چشم‌انداز آینده حزب وحدت اسلامی پس از سه دهه فعالیت

محمد‌قاسم عرفانی، استاد دانشگاه

اخیراً حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری محمد‌کریم خلیلی، نشست دو روزه‌ای را زیر عنوان «دومین اجلاس سیاسی – مشورتی حزب وحدت اسلامی افغانستان» برگزار و در آن مواضع این حزب در قبال تحولات سیاسی جاری و پیش‌روی افغانستان را اعلام کرد. یکی از مواردی که در قطع‌نامه پایانی نشست آمده است، اعلام حمایت از تکت انتخاباتی ثبات و هم‌گرایی به رهبری عبد‌الله عبد‌الله در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است. این در حالی است که بسیاری از چهره‌های شناخته شده این حزب مسیرهای سیاسی متفاوت را در پیش گرفته‌اند، از جمله سرور دانش معاون اول این حزب، در تیم دولت‌ساز به رهبری محمد‌اشرف غنی قرار دارد. اولین اجلاس سیاسی-‌مشورتی حزب وحدت اسلامی دو سال قبل در ثور ۱۳۹۶ برگزار شده بود. امسال اما نحوه برگزاری این نشست، ترکیب مهمانان و شرکت‌کننده‌گان، قطع‌نامه پایانی و چشم‌انداز جایگاه حزب وحدت در معادلات سیاسی افغانستان، توجه تحلیل‌گران سیاسی، افکار عمومی، اعضا و هواداران حزب را بیش‌تر از پیش به خود جلب کرده و با واکنش‌های مختلف و متضاد همراه شده است.

 

حزب وحدت به عنوان نماد قدرت هزاره‌ها

حزب وحدت اسلامی متشکل از احزاب جهادی شیعه‌-‌هزاره در سال ۱۹۸۹ و در آستانه پیروزی مجاهدین بر دولت نجیب، در بامیان اعلام موجودیت کرد. این حزب از نخستین جریان‌های سیاسی جهادی بود که در سال ۱۹۹۲ وارد کابل گردید. در منازعه احزاب جهادی بر سر نحوه تشکیل دولت، تقسیم قدرت و فصل‌بندی مجدد ساختار سیاسی کشور، حزب وحدت به رهبری شهید عبد‌العلی مزاری، یکی از طرف‌های اصلی قضایا بود و به نماد قدرت سیاسی هزاره‌ها بدل گردید. پس از آن‌که آقای مزاری در سال ۱۹۹۵ توسط طالبان به شهادت رسید و مرکزیت حزب وحدت اسلامی مثل سایر احزاب جهادی در کابل فرو پاشید، محمد‌کریم خلیلی به عنوان رهبر جدید این حزب برگزیده شد و زعامت حزب وحدت اسلامی را تا زمان تسلط طالبان بر بامیان در ۱۹۹۸ عهده‌دار بود.

 

رویش کثرت از درون وحدت

با فروپاشی امارت اسلامی طالبان در پی حمله تروریستی یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و برگزاری نشست تاریخی بن در دسامبر همان سال که نقشه راه نظام سیاسی جدید در آن طراحی گردید، نماینده‌گانی از حزب وحدت در قالب هیأت اتحاد شمال در آن نشست تاریخی حضور داشته و در ترسیم فضای سیاسی جدید سهیم شدند. با این وجود حزب وحدت در فصل جدید سیاسی دچار انشعاب گردیده و چهار جریان سیاسی رسماً به نام حزب وحدت فعالیت خود را شروع کردند: حزب وحدت اسلامی به رهبری محمد‌کریم خلیلی، حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان که بعداً به حراست اسلامی تغییر نام داده است به رهبری محمد اکبری، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری حاجی محمد محقق و حزب وحدت اسلامی ملت افغانستان به رهبری قربان‌علی عرفانی. شایان ذکر است که سایر احزاب سیاسی از قبیل حزب اسلامی و حرکت اسلامی نیز در دوره جدید دچار چند دسته‌گی گردیده‌اند و در مواردی بر سر نماینده‌گی از جمعیت اسلامی نیز اختلاف نظر به وجود می‌آید. در گذشته نیز حزب دموکراتیک خلق به عنوان مهم‌ترین جریان چپ در افغانستان که قدرت را بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۱۹۲ در کنترل داشت، به خلق و پرچم و برخی زیر‌شاخه‌های کوچک دیگر منشعب شده بود. سنت دیرینه اقتدارگرایی، نهادینه نشدن مکانیسم دموکراتیک گردش نخبه‌گان، قومیت، وابسته‌گی مالی احزاب به منابع خارجی، دولتی و فردی، روحیه حامی‌پروری و کیش شخصیت از جمله عوامل ناکامی احزاب سیاسی در افغانستان به شمار می‌رود که حزب وحدت اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست.

 

کشاکش عبور و بقا

با توجه به عوامل فوق و هم‌زمان با رشد یک طبقه جدید تحصیل‌کرده که تحصیلات جدید دانشگاهی دارند و هر روز بر شمارشان افزوده می‌شود، انتقادها از عمل‌کرد جانشینان شهید مزاری در درون و بیرون ساختارهای حزبی هزاره‌ها افزایش یافته است. بسیاری از نیروهای تکنوکرات جدید، با این‌که محبوبیت مزاری شهید به عنوان یک رهبر تابو‌شکن در بین‌شان، شدت زاید‌الوصف یافته است، شیوه رهبری فرد‌محورانه را در احزاب سیاسی پاسخگوی شرایط جدید ندانسته در صدد عبور از سد رهبران سنتی و ایجاد ساختارهای جدید سیاسی هستند. از طرفی هم افراد متنفذ سنتی از جمله رهبران شاخه‌های حزب وحدت با توجه به تجارب و اعتبار سیاسی و مالی که به دست آورده‌اند، برای بقا و تداوم رهبری و جریان‌های سیاسی‌شان مبارزه می‌کنند. ظهور جنبش روشنایی در ۲۰۱۶ از یک طرف در واکنش به تغییر مسیر لین برق ترکمنستان از بامیان – میدان‌وردک به سالنگ، بود و از جانب دیگر گامی در راستای عبور از رهبران سنتی محسوب می‌گردید.

 

نارضایتی‌های درون‌حزبی

اغلب احزاب سیاسی از جمله حزب وحدت اسلامی، در درون نیز با نارضایتی‌ها و دلخوری‌های جدی مواجه است. عدم تطبیق اساس‌نامه، پررنگ شدن نقش اعضای فامیل رهبری و عضویت چهره‌های مطرح حزب در دسته‌های انتخاباتی رقیب، از جمله عوامل اساسی افزایش نارضایتی درون‌حزبی به شمار می‌روند.

مطابق ماده ۱۳ اساس‌نامه مصوب سال ۱۳۸۳ حزب وحدت، کنگره حزب به عنوان عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری هر چهار سال یک بار برگزار می‌گردد. انتخاب رهبری، معاونان و اعضای شورای مرکزی، از صلاحیت کنگره است و رهبری حزب به عنوان بالاترین مقام در فاصله بین دو کنگره رهبر حزب بوده و بر تمام فعالیت‌ها و بخش‌های آن نظارت دارد. هم‌چنین به استناد ماده ۲۴ همین اساس‌نامه، اجلاس شورای مرکزی هر سال یک بار تحت ریاست رهبر برگزار می‌گردد. منتقدان می‌گویند که از نخستین اجلاس مؤسسان که در سال ۱۳۸۳ برگزار شد، دیگر نه کنگره و نه شورای مرکزی حزب دایر نگردیده است، در حالی که شهید عبد‌العلی مزاری، رهبر فقید حزب وحدت، در اوج جنگ‌های داخلی دهه نود، انتخابات درون‌حزبی را برگزار کرد. سرور دانش که به عنوان معاون اول حزب در اجلاس مؤسسان برگزیده شده بود، در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است: «متأسفانه از آن تاریخ به بعد به دلایل نامعلوم، نه جلسات شورای مرکزی دایر شد و نه کنگره و سایر ارکان تشکیلاتی حزب.» قربان‌علی فصیحی، رییس ستاد برگزاری دومین اجلاس سیاسی-‌مشورتی حزب وحدت، می‌گوید که چون شرایط فراهم نبوده، کنگره برگزار نشده است و این اجلاس به خاطر کسب مشورت جهت ایجاد اصلاحات در حزب، بازسازی ساختار آن و فعال‌سازی بخشی که لازم است فعال باشد، برگزار شده است. از طرفی هم خانم حبیبه وهاج که سمت معاونت دوم حزب را داشته است، می‌گوید که کنگره و دیگر جلسات تصمیم‌گیری مطابق اساس‌نامه برگزار نشده است. با این وجود در قطع‌نامه پایانی اجلاس اخیر این حزب، بر بازسازی ساختار و تشکیلات آن تأکید و از فعال شدن شورای تصمیم‌گیری و شورای اجرایی حمایت شده است.

 انتخابات پارلمانی اخیر عامل دوم نارضایتی را خیلی برجسته ساخت، زمانی که تعدادی از رهبران سیاسی از قبیل عبد‌رب‌الرسول سیاف، حاجی محمد محقق، گلبدین حکمیتار و هم‌چنین محمد‌کریم خلیلی، یکی از فرزندان خود را به عنوان نامزد حزبی معرفی کردند. این امر باعث گردید که شائبه خانواده‌گی شدن احزاب از جمله حزب وحدت، پر‌رنگ‌تر شود. از طرف دیگر حزب وحدت اسلامی که رهبری آن محمد‌کریم خیلی در هردو دور ریاست جمهوری حامد کرزی معاون دوم بود و سرور دانش دیگر عضو رهبری این حزب، معاونت دوم اشرف غنی را برعهده داشته است، حالا در دو مسیر متفاوت قرار گرفته‌اند. آقای دانش در انتخابات پیش‌روی ریاست جمهوری هم‌چنان معاون دوم تیم اشرف غنی است، در حالی که دیگر عضو این حزب، اسد‌الله سعادتی، معاونت دوم عبد‌الله عبد‌الله را برعهده دارد. این موضوع نیز بر دامنه کشیده‌گی‌های درون‌حزبی افزوده است.

 

چشم‌آنداز آینده

به نظر می‌رسد جامعه افغانستان در طی ۱۸ سال گذشته دچار تحول عمیق اجتماعی و فرهنگی گردیده و هزاره‌ها پیشگام این تحول به شمار می‌روند. ظهور طبقه جدید روشن‌فکر، نیروهای مسلکی مستقل، افزایش سهم و حضور سیاسی-‌اجتماعی زنان، کاهش گرایش‌های ایدیولوژیک و افزایش فردیت، از جمله این تغییرات محسوب می‌شوند. از این رو با توجه به این‌که احزاب سیاسی سنتی از جمله حزب وحدت اسلامی نتوانسته‌اند خود را با شرایط جدید وفق دهند، احساس می‌شود که موج ریزش‌ها در احزاب سنتی و رویش‌های نهادها و تشکل‌های جدید که مدتی است آغاز گردیده است، ادامه یافته و نقش احزاب سیاسی سنتی در معادلات سیاسی آینده تضعیف خواهد شد. البته اگر احزاب سیاسی با توجه به سرمایه‌های مادی و معنوی که هم‌چنان در اختیار دارند، به بازسازی جدی روی بیاورند، شانس بیش‌تری برای حفظ و افزایش پایگاه اجتماعی و جایگاه سیاسی خود دارند، نسبت به تشکل‌های نوظهوری که نیازمند گذر زمان هستند.

دکمه بازگشت به بالا