امارت تسلیمی می‌خواهد؛ جمهوریت باید چه کند؟

حبیب حمیدزاده

مذاکرات دوحه به بن‌بست رسیده است؛ زیرا گروه طالبان از دولت و مردم افغانستان بیعت بدون قیدوشرط می‌خواهد. ماه‌ها مذاکره و رفت‌وآمد میان دولت و گروه طالبان، ره به جایی نبرده است و حتا دو طرف بر سر مسائل اساسی و نیاز و اولویت افغانستان، سخنی ردوبدل نکرده‌اند. پس از خروج نیروهای نظامی ایالات متحده امریکا، ذهنیت فتح و غلبه نظامی به طالبان دست داده است. برای همین، از ماه می (زمان آغاز خروج نظامیان امریکایی) تاکنون، گروه طالبان روی جنگ و تصرف شهرها حساب باز کرده است. حکومت تعداد زیادی از ولسوالی‌‌ها، شاهراه‌ها و بنادر مهم را از دست داده است و چندین شهر بزرگ نیز در محاصره طالبان قرار دارد. حکومت از تغییر وضعیت، پیش‌روی و بازپس‌گیری مناطق از دست‌رفته سخن می‌گوید؛ اما ارتش در این شب‌وروزها روی دفاع از شهرهای بزرگ متمرکز است.

از پنج بندر مهم، پردرآمد و راهبردی کشور، سه بندر آن در اشغال و اختیار طالبان قرار دارد. درآمد روزانه این سه بندر مهم و حیاتی برای اقتصاد کشور، به جیب گروه طالبان می‌رود. هزینه‌ای که دولت از آن بخشی از مشکلات خود را حل می‌کرد، اکنون برای بزرگ ساختن مشکل دولت استفاده می‌شود. بندرهای تجارتی و صادراتی پردرآمد، مثل اسلام‌قلعه و حیرتان، بزرگ‌ترین منابع عایداتی دولت بود که عملاً در کنترل طالبان قرار دارد.

هم‌چنان چندین میدان ‌هوایی بین‌المللی کشور زیر تهدید مستقیم طالبان قرار دارد. طالبان در چند متری میدان‌های هوایی بدخشان، هرات، قندهار و چند میدان هوایی دیگر قرار دارند. بیش‌تر از ۲۵۰ ولسوالی گرفتار جنگ است.

در شهرهای مهمی چون تالقان، قندهار و هرات، جنگ جریان دارد. در صورتی که به وضعیت امنیتی هرات توجه نشود، ولایت‌های بادغیس، غور، نیمروز و فراه با خطر سقوط مواجه می‌شود. همین‌طور سقوط تالقان به معنای سقوط فیض‌آباد، کندز و بغلان است. یعنی در صورتی که تالقان سقوط کند، طالب نیازی به جنگ در شهرهای فیض‌آباد، کندز و بغلان ندارد. همین‌طور سقوط شهر قندهار، سقوط ولایت‌های هم‌جوار را در پی دارد. در واقع انتخاب شهرهای بزرگ برای جنگ از سوی طالبان، سنجیده‌شده و استراتژیک است؛ زیرا آنان می‌دانند که اگر موفق به سقوط این شهرها شوند، شهرهای هم‌جوار آن‌ها به آسانی به کنترل‌شان خواهد آمد.

طالب آماده پذیرفتن شرایط جمهوریت و مردم نیست. طالب فقط به فتح کامل و سلطه کامل می‌اندیشد. دست یافتن طالب به این هدف، به ضرر تمام نیروهای سیاسی و تمام کسانی است که خواستار یک نظم دموکراتیک در کشور هستند. بنابراین، شرایط پیش‌آمده نیازمند اتخاذ تصامیم متحدانه و قاطع در برابر گروه طالبان است. دولت به تنهایی قادر نیست، از پس این مشکل برآید. تصامیم مشترک دولت، نیروهای سیاسی بیرون از حکومت و مردم، می‌تواند وضعیت را به نفع دولت و به زیان طالبان تغییر دهد. در شرایطی که طالبان بنادر و ولسوالی‌‎های کشور را به تصرف خویش درآورده‌اند و میدان‌های بین‌المللی را تهدید می‌کنند، دولت باید همه طرف‌ها را علیه این گروه بسیج کند.

اشرف غنی و تیم متهم به فساد او که در تک‌روی و تعصب شهره شهر هستند، باید در مرام و سیاست خویش تجدید نظر کنند. غنی با تک‌روی سیاسی و تعصب، شکاف‌های قومی و سیاسی را عمیق‌تر و بیش‌تر کرده است. در حال حاضر، شریک ساختن همه رهبران و اقوام در تصامیم بزرگ ملی، از جمله جنگ جاری، نیاز اساسی است. اگر او و تیم حکومتی‌اش به حفظ افغانستان متعهد هستند، اتحاد سیاسی، اجماع ملی و اعتماد ملی را فراهم کنند و از ظرفیت‌های مردمی که در ولایت‌های مختلف کشور در برابر طالبان ایستاد شدند، با ایجاد یک روند شفاف و پاسخ‌گو استفاده کنند. دولت و مردم افغانستان متوجه شدند و می‌دانند که از شهرهای بزرگ، مثل تالقان، بلخ، هرات و مناطق دیگر، مردم محل در کنار نیروهای ارتش دفاع می‌کنند. هفته‌ها است که مردم رو در روی طالبان می‌جنگند تا نظام باقی بماند. برای همین، اقدام به استخدام و رسمی کردن نیروهای مردمی در پهلوی ارتش از نیازهای فوری نظام است. این مهم بدون اجماع سیاسی و توافق نظر همه رهبران حوزه جمهوریت غیرممکن است. طالب را مردم و ارتش، به صورت مشترک، می‌توانند، سرکوب کنند.

دکمه بازگشت به بالا