‌گذری و فراست سیاسی به خاطر جلوگیری از آشوب‌های داخلی، شکست نظام و حفاظت و حراست از منافع ملی است. این نوع حکومت‌ فراگیر، همه‌شمول و با قاعده وسیع سیاسی با اشتراک تمامی اطراف سیاسی‌ ـ‌ نظامی تشکیل می‌شود.

حکومت‌های مصالحه ملی به آن عده از حکومت‌ها گفته می‌شود که مخالفان سیاسی و نظامی در حالت بن‌بست نظامی و سیاسی به خاطر کشیدن کشور از پرتگاه یک جنگ خانمان‌سوز داخلی روی نزاع قدرت و مدیریت پروسه‌های بزرگ ملی با خود‌گذری از اطراف مختلف سیاسی – نظامی به خاطر پیش‌گیری از وقوع یک نزاع داخلی تشکیل می‌شود. بنیاد حکومت‌های مصالحه ملی، گذشت، خود‌گذری و فراست سیاسی به خاطر جلوگیری از آشوب‌های داخلی، شکست نظام و حفاظت و حراست از منافع ملی است. این نوع حکومت‌ فراگیر، همه‌شمول و با قاعده وسیع سیاسی با اشتراک تمامی اطراف سیاسی‌ ـ‌ نظامی تشکیل می‌شود.

در این مقطع حساس تاریخی در حالی که افغانستان درگیر یک انتخابات بی‌سرنوشت بنا بر مدیریت غلط سیاسی و تخنیکی، صلح وارداتی و غیر‌بومی و جنگ تحمیلی است، این کشور نیاز مبرم به تشکیل یک حکومت مصالحه ملی دارد. این حکومت باید بر اساس یک فرمول سیاسی انتخابات‌محور فراگیر، ملی و با قاعده وسیع سیاسی متشکل از تمامی اطراف سیاسی و نظامی افغانستان باشد. وظیفه اساسی این حکومت مصالحه ملی روی پنج محور باید متمرکز باشد: الف) مدیریت خروج نیرو‌های امریکایی و ناتو؛ ب) مدیریت پروسه صلح و مذاکرات بین‌الافغانی؛ ج) آماده‌گی برای یک انتخابات زود‌هنگام بعد از توافقات صلح؛ د) کاهش خشونت‌ها، مدیریت آتش‌بس و ختم جنگ؛ د) مدیریت انتقال اقتصادی افغانستان به یک اقتصاد بومی و کم‌تر متکی بر کمک‌های خارجی.

این حکومت می‌تواند یک فصل جدید را در مناسبات و بافت‌های اجتماعی ـ سیاسی، حکومت‌داری و زیر‌ساخت‌های اقتصادی افغانستان باز کند.

الف) انتخابات ریاست جمهوری؛ شمشیر دو‌سره

انتخابات‌ها ثبات‌آور و بی‌ثبات‌گر، مشروعیت‌آور و مشروعیت‌زدا و اتفاق‌آور و یا نفاق‌افکن می‌باشند. انتخابات‌ها در کشور‌هایی چون سودان، عراق، تونس، مصر، گانا و لیبیا نفاق‌افکن بوده و حتا در مواردی باعث تجزیه کشور‌هایی چون سودان و تقریباً لیبیا شده است. متأسفانه  انتخابات اخیر ریاست جمهوری افغانستان با توجه به میزان مشارکت کم مردم، نخبه‌های سیاسی وارداتی و بدون پایگاه، ظرفیت و اعتبار نهایت پایین سیاسی – تخنیکی کمیسیون‌های انتخاباتی و بالآخره تهدیدات امنیتی نخست به یک بن‌بست و بعداً به یک بحران تمام‌عیار رسیده است. اگر مدیریت لازم سیاسی – تخنیکی – امنیتی نگردد، مملکت را به قهقرا می‌کشاند و امکان اعلام دو حکومت موازی وجود دارد.

سنگ تهداب سیاسی، حقوقی و تخنیکی انتخابات از همان ابتدا به وسیله حکومت انتقالی وقت و جامعه جهانی کج و بحران‌زا گذاشته شده بود. قانون انتخابات، تعیینات، منابع و سیستم انتخاباتی افغانستان با حقیقت‌های جامعه افغانی هم‌خوان نبوده و بحران‌زا می‌باشد. حداقل چهار انتخابات پارلمانی و سه انتخابات ریاست جمهوری گذشته سند خوبی برای اثبات این ادعا است. همه از مشکلات حقوقی به مشکلات تخنیکی رفته و بعداً یک بحران سیاسی را رقم زدند که متعاقباً با میانجی‌گری سیاسی داخلی و جامعه بین‌المللی خصوصاً امریکا به نتیجه نسبی رسیده است.

حکومت وحدت ملی نیز در ابتدای کارش یک سلسله تغییرات پوشالی را بعد از جنجال‌های زیاد در قانون انتخابات آورد، اما نتیجه آن را در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری گذشته شاهد بودیم که جز بحران و تقلب چیز دیگری این اصلاحات پوشالی به وجود نیاورد.

از سوی دیگر از همان ابتدا پروسه صلح روند انتخابات ریاست جمهوری را تحت‌الشعاع قرار داد. نزد جامعه جهانی خصوصاً ایالات متحده امریکا صلح در اولویت بود، چنان‌که بار‌ها این موضوع را از زبان زلمی خلیل‌زاد و سفیر امریکا مقیم کابل شنیدیم. از سوی دیگر یک تعداد سیاسیون روی طرح حکومت موقت به خاطر مدیریت انتخابات و صلح کار کرده و عقیده داشتند که این مورد کارآمد خواهد بود. این بی‌اعتمادی نسبت به انتخابات ریاست جمهوری به خاطر پروسه صلح و ایجاد یک اداره موقت و از سوی دیگر شدت گرفتن جنگ، باعث افزایش بی‌باوری مردم نسبت به انتخابات گردید.

حالا ما یک انتخابات ریاست جمهوری با مشروعیت نیم‌بند و با حضور کم مردم روی دست خود داریم که هیچ برنده‌ی مطلق و قاطع ندارد و هر آن امکان این می‌رود که به یک بحران تمام‌عیار مانند انتخابات‌های لیبیا و سودان مبدل گردد. راه بیرون‌رفت از این جدال انتخاباتی، دو گزینه قریب و بعید دارد: الف) گزینه قریب آن عبارت از تشکیل یک حکومت فراگیر مصالحه ملی با اشتراک تمام اقشار و گروه‌های سیاسی است. ب) گزینه بعید رفتن به دور دوم است و بس. هر نوع اعلام نتیجه به نفع یک کاندیدا در این مرحله حساس سیاسی، نسخه‌ای است برای یک کشمکش داخلی که برنده آن تنها طالبان، پاکستانی‌ها و خارجیان خواهند بود.

ب) مذاکرات بین‌الافغانی؛ جاده پرخم‌و‌پیچ صلح

صلح برای امریکا و جامعه جهانی به خاطر زمینه‌سازی خروج‌شان از افغانستان، یک اولویت مهم و حیاتی است؛ اما در افغانستان چیزی به نام پروسه صلح وجود ندارد. آن‌چه ما فعلاً داریم، گفت‌وگو‌های خروج نیرو‌های امریکایی و ناتو از افغانستان به خاطر زمینه‌سازی گفت‌وگو‌های بین‌الافغانی و تدریجاً یک پروسه صلح است. میان رهبری نظامی و سیاسی طالبان روی گفت‌وگو‌های صلح اختلاف نظر جدی وجود دارد. فرماندهان نظامی طالبان عقیده به طولانی کردن جنگ و سرنگونی نظام دارند، در حالی که رهبری سیاسی این گروه زیر فشار ارتش پاکستان تن به یک معامله سیاسی کوتاه‌مدت و از‌سرگیری جنگ به خاطر تصاحب قدرت داده‌اند. این دیدگاه خیلی خطرناک و خطر‌آفرین است. این بدین معنا است که صلح و صلح‌خواهی برای طالبان فقط یک خدعه بوده و از آن من‌حیث یک تکتیک به خاطر مشروعیت‌گیری و ارایه کردن خود من‌حیث یک نظام بدیل در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده می‌کنند. این موضوع در مذاکرات قطر و استفاده از آدرس «امارت اسلامی» بار‌بار واضح و مبرهن بود که علناً به معنای تقسیم حاکمیت سیاسی و در صورت واگذاری مناطق سبز به طالبان و یا شناخت مناطق تحت سلطه طالبان به معنای تقسیم جغرافیایی افغانستان نیز می‌باشد.

صلح افغانستان مانند جنگ آن چند‌لایه و پیچیده است و نیاز به یک تدبیر و فراست عمیق دارد. مذاکرات صلح جاری نباید به معنای یک آتش‌بس موقت به خاطر خروج نیرو‌های خارجی و از‌سرگیری یک جنگ داخلی در افغانستان باشد. در ضمن توافق‌نامه‌های صلح کاغذی حتا پیش از خشک شدن رنگ قلم در افغانستان شکست خورده و باعث جنگ گردیده است.

بناً صلح افغانستان مانند یک معادله چند‌مجهوله پیچیده نیاز به یک تدبیر چند‌لایه و جامع دارد. ما هنوز در ابتدای یک جاده پرخم‌و‌پیچ و پر از فراز و نشیب صلح قرار داریم و باید صبور، با‌تدبیر و مصلح با سینه فراخ باشیم. هر نوع تصمیم عجولانه در صلح بدون قاعده و اجماع وسیع سیاسی، باز افغانستان را به یک فصل تازه‌ای از جنگ سوق خواهد داد و چنین کاری بدون روی کار آمدن یک حکومت مصالحه ملی که بتواند اجندای صلح را با اشتراک تمامی نیرو‌های سیاسی – نظامی تنظیم، ترتیب و مدیریت کند، ناممکن است.

ج) آینده جنگ: آینده نیرو‌های امنیتی و دفاعی  و خروج نیرو‌های خارجی

جنگ افغانستان با آتش‌بس و موافقت‌نامه صلح با طالبان، ختم نخواهد شد. این جنگ لباس عوض کرده و با یک عبا و قبای جدید به صحنه ظاهر خواهد شد. آن وقت است که طالبان با حکومت افغانستان دست به دست هم داده و به مصاف این جنگ جدید خواهند رفت. خشونت‌ها در صورت امضای یک موافقت‌نامه صلح، ولو شکننده باشد و به مراد دل ما هم که نباشد، فروکش می‌کند، اما کاملاً از بین نخواهد رفت.

اما این جنگ جدید چگونه جنگی خواهد بود؟

نیرو‌ها و جنگ‌جویان این جنگ جدید عبارت از طالبان ناراضی از صلح بوده که از بدنه طالبان خود را جدا خواهند کرد، جنگ‌جویان خارجی که دیگر در صفوف طالبان خود را محفوظ احساس نخواهند کرد و قاچاق‌بران مواد مخدر و گروهک‌های نفوذی استخباراتی که در زیر چتر طالبان می‌جنگند خواهند بود. بناً جنگ افغانستان در صورت یک صلح نیم‌بند، صف‌آرایی جدید خواهد داشت که تحت این نام و آن نام و یا هم  این بیرق و آن بیرق کسانی خواهند جنگید.

نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغان در هر حالت از حمایت جامعه جهانی و مردم افغانستان برخوردار خواهند بود، اما این نیرو‌ها در صورت امضای یک موافقت‌نامه صلح نیاز به یک بازنگری، مهندسی و طرح‌ریزی جدید خواهند داشت. هم‌چنان یک تعداد از طالبان و قوماندان‌های‌‌شان بعد از طی مراحل نظامی به صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی افغان خواهند پیوست.

نیرو‌های خارجی افغانستان را به زودی ترک خواهند کرد. امروز در امریکا اعم از حزب دموکرات و جمهوری‌خواه این اجماع وجود دارد که باید به جنگ و حضور امریکا در افغانستان نقطه پایان گذاشته شود. اما این بدین معنا نیست که امریکا و هم‌پیمانان عضو ناتو‌، افغانستان را به شکل کامل ترک می‌کنند. حضور پسا‌صلح نظامی – امنیتی امریکا در افغانستان، یکی از این دو شکل را خواهد داشت: الف) حضور یک نیروی محدود در یک یا دو پایگاه به خاطر مبارزه با هراس‌افکنی و حمایت نیرو‌های افغان؛ ب) حضور نیرو‌های استخباراتی و ملیشه در افغانستان به خاطر حفظ منافع امنیت ملی امریکا و هم‌پیمانان این کشور.

ما من‌حیث افغان‌ها باید کوشش کنیم تا نگذاریم جنگ افغانستان به یک جنگ کثیف استخباراتی – اطلاعاتی با نیروی ملیشه و چند زورمند مبدل گردد. هر جنگی که در افغانستان باید با آن مجادله شود، باید تنها و تنها از مجرای نیرو‌های امنیتی و دفاعی افغان باشد و بس. افغانستان را نباید مبدل به برلین و یا وارسای بعد از جنگ جهانی دوم با تمام جنگ‌های کثیف استخباراتی کنیم.

د) آینده و راه بیرون‌رفت؛ تشکیل حکومت مصالحه ملی

افغانستان در آستانه یک سلسله تحولات اساسی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد. ایالات متحده امریکا می‌خواهد به جنگ افغانستان نقطه پایان بگذارد. کشور‌های همسایه ما درگیر مشکلات اقتصادی، انرژی و ناآرامی‌های گسترده اجتماعی بوده و جهان نیز به خاطر انقباض قدرت نظامی و سیاسی امریکا به طرف چند‌قطبی‌ شدن و هرج‌و‌مرج روان است. سیاسیون و سیاست‌گزاران افغان اعم از بزرگان سیاسی، روحانیون، بزرگان قوم و علما نیاز به یک وحدت نظر و اتفاق عمل به خاطر حفظ ثبات و نظم داخلی و جلوگیری از تنش‌های خارجی در خاک افغانستان دارند.

بهترین گزینه برای جلوگیری از بحران، حفظ ثبات داخلی و جلوگیری از تبدیل شدن افغانستان به میدان رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، تشکیل یک حکومت مصالحه ملی و فراگیر است. چنین حکومتی با یک صف واحد سیاسی و نظامی می‌تواند هم در میز مذاکره دست بالا داشته باشد و هم در میدان‌های گرم جنگ برنده باشد و هم‌چنان از منافع ملی افغانستان در داخل و بیرون از کشور پاسداری کند.

هر نوع انحصار‌طلبی قدرت از راه یک انتخابات نیم‌بند و مملو از تقلب، راه را برای مداخلات خارجی و هرج‌و‌مرج داخلی باز کرده و افغانستان را به یک قهقرا و فصل جدید جنگ خواهد برد که قیمت و بهای آن را نسل‌های آینده ما خواهند پرداخت.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن