بحران انتخاباتی و خطر تقابل قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی

فردوس کاوش

واکنش تند داکتر عبدالله و مؤتلفان سیاسی‌اش به اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری از سوی کمیسیون مستقل انتخابات، زیاد غیر‌منتظره نبود. داکتر عبدالله گفته بود که اگر در نتایج نهایی دکتر غنی برنده اعلام شود، ‌او نتیجه‌ی انتخابات را نمی‌پذیرد. انتظار داکتر عبدالله و دسته‌ی انتخاباتی او این بود که کمیسیون مستقل انتخابات در نتایج ابتدایی آرای محمداشرف‌ غنی را زیر پنجاه درصد اعلام کند و انتخابات به دور دوم برود. رفتن انتخابات به دور دوم به معنای تداوم حکومت وحدت ملی بود. روشن بود که برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، ‌تا ماه ثور هم ممکن نبود. برای برگزاری دور دوم، لازم بود که نرم‌افزارهای جدید در دستگاه‌های بایومتریک نصب می‌شد تا زمان‌ رای‌دهی، عکس و شست تکراری را مشخص می‌کرد. دستگاه‌های بایومتریکی که انتخابات ریاست جمهوری با آن‌ها برگزار شد، قادر نیست شست و عکس تکراری را ثبت و مشخص کند. ریشه‌ی تخنیکی بحران انتخاباتی هم همین نکته است. بنابراین به نرم‌افزاری نیاز بود که این نقص را جبران کند. تعبیه‌ی این نرم‌افزار و آماده‌ کردن آن حداقل یک‌و‌نیم ماه زمان می‌برد و برنامه‌ریزی کمیسیون مستقل انتخابات برای دور دوم هم نیاز به وقت بیش‌تر داشت. اما کمیسیون مستقل انتخابات در نتایج نهایی دکتر غنی را برنده اعلام کرد. از قراین برمی‌آید که کمیشنران کمیسیون مستقل انتخابات پس از دریافت چراغ سبز از گروه بین‌المللی حمایت از انتخابات، ‌نتایج نهایی را اعلام کردند.

پیش از این آوازه بود که در میان جامعه‌ی دیپلمات‌های غربی در کابل،‌ اعلام نتایج نهایی خیلی طرف‌دار دارد. استدلال ظاهراً این بود که حتا اگر کل آرای مورد نزاع باطل شود، باز هم آقای غنی پیش‌تاز دور اول باقی می‌ماند و نیاز نیست زمان بیش‌تری صرف دور دوم شود. استقبال اتحادیه‌ی اروپا، هند و متحدان منطقه‌ای ایالات متحده از نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری نشان‌دهنده‌ی آن است که گروه بین‌المللی حمایت از انتخابات، ‌حداقل با اعلام نتایج نهایی از سوی کمیسیون مستقل انتخابات مخالف نکرده بود. سازمان ملل متحد هم یک اعلامیه‌ی مبهم منتشر کرده است، ولی در همان اعلامیه آمده است که این سازمان از نهادها و متولیان برگزاری انتخابات و عمل‌کرد آنان حمایت می‌کند. سازمان ملل متحد هم کار کمیسیون مستقل انتخابات را زیر سوال نبرده است. اما موضع وزارت خارجه‌ی ایالات متحده تا هنوز روشن نیست. به نظر می‌رسد که وزارت خارجه‌ی ایالات متحده به مشوره‌ی دیپلمات‌هایی عمل می‌کند که مذاکره با طالبان را به پیش می‌برند. معاون سفیر خلیل‌زاد در یک سخنرانی در انستیتوت صلح ایالات متحده گفت که اعلام نتایج نهایی تلاش‌های واشنگتن برای حل سیاسی جنگ افغانستان را پیچیده‌تر کرده است. به نظر می‌آید که آقای خلیل‌زاد و تیمش با اعلام نتایج مشکل داشتند، ‌اما دیگر بخش‌های دولت امریکا به احتمال زیاد مخالف جدی اعلام نتایج نهایی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نبودند. هیچ نشانه‌ای دال بر مخالفت کل دولت امریکا با اعلام نتایج انتخابات افغانستان در دسترس نیست.

حال نگرانی جدی این است که از منازعه‌ی انتخاباتی افغانستان قدرت‌های منطقه‌ای بهره‌برداری ابزاری کنند. واقعیت این است که بین قدرت‌های منطقه‌ای و ایالات متحده مشکل جدی وجود دارد. دشمنی ایران با ایالات متحده پس از قتل جنرال سلیمانی در بغداد،‌ شکل تازه‌ای اختیار کرده است. ترکیه هم با ایالات متحده مشکل دارد. امریکا از سیاست انقره در لیبیا و روابط نظامی و امنیتی حکومت اردوغان با مسکو، هیچ رضایتی ندارد. جان بلتون، مشاور پیشین امنیت ملی کاخ سفید، اردوغان را در حد پوتین برای ایالات متحده خطرناک می‌دانست. این نوع نگاه تا حال در دولت امریکا وجود دارد. حکومت اردوغان هم حداقل بخشی از دولت امریکا را متهم به پشتی‌بانی از جنبش فتح‌الله گولن می‌کند. از نظر اردوغان جنبش گولنیست‌ها بیش‌تر از هر نیروی دیگر برای او و ترکیه یک تهدید است. روشن است که جنبش آقای گولن این ارزیابی را نمی‌پذیرد، ولی باور اردوغان همین است. رقابت‌های روسیه و امریکا هم که چیز پوشیده‌ای نیست. عده‌ای با توجه به رقابت‌های روسیه و امریکا به این باور اند که جنگ سرد به یک نحو دیگر در حال تکرار شدن است. با توجه به این واقعیت‌ها، بعید نیست که قدرت‌های منطقه‌ای برای اعمال فشار بر امریکا و باج‌گیری از این کشور و متحدان آن، بحران انتخاباتی افغانستان را پکه کنند. واقعیت تلخ دیگر این است که افغانستان فقیرترین کشور جهان خارج از قاره‌ی افریقا است. پول در این‌جا وجود ندارد و نیروهای سیاسی از نظر مالی وابسته به خارج‌اند. سیاست‌مداران سنتی و رهبرانی که در جنگ‌های گذشته نقش مهم داشتند، با همسایه‌ها روابط بسیار نزدیک دارند. علاوه بر این همسایه‌های افغانستان صاحب نفوذ نامتعارف در روابط قدرت افغانستان شده‌اند. هیچ بعید نیست که برخی از سیاست‌مداران از سوی حامیان‌شان در کشورهای همسایه هم تشویق شوند تا در شیپور بحران انتخاباتی بیش‌تر بدمند. نزدیکان آقای غنی و آن عده از سیاست‌مدارانی که پس از یازده‌ی سپتامبر از تبعید به افغانستان برگشتند،‌ حامیان سرسخت در کشورهای غربی دارند. کشورهای منطقه هم این سیاست‌مداران را متحدان غرب تصور می‌کنند. می‌توانیم این طور بگوییم که جناح لیبرال و تکنوکرات سیاست‌مداران افغانستان در غرب حامی دارند و جناح سنتی، اسلام‌گرا/جهادی قشر سیاسی کشور هم در قدرت‌های منطقه‌ای. این امر زمینه‌ی تقابل را بیش‌تر کرده است.

بیش‌تر سیاست‌مداران کشور خانواده‌های کلان، اعوان و انصار فراوان و حتا تلویزیون‌ دارند. تلویزیون‌های برخی از آنان ۲۴ ساعت برنامه پخش می‌کنند و به احتمال زیاد کم‌تر از صد هزار دالر در ماه مصرف دارند. پولی را که این مصارف را تامین کند، حتماً حامیان منطقه‌ای آنان می‌پردازند. بنابراین نگرانی جدی این است که بار دیگر سیاست افغانستان عرصه‌ی رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی شود. قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران و ترکیه در مورد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان موضع نگرفته‌اند و وزارت خارجه‌ی روسیه از بحران به وجود آمده ابراز نگرانی کرده است. این‌ها همه‌ نشانه‌هایی است که می‌توان بر اساس آن دخیل شدن قدرت‌های رقیب در بحران انتخاباتی افغانستان را حدس زد. بدترین سناریو این است که سیاست‌مداران مخالف ارگ دامنه‌ی بحران را کلان کنند و وضعیت را به جایی برسانند که خود نیز از کنترل آن عاجز شوند. خارج شدن بحران از کنترل سیاست‌مداران، ‌افغانستان را به آغاز دهه‌ی نود میلادی بر‌می‌گرداند. در آن صورت احتمال آن زیاد است که ترمپ به حمایت نظامی و مالی از افغانستان پایان بدهد، نیروهای نظامی امریکا را فرا بخواند و بعد طالبان به عنوان یک نیروی مسنجم مثل سال ۱۹۹۴ با شعار مقابله با بی‌نظمی و خودسری وارد میدان شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن