تهدید جهانی تروریسم با تغییر جامه از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ تا امروز

فریداحمد امیری

در آستانۀ یادبود از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱م در امریکا که مرگبار­ترین و بزرگ‌ترین عملیات تروریستی در تاریخ آن کشور پنداشته می­شود، نیاز است تا تهدیدات جریان‌های تروریستی در آینده و مسوولیت‌های امریکا در قبال این گروه‌ها بررسی شود.

حملات یازدهم سپتامبر پیامدهای گوناگون سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای امریکا و جامعه جهانی به دنبال داشت. امریکا به بازی‌های پنهان و آشکار خاورمیانه ژرف شده و برای تامین امنیت کشور و مردم خود هزینه سنگینی را به دوش کشید. نیروهای زیادی را به افغانستان و جاهای دیگر فرستاد و قضایا را  با عینک ذره‌بینی نگریست.

اغفال جهان و بی­خبری از شاخه و ریشه تروریسم و حامیان هراس‌افکنی در منطقه از سوی غرب، باعث شد تا مردم امریکا تاوان بزرگ بپردازد و با حمله به برج‌های تجارتی در این کشور، زنگ خطر حضور تروریسم در قلب دموکراسی و مدعی قدرت هژمونی دنیا، به صدا درآید.

امریکا پس از آن رخداد تا کنون با توپ و تفنگ مدرن و طیاره‌های بی‌سرنشین به دنبال سرکوب رهبران گروه القاعده و مبارزه با تروریسم جهانی برآمد که این ردیابی بهانه­ای بود تا اعضای گروه القاعده را در کشورهای چون افغانستان، عراق، لیبیا، سوریه و با نگاه شک به سایر کشورهای اسلامی جست‌وجو ­کند.

تردید امریکا به دولت­های صدام حسین و قذافی به عنوان حامیان گروه القاعده و دست‌درازی به سوریه و افغانستان برای بازداشت و یا کشتن رهبران این جریان تروریستی، امریکا را مصروف به جنگ پراکنده و فرسایشی در منطقه کرد.

اسامه بن لادن از ثروت­مندان سعودی که بعد به یک چهره قساوت­گر و بی‌رحم در قاره‌های جهان مبدل شد، طراح و عامل اصلی حمله به برج­های تجارتی و بمب‌گذاری‌ها در سفارت‌های امریکا بود و پس از حادثه یازدهم سپتامبر، چهره ضد امریکایی­اش را به جهان نمایان کرد.

او مغز متفکر افراط‌پروری و هراس‌افکنی بود که با نگاه استراتژیک به ترورگرایی، بمب‌گذاری­ها و هدف‌گیری مهم‌ترین دستگاه‌های سیاسی و نظامی به ناتو و جهان درد سر ساز شد.

اسامه و همراهان او از عرب‌های شامل در جهاد افغانستان بودند که در برابر اتحاد جماهر شوروی در صفِ مجاهدین افغانستان جنگیده بود. او از زمان جهاد برای فعالیت‌های آینده بستر نظامی و مغاره‌های محافظتی ساخت که بعدها اهداف بزرگ تروریستی خویش را از همین خاک دنبال کرد.

بی‌اعتنایی امریکا در برابر افغانستان پس از شکست شوروی، به جریان‌های اسلام­گرا و افراطی‌های عرب فرصت داد تا افغانستان را زمین مصوون برای حضور خویش بیابند و برای ده‌ها سال برنامه‌ریزی کنند.

هم­چنان افغانستان برآمده از جنگ داخلی با شکل‌گیری حاکمیت سیاه طالبانی، از فقدان نظام مشروع و مردمی رنج می­برد و این گروه نیز زیر فرمان و دستور سازمان استخباراتی پاکستان و حمایت‌های مالی عربستان سعودی فعالیت می­کرد. این گروه در برابر اتحاد شمال به نفع بیگانه‌گان می­جنگید و در صف نیرو های‌شان جنگ‌جویان پاکستانی، عرب و چچنی حضور داشت. در وضعیت جنگلی و ناهنجارِ سیاسی، گروه القاعده، افغانستان و طالبان را پناه­گاه و سپر برگزید و با استفاده از هرج و مرج­ها در پی ساختارمند شدن گروه و گسترش تشکیلات خود شد.

پژوهش­ها پس از ظهور تروریسم در منطقه، نشان‌گر این است که بیش‌تر گروه‌های رادیکال که امروز زیر نام داعش نیز برای جهان تهدید واقع شده‌اند، در جهاد افغانستان سهم داشتند که حتا از حضور زرقاوی بنیان‌گذار دولت اسلامی یا داعش در جنگ افغانستان و نیز رابطه او با اسامه بن لادن در قندهار و هرات، حکایت‌هایی صورت گرفته است. در این شکی نیست که جهاد مردم افغانستان در برابر تهاجم بی‌رحمانه­­ اتحاد جماهیر شوروی بر حق و به جا بود، اما سهم گرفتن سرمایه­داران عرب با نگرش افراطی و ضد غربی برای جهان و ملت افغانستان مضر واقع شد.

امریکا که به دنبال خشکانیدن ریشه‌های القاعده و انتقام از حملات خون‌بار و زیان­بار این گروه به صحنه برآمد، از گروه طالبان خواست که اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده را به ایشان بسپارد که با پاسخ رد ملا عمر مواجه شد. عدم تحویل­دهی رهبر القاعده به امریکایی­ها فرصت و بهانه داد که لشکر عظیمی به افغانستان بفرستند و برای دو دهه دیگر جنگ افغانستان وارد مرحله جدید شود.

حضور امریکا در افغانستان با نیت مبارزه با تروریسم بین‌المللی نه تنها نتایج ملموسی نداشت که افغانستان نیز از امنیت و آرامش نسبی برخوردار نشد. این کشور بی­آن‌که به پایگاه‌های تمویل، تجهیز و اموزش­گاه‌های تروریستی در پاکستان بتازد و با آن بجنگد، که با نیروکشی به افغانستان و دنبال کردن تروریسم در دهات این کشور، از نطفه و محراق دهشت‌افکنی، دور ماند.

طالبان قوی‌تر از گذشته تهدید به دموکراسی، حقوق بشر و منافع جهان است و گروه داعش شاخه خراسان به عنوان یک جریان سیه­کار، تروریست و خشونت‌طلب نیز در افغانستان سر بلند کرده است.

می­دانیم که امریکایی‌ها در سال ۲۰۰۱م به هدف سقوط دادن حاکمیت طالبان به افغانستان آمده بودند و حالا با فرار از مسوولیت و ماموریت اصلی و با به دست‌گیری دو کاغذ توافق با طالبان روی خط اشتباه در حرکت هستند. در حال حاضر به رغم تعهد طالبان مبنی بر قطع رابطه این گروه با القاعده، این رابطه کماکان برقرار است و هم‌چنان فعالیت شبکه حقانی و گروه داعش در نقاط مختلف افغانستان چشم‌گیر است. با وجود این تهدیدات، امریکا امر تصمیم دارد افغانستان را ترک کند و گروهی را در افغانستان شریک قدرت بسازد که هنوز دست از فعالیت‌های تروریستی نکشیده است. این موارد از تهدیداتی است که در برابر افغانستان و جهان موجود است و نادیده گرفتن آن می‌تواند، هزینه سنگینی را روی دوش همه بگذارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن