تاثیر هاله؛ چشم حس هم‌چون کف دست است و بس

سنایی در داستان فیل و نابینایان از شاهی حکایت می¬کند که صاحب فیل بزرگی بود و از سرزمین نابینایان

 می‌گذشت. نابینایان تا آن زمان چنان جانوری ندیده بودند. جماعتی از آن‌ها گرد فیل جمع شدند و بر او دست کشیدند. وقتی سایر نابینایان از آن‌ها خواستند که درباره‌ی فیل توضیح دهند، هر یک تعبیری متفاوت داشت:

آن‌که بر گوش فیل دست کشیده بود آن را گلیمی عظیم تعریف می‌کرد؛ کسی که خرطوم را لمس کرده بود آن را ناودانِ میان‌تهی می‌گفت؛ و دیگری که دستش بر پاهای فیل رسیده بود آن را عمود ِ مضبوط می‌شناساند. این تمثیل سنایی در مورد کاستی کشفِ حسی است که نظیر آن در آیین بودایی نیز وجود دارد.

روان شناسانِ تجربی معاصر درک مشابهی با سنایی دارند. با این تفاوت که از دید آن‌ها، اکثر انسان‌ها خطای ادراکی مشابهی را با تمام حواس‌شان مرتکب می‌شوند نه فقط با حس بینایی: وقتی با یک شی، شخص و یا پدیده‌ای روبه‌رو می‌شویم، آن جنبه‌ی  واضحی را که برای ما به آسانی قابل درک باشد زودتر متوجه می‌شویم و در اکثر موارد، ناخواسته آن جنبه را بر تمامیت آن پدیده تعمیم می‌بخشیم.

این مفهوم، تاثیر هاله (Halo Effect)، حدود یک قرن پیش توسط ایدوارد تورندایک، روان‌شناس، معرفی شد. او در پژوهشی دریافت که افسران نظامی در انتخاب سربازان اشتباهی را مرتکب می‌شوند. آنان اغلب سربازانی را که در ویژه‌گی‌های فیزیکی (نظافت، صدا، جسامت) نمره‌ی بالا گرفته بودند، در توانایی‌های فکری، رهبری، مسوولیت‌پذیری و… نیز خوب ارزیابی می‌کردند.

تاثیر هاله زمانی رخ می‌دهد که یک جنبه روشنِ تصویر چشم‌مان را خیره سازد و بینش ما نسبت به تصویر کلی را متأثر سازد. به بیانی دیگر، جنبه‌هایی نظیر زیبایی، موقف اجتماعی، سن یا جنسیت یک فرد اثری مثبت و یا منفی را در ذهن ما خلق می‌کنند که دیگر ویژه‌گی‌های آن فرد را زیر شعاع قرار می‌دهند.

در مورد تأثیر جذابیت فیزیکی افراد مطالعات فراوان شده است. پژوهش‌های زیادی نشان داده که ما اشخاص خوش‌چهره را،  دل‌پذیر، صادق و زیرک می‌پنداریم. شاید به همین دلیل، اشخاص نیک‌منظر در زنده‌گی حرفه‌ای سبقت می‌گیرند. حتا استادان شاگردان خوش‌روی‌شان را نمره‌ی بیش‌تر می‌دهند.

با استفاده از همین ضعف بشری، تبلیغات بازرگانی نیز از افراد خوش‌چهره استفاده می‌کنند. آن‌چه می‌تواند مژده جمالزاده و نغمه را کارشناس معماری و شهرسازی سازد، قطعاً چیزی فراتر از صورت ظاهر است. ولی چنین هنرپیشه‌گان  با جذابیت ظاهری خود تاثیر مثبت روی ذهن بیننده‌گان – مخصوصاً بر ذهن آنانی که چنین هنرپیشه‌گان را می‌پسندند – می‌گذارند و از این رو روی فروش بلاک‌ها در شهرک‌های رهایشی نیز بی‌تأثیر نیستند.

البته، این بدین معنا نیست که زیبارویان فقط به خاطر این ویژه‌گی‌شان موفق می شوند. در بسا موارد جفایی که در حق زنان صورت می‌گیرد نیز در همین دایره است. برخی می-پندارند که زنان تنها با استفاده از دل‌ربایی‌شان پیش‌رفت می-کنند. این اشتباه است؛ ولی نمی‌توان منکر شد که جذابیت فیزیکی، زنان و مردان رعنا را در مقایسه با دیگران امتیاز می-بخشد. 

شرکت‌های تجارتی با استفاده از تأثیر هاله سودهای دیگری نیز می‌برند. مدیران بازرگانی پول هنگفتی را صرف تقویت نشان تجارتی (برند) شان می‌کنند. زیرا مشتریان اکثراً با دیدن یک «برند» در مورد محصولات آن شرکت داوری دسته جمعی می‌کنند. آن‌ها ویژه‌گی‌های یک محصول خاص آن برند را معمولاً نادیده می‌گیرند. مثلاً، بعد از موفقیت «آی پاد» ساخت شرکت اپل، فروش محصولات دیگرش مانند کمپیوتر «مک‌بوک» نیز بالا رفت.

چاره چیست؟ کسی و یا مفهومی را به خاطر ظاهر و یا ویژه‌گی‌هایی که فقط به آسانی قابل دید هستند داوری نکنید. اگر خانه می‌خرید یا کسی را استخدام می‌کنید و یا فردی را به همسری برمی‌گزینید، نخست ویژه‌گی‌های لازم را قطار کنید و به همه آن‌ها بها دهید. نگذارید جنبه‌ی واحدی سایر ویژه‌گی‌ها را زیر شعاع قرار دهد. نگذارید حواس‌تان (آن گونه که در داستان سنایی آمد) مانند کف دست نابینایان باشد.

 

جاوید‭ ‬نادر

jawed‭.‬[email protected]‭.‬com

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن