راه دشوار صلح

حبیب حمیدزاده

با آن‌که توافقات شفاهی و مقدماتی با طالبان به منظور شروع مذاکرات صلح میان طالبان و حکومت افغانستان انجام شده است، اما اختلاف نظر بر سر ارزش‌های مهم انسانی میان طالبان، حکومت و مردم افغانستان، آمدن و یا آوردن صلح پایه‌دار را در افغانستان دشوار ساخته است. حکومت افغانستان تحت فشار امریکایی‌ها با رها کردن تعداد زیادی از افراد جنگی طالبان از زندان‌ها، به جهان و طالبان حسن نظر و صلح‌طلبی نشان داده است، اما طالبان علی‌رغم توافق‌شان با امریکا-مبنی بر کاهش خشونت‌ها، دست به حملات مرگ‌بار و خونین زده‌اند. حملات مرگ‌بار طالبان بر شهرهای بزرگ، شفاخانه‌ها و پوسته‌های نظامی دولت افغانستان، نشان‌گر این است که طالبان گزینه‌ی غیر از صلح با دولت افغانستان را دارند. چرا صلح با طالبان دشوار است؟

طالبان روایت و باور متفاوت از دین،‌ حکومت و تمام امور زنده‌گی دارند: آنان خواستار اسلامی کردن همه چیز استند و منظورشان هم از دین اسلام، بنیادگرایانه، خشونت‌آمیز و قبیله‌ای است. از یک نظر، مبانی تفکر طالبان استوار بر موارد زیر است:

الف. طالبان در پی استقرار حکومت اسلامی ای که راه خلفای راشدین را تعقیب کند، می‌باشند. بر اساس این سنت، طالبان معتقد استند که افغانستان و یا هر جامعه‌ی اسلامی دیگری الزامه باید توسط «امرا» مدیریت شود. در این حکومت-حکومت «امرا» همه چیز از آن‌جایی که دینی-اسلامی است، تحمیلی و اجباری نیز است. هیچ‌کس در محدوده‌ی این حکومت حق اعتراض، انتقاد و انکار را ندارد. در نتیجه جامعه مورد نظر طالبان، تک صدایی و تک فرهنگی است. در این جامعه فقط گونه‌ای از اسلام-اسلام طالبانی-بنیادگرا و مخالف کثرت حاکم است و افراد و نهادهای سر سپرده و معتقد به طالبان مجال و فرصت اظهار نظر و فیصله کردن را دارند.

ب. حکومت طالبان، حکومت مذهبی است. رهبران حکومت طالبان الزاماً از میان طالبان و یا وفادار به مرام و مذهب طالبان گزیده می‌شوند. ج. رییس دولت جامعه مورد نظر طالبان باید از معتقدان به اهداف طالبان و از مسلمانان راستین به تفکر طالبان باشد. دادگاه و دیگر نهادهای کشور بر اساس احکام شرع اداره شود، نه احکام مدنی.

د. اساس ایدیولوژی طالبان بر اضلاع مثلثی بنا شده است:

اول. به باور طالبان، تنها کسانی شایسته‌گی اداره‌ی حکومت را دارند که عقیده داشته باشند هیچ مکتبی در درون اسلام برتر از مکتب سلفی نیست. دوم. فقه که در نتیجه اعتقادات چهار مذهب اهل تسنن پدید آمده دارای اشتباهات وافر است و نیاز است اصلاح شود. شاید نظر طالبان این باشد که به سود سلفی‌گری اصلاح شود. سوم. جهاد همیشه‌گی در برابر دشمنان داخلی و خارجی.

چهارم. طالبان دموکراسی را شرک می‌پندارند و آن را برای جامعه جایز نمی‌دانند. زیرا دموکراسی حق قانون گذاری را به مردم اعطا می‎کند نه به خدا. طالبان در این راه به نظریات سید قطب معتقد استند. سید قطب ضرورت جهاد تا زمان استقرار حکومت خداوند بر روی زمین را چنین می‌گوید: «استقرار حکومت الله بر روی زمین، از میان بردن حکومت‌های بشری و باز پس گرفتن قدرت از غاصبان و واگذاری آن به الله، اجرای قانون الهی و لغو قوانین بشری، همه و همه صرفاً با تبلیغ دین و مکاشفه در امر الهی میسر نمی‌شود. زیرا کسانی که حکومت برحق خداوند روی زمین را غصب کرده و یوغ اسارت بر گردن مردمان افکنده‌اند با تبلیغ دین و مکاشفه در امر الهی تسلیم امر الله نمی‌شوند که اگر چنین بود تو گویی پیغمبران در راستای استقرار دین الهی در زمین این اندازه سختی و رنج نمی‌کشیدند!…(نگاه شود به گفت‌و‌گوی فاطمه مسجدی و بابک مینارد در گفت و گو با احمد الرمح-آسو)

با این حساب، مجموع نظریات طالبان در مورد حکومت، دین، جامعه و دیگر امور زنده‌گی در نقطه مقابل نظریات حکومت کابل و مردم افغانستان قرار می‌گیرد. یعنی طالبان با کلیت نظم حاکم بر جهان اسلام و غیر اسلام، مخالف‌اند. هدف بنیادی و همیشه‌گی طالبان، از میان برداشتن نظام ساخته‌ی بشر و به پندار خودشان استقرار نظام الهی است. با این همه تفاوت، بعید است آنان در برابر خواست جمهوری خواهان کابل کوتاه بیایند و به جمهوریت مورد نظر غنی رای بدهند و یا در آن مدغم شوند. نظر رییس جمهور غنی در مورد این‌که طالبان صلح طلبان امروزی درون نظام را ممکن است از پای آویزان کنند، کاملاً درست است.

موضوع دیگر، جمهوریت کاذب فعلی است که اکثریت دست‌اندرکارانش دست‌شان به خون و مال مردم آلوده است. شمار وطن‌پرستان در داخل این جمهوریت بسیار اندک است. تمام امارت طلبان مومنین واقعی‌اند. اما رهبران نظام جمهوری سر سپرده ثروت‌اند. اینان به هر چیز صادقانه فکر می‌کنند جز بقای جمهوریت. جمهوریت غنی، یک امر انتزاعی است. این جمهوریت در زبان است، عینیت یافته و واقعی نیست. استوار بر تقلب و دروغ و قوم‌گرایی است. دوام و بقای این جمهوریت تکه‌تکه در غیبت و عدم حمایت نیروهای بین‌المللی، دشوار است. هیچ شهروند افغانستان به مشروعیت و سلامت این نظام باور ندارد. همه معتقد اند که همه‌چیز بر اساس توافقات موقتی به منظور چند صباح حکومت کردن و حیف‌ومیل دارای مردم توسط چند تیم مشخص است. در چنین وضع و حالی طالبان می‌توانند ادعا کنند که جمهوریت ویژه‌گی‌های مطبوع و مقبول و مشروع ندارد که ما به دوام و بقایش دل‌چسبی و دل‌گرمی داشته باشیم.

طالبان در میدان جنگ با نیروهای خارجی و ارتش افغانستان احساس پیروزی می‌کنند. بر شاه‌راه‌های بزرگ، شهرستان‎ها، و نواحی شهرهای بزرگ کنترل دارند. در قلمرو خودشان از مردم مالیه جمع‌آوری می‌کنند، سنت خودشان جاری است، قانون و وضع می‌کنند و به شیوه خودشان مکافات و مجازات می‌کنند. نیروی با چنین قدرت و توان با آن ایدیولوژی افراطی هیچ‌گاه به طرف خودش در جنگ امتیاز نمی‌دهد. در حریفش مدغم نمی‌شود و از خواست‌هایش کوتاه نمی‌آید.

گروه طالبان هیچ‌گاه برای دولت و مردم افغانستان پیام صلح نفرستاده است. این گروه هیچ‌گاه نیت صلح خواهی و دست کشیدن از خشونت و کشتار را برای دولت افغانستان و جامعه جهان نشان نداده است. با آن‌که با ایالات متحده امریکا توافق‌نامه امضا کردند و در آن توافق‌نامه تعهداتی را مبنی بر کاهش خشونت متعهد شدند، اما اکنون حملات مرگ‌بار و کشتار عمومی نیروهای نظامی و مردم ملکی افغانستان را طراحی و اجرا می‌کنند. حمله مرگ‌بار بر شفاخانه‌ی در دشت برچی و حمله مرگ‌بار بر نیروهای امنیتی ملی در ولایت سمنگان از جمله مرگ‌بارترین عملیات‌های آنان است. عمل‌کرد طالبان پس از توافق با ایالات متحده امریکا علیه مردم ملکی و نیروهای نظامی و ارتش کشور نشان‌دهنده‌ی این است که این گروه در پی صلح پایه دار و آوردن امنیت در افغانستان نیست.

اعتماد کردن عده‌ای از سیاست‌مداران افغانستان به طالبان و ایمان آوردن به این که طالب در پی صلح است و در آوردن امنیت برای سراسر افغانستان کمک می‌کند، ساده‌لوحانه و منبعث از درک نادرست و ناآگاهی از تاریخ طالبان، ‌اهداف طالبان و ذات طالبان است. در میان طالبان هیچ گروه، لشکر،‌ رهبر و سرباز دموکرات، معتقد به اعلامیه جهانی حقوق بشر، آزادی بیان، دموکراسی و آزادی زنان وجود ندارد. طالبان در ۱۹ سال جنگ‌شان علیه دولت و نیروهای خارجی فقط تغییر نظام، ‌خروج قوت‌های خارجی و بنیادگذاری نظام شرعی-اسلامی را خواسته‌اند و هم‌چنان بر این خواسته‌های خود متعهد استند. هیچ تغییر در جهان‌بینی طالب، برنامه‌طالب و برنامه حامیان منطقه‌ای طالب نیامده است. خواست روشن و واضح طالبان از میان برداشتن جمهوریت، تاسیس امارت و جاری‌ساختن شریعت بر همه‌ی امور است. از این جهت طالب صلح مورد نظر دولت افغانستان و جهان را قبول ندارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن