گرایه‌ی مرجع‌پذیری: رهبران نیز انسان اند و می‌توانند اشتباه کنند

حافظ در بیت «به می سجاده رنگین کن» توصیه می‌کند که اگر پیر مغان شما را ترغیب به پاشیدن شراب بر جانمازتان کرد، سر مپیچید؛ زیرا پیشنهاد او از روی ناآگاهی نیست. این بیت مانند هر شعر دیگری تفاسیر گوناگون دارد. ولی جان مطلب همین است که در اندیشه‌ی عرفا، حکمت و تجاربی که مراد در گذرِ زمان آموخته و اندوخته برای نوباوگان زمانی میّسر است که به او اقتدا کنند.

حرمت‌گذاری به رهبران و مراجع اقتدار باعث ایجاد ثبات و نظم در جامعه می‌شود. اما مراجع نیز انسان و به تبع آن جایزالخطایند. این نکته‌ی بدیهی را به خاطری تذکر دادم که حرمت‌گذاری به مراجع و اطاعت از آن ها، آن قدر در ذهن بشر ته‌نشین گردیده که بعضاً حتا دستورهای ناروای آن‌ها تعمیل می‌شوند. این تمایل را در اصطلاح روان‌شناختی گرایه‌ی مرجع‌پذیری (Authority Bias) گویند.

استینلی میلگرم، از دانشگاه ییل، در ۱۹۶۳ این گرایه را با تجربه‌ای ثابت ساخت: میلگرم شرکت کننده‌گان را به آزمایشگاهی دعوت کرد تا او را در آزمایش تادیب دانش‌آموزان کم‌حافظه کمک کنند. شیوه‌ی تادیب، اجرای شوک برقی بود. شوک از ولتاژی پایین (۱۵) آغاز و تا ولتاژی کشنده (۴۵۰) ادامه می‌یافت. شرکت‌کننده‌گان نمی‌دانستند که نقش دانش‌آموز را بازیگری حرفه‌ای بازی می‌کرد و هیچ سیمی‌ به او وصل نبود.

شرکت‌کننده‌گان طبق دستور معلم شوک را اجرا می‌کردند. زمانی که آن‌ها سرپیچی می‌کردند، معلم با سردی و قاطعیت می‌گفت «ادامه بده، موفقیت آزمایش وابسته به این کار توست». در نتیجه، تمام شرکت‌کننده‌گان تا مرز خطرناک ۳۰۰ ولتاژ شکنجه را اعمال کردند و بیش‌تر از نصف آن‌ها ولتاژ کشنده‌ی ۴۵۰ را نیز تطبیق کردند. از آن زمان تا حال این تحقیق با شرکت کننده‌گان گوناگون اجرا شده و نتایج مشابهی داشته است.

پس جای تعجب نیست که در جریان جنگ‌ها، سربازانی که فجیع‌ترین جنایات جنگی را مرتکب می‌شوند اکثراً فقط از دستور فرمانده‌شان اطاعت می‌کنند. آن‌ها عقل و وجدان‌شان را تعطیل می‌کنند تا حرف مرجع عالی قدر را اجرا کنند.

گرایه‌ی مرجع‌پذیری در حالات عادی نیز اتفاق می‌افتد. در کابل اکثراً مردم به تجویز داکتر گردن نهاده، دو یا سه برابر دوای لازم را از دواخانه‌ی مجاور کلینیک می‌خرند. سه سال پیش دوستی در شفاخانه‌ی معتبری در کابل برای معاینه حملش رفته بود. داکتر پس از معاینه التراساوند به او گفت که جنین زنده نیست و برای او دوایی داد تا جنین را از بدن به سرعت دفع کند. او دوا را آن روز نخورد و فردایش پیش داکتر دیگری رفت. جنین کاملاً سالم بود و امروز کودکش بیش‌تر از دو سال دارد. در غرب شرکت‌های بزرگ، اکثراً سفارش‌های مشاوران اقتصادی را تطبیق می‌کنند. مطالعات نشان داده که در اکثریت قاطع موارد، اجرا و اجرا نکردن مشورت‌های آن‌ها هیچ فرقی روی منافع شرکت‌ها ندارند.

مراجع اقتدار، میل شدیدی به بزرگ‌نمایی خودشان و اطاعت دیگران دارند. از همین رو آنان لباسِ ویژه (یونیفورم) می‌پوشند تا نسبت به عوام برجسته‌تر بنمایند. بزرگ‌سالان چپن، سرآشپزان کلاه، پیشوایان مذهبی قبا و شاهان تاج می‌پوشند.

شاید اطاعت از این مراجع لازم باشد ولی درکِ مرزِ اطاعت از آن‌ها ضروری‌تر است. از بیست سال بدین‌سو، شرکت‌های هوایی شیوه‌ی(CRM)  یا «مدیریت منابع کارگران» را عملی می‌سازند. این شیوه، خلبان (پیلوت)‌ها و سایر خدمه را می‌آموزاند که چگونه تردیدهای‌شان را آزادانه و به زودترین فرصت با هم در میان بگذارند. در گذشته، خلبان آمر بی‌چون‌و‌چرای طیاره بود و اگر دستیار خلبان اغفالی را متوجه می‌شد، به خاطر حرمت لب نمی‌گشود. در این بیست سال، این شیوه‌ی ساده صحبت کردن، سهم بیش‌تری نسبت به تمام پیش‌رفت‌های فنی در ایمن ساختن پروازها داشته است.

بار بعدی اگر کسی باصلاحیتی از شما خواست که دستوری را که خلاف قضاوت عقل سلیم‌تان بود عملی کنید، قبل از اطاعت، تأمل کنید. و اگر احیاناً راهبر معنوی‌ای فرمان داد که ‌به می سجاده رنگین کن»»، با سردی و قاطعیت بپرسید: حیف نیست؟

 

 

 

جاوید‭ ‬نادر

jawed‭.‬[email protected]‭.‬com

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن