فرجام دو دهه حضور امریکا در افغانستان؛ بازگشت به وضعیت آشوب

آصف مهاجر

خیلی‌ها عصر کنونی را، عصر آشوب عنوان می‌کنند. هرچند مفهوم آشوب برای بار اول در علم ریاضی مطرح شد؛ اما اکنون در سایر حوزه‌ها نیز به کار می‌رود. با این‌ حال، کاربرد آشوب برای تحلیل فضای اجتماعی و سیاسی، وضعیت پیچیده‌ای را نیز بازتاب می‌دهد. هرچند فضای اجتماعی و سیاسی در گستره جهانی همواره حالت پیچیده‌ای داشته است؛ اما این پیچیده‌گی طی سال‌های اخیر نوعی درگیری ذهنی و فکری را در میان تحلیل‌گران امور سیاسی به راه انداخته است. مرتبط به شناخت وضعیت آشوب در سطح کلان، لازم است، برای تحلیل فضای اجتماعی و سیاسی، شاخص‌هایی را تعریف کنیم.

به نظر می‌رسد، مواردی هم‌چون بازی‌گردانی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، تقابل و تضاد شدید منافع میان دولت‌ها، رقابت‌های ژئوپلیتیکی در عرصه بین‌المللی میان بازی‌گران و همین‌طور دست زدن به ائتلاف‌های ناپایدار و مقطعی، شاخص‌های برجسته فضای اجتماعی و سیاسی آشوبناک عنوان می‌شود. اگر وضعیت عمومی افغانستان را در نظر بگیریم، این ویژه‌گی‌ها با تناسب فضای داخلی، در حوزه سیاست قابل درک است. در محیط داخلی افغانستان، فضای سیاسی کنونی بیش‌تر از قبل آشوب‌زده به نظر می‌رسد. تقابل و تضاد منافع هم در میان چهره‌های بازی‌گر در درون نظام برجسته است و هم تقابل شدید و خونین میان بازی‌گران رسمی و گروه‌های جنگ‌جو، مثل طالبان با گذشت هر روز عمیق‌تر می‌شود.

مسأله خیزش‌های مردمی را اگر اضافه کنیم، آن‌ها این نگرانی را برای نظام در پی داشته‌اند که در درازمدت می‌توانند تقابل جدید ایجاد کنند. تشدید این وضعیت، با یک رویداد ارتباط می‌گیرد و آن، مسأله خروج امریکا و نیروهای بین‌المللی از افغانستان است که مفهوم «اثر پروانه‌ای» می‌تواند پشتوانه تیوریک این بحث شود. در تعریف علمی‌ای که از این مفهوم صورت می‌گیرد، اثر پروانه‌ای اشاره به وابسته‌گی پاسخ رفتار یک سیستم به تغییرات جزئی در شرایط اولیه است. البته اثر پروانه‌ای تنها به رویداد و حوادث بزرگ ناشی از تغییرات کوچک تأکید ندارد، علاوه بر این، بروز وضعیت‌های متفاوت برای یک سیستم به اثر تغییر جزئی شرایط اولیه نیز متصور است. آن‌چه به وضعیت پساامریکا در افغانستان مربوط می‌شود و به خصوص اگر این وضعیت را براساس نظریه آشوب تحلیل کنیم، تصمیم خروج ایالات متحده در حد یک رویداد، سبب بروز وضعیت متفاوت و عمومی برای افغانستان شده است و این وضعیت با شاخص پیچیده‌گی و آشوب بیش‌تر قابل درک است. فضای جدید آشوب‌ناک پیامدهایی دارد که به صورت تدریجی ظاهر می‌شود. برایند این فضای سیاسی با ویژه‌گی‌هایی یادشده، از یک‌سو با بروز بحران‌های گوناگون قابل تشخیص می‌شود و از جانب دیگر سبب شده است که وضعیت عمومی جدید با شاخص نگرانی‌های عمومی و فضای مملو از ابهام و پیچیده‌گی رقم بخورد.

لازم به یادآوری است که پیش از حضور امریکا در افغانستان نیز وضعیت کشور پیچیده و آشوب‌زده بود. در ادامه جنگ‌های داخلی و بازی‌گردانی قدرت‌های بیرونی در سطح تنظیم‌ها و جریان‌های سیاسی و همین‌طور ائتلاف‌های مقطعی میان آن‌ها، گروهی به نام طالبان از راه رسید و دست به تهاجم گسترده زد. این گروه برای برپایی امارت خود فضای عمومی را به گونه‌ای جهت داد که می‌توان به آن پسوند آشوب داد. پس از رویداد تروریستی یازدهم سپتامبر و تصمیم امریکا مبنی بر حمله بر افغانستان، معادله قدرت در کشور تغییر کرد و افغانستان صحنه‌ای برای حضور امریکا و جامعه جهانی شد. در سایه این حضور، دولت جدیدی شکل گرفت که با وجود فراهم شدن شبکه‌ای از فرصت‌های بی‌سابقه در تاریخ کشور و همین‌طور زنجیره‌ای از تهدیدهای نه چندان جدی، رهبری و مدیریت آشفته و غیراصولی در حوزه قدرت و سیاست، سبب شد که فضای اجتماعی و سیاسی به نحوی در خط آشوب بماند؛ اما روندهای مطلوب و امیدبخش نیز شکل گرفت که به نحوی برای مردم دل‌گرم‌کننده بود.

از زمانی که امریکا پس از ۲۰ سال مأموریت خود در افغانستان، به صورت شتاب‌زده تصمیم خروج را عملی کرد، زمینه‌ها برای بازگشت به وضعیت آشوب‌زده و خطرناک‌تر از گذشته مساعد شده است؛ چون زمانی که گروه طالبان برای اولین‌بار در امر تصرف افغانستان اقدام کرد، شرایط کشور به گونه‌ دیگر بود. اکثریت مردم از جنگ‌های داخلی خسته و به تنگ آمده بودند و از سوی دیگر، حاکمیت طالبان نیز برای مردم ناشناخته بود و آن‌ها با شعارهای فریبنده، از جمله تأمین امنیت کامل، به عوام‌فریبی روی آوردند و مردم نیز از روی ساده‌گی جوگیر شدند؛ این‌گونه بود که ابتدا مردم در برابر این گروه به صورت گسترده مقاومت نکردند و بسیاری از مناطق کشور را بدون درگیری تصرف کردند.

این بار اما شرایط متفاوت است؛ مردم از گروه طالبان -حتا در بازه زمانی ۲۰ ساله که امریکا و نیروهای بین‌المللی در کشور حضور گسترده داشتند- و از خون‌ریزی و ویرانگری پراکنده اما مستمر آن‌ها، برداشت تلخ و آزاردهنده دارند. با خروج امریکا و نیروهای بین‌المللی، این گروه به صورت سیل‌آسا و برخلاف اصول و فضای گفت‌وگوهای صلح، برای تصرف افغانستان و برپایی امارت‌ خود دست به حملات گسترده و تهاجی زده‌ است. خشونت و ویران‌گری دو عنصر دایمی در رفتار این گروه از یک‌سو و خاطره تلخ مردم از گذشته سیاه آن‌ از جانب دیگر، سبب شده است که فضای اجتماعی و سیاسی پس از رویداد خروج غیرمسوولانه، بیش‌تر آشوب‌زده شود و این فضا برای مردم خیلی کشنده است و اثرات منفی و مخرب روانی در پی داشته است. نمی‌گویم که مقصر اصلی این وضعیت، تنها امریکا است؛ ناهنجاری‌های سیاسی، ضعف مدیریتی، اختلاف و سیاست‌های ناشی از گرایش‌های قومی، زبانی، سمتی و مسائلی چون عدم پای‌بندی به منافع ملی و مصالح کشور از سوی برخی از بازی‌گران و مسائل مشابه دیگر، نیز فضای داخلی را آشفته و آشوب‌زده و زمینه‌ها را برای نفوذ بیش‌تر دشمن مساعد کرده است؛ اما اقدام امریکا مبنی بر خروج شتاب‌زده و غیرمسوولانه‌اش از افغانستان، به گروه دشمن این فرصت را داد تا با سرعت بیش‌تر و گسترده‌گی قابل توجه، وارد عمل شود و فضای اجتماعی و سیاسی را بیش از هر زمان دیگری آشوبناک کند. اکنون دولت با یک آزمون بزرگ مواجه شده است؛ این آزمون، مدیریت وضعیت آشوب‌زده کنونی، برقراری صلح و ثبات و حفظ کلیه دستاوردهای دو دهه اخیر است.

دکمه بازگشت به بالا