کاهش خشونت‌ها به افزایش خشونت‌ها انجامید

از اواخر ماه فبروری سال گذشته که توافق‌نامه صلح میان ایالات متحده امریکا و طالبان در شهر دوحه امضا شد، بگومگوهای فراوانی در افغانستان درباره این توافق‌نامه ایجاد شد. ایالات متحده امریکا که در دو دهه اخیر نزدیک‌ترین هم‌پیمان حکومت افغانستان بود، با چرخش ۱۸۰ درجه‌ای، دشمنانی را که در بیش از یک دهه با آن‌ها جنگیده بود، به عنوان طرف گفت‌وگو و صلح پذیرفت و جایگاه آن‌ها را از دشمن به گروهی که با آن‌ها توافق‌نامه صلح امضا می‌کند، ارتقا بخشید. شروط توافق‌نامه دوحه برای دولت و مردم افغانستان سنگین بود. هم دولت افغانستان و هم بخشی از مردم افغانستان در لویه‌جرگه صلح رأی به رهایی پنج هزار زندانی طالبان دادند.

این تصمیم برای مردم افغانستان تصمیم ساده‌ای نبود. بر اساس توافق‌نامه دوحه قرار بود طالبان خشونت و حملات‌شان را کاهش دهند. طالبان باربار تاکید کردند که حملات‌شان را بر بزرگ‌شهرهای افغانستان متوقف ساخته‌اند، اما واقعیت میدان جنگ چیز دیگری را نشان می‌دهد. دولت افغانستان هیأت مذاکره‌کننده‌اش را به دوحه فرستاد، این هیات که از تمام مردم افغانستان نماینده‌گی می‌کرد، پیام صلح‌خواهی مردم افغانستان و واقعیت‌های انکارناپذیر این کشور را به گوش طالبان رساند.

بیش از یک ماه از گفت‌وگوهای میان‌افغانی گذشت، اما هنوز بحث‌ها از اصول رفتاری فراتر نرفته، گفت‌وگوها عملاً به بن‌بست رسیده است و هم‌زمان با بن‌بست موجود، جنگ نیز به صورت بی‌پیشینه‌ای نیز شدت گرفته است.

حملات سنگین بر شهر لشکرگاه خلاف توافق‌نامه دوحه و حرف‌هایی بود که طالبان با رسانه‌ها می‌گفتند. با وجود مخالفت‌های جهانی، از حمله به لشکرگاه که مخالف روحیه صلح بود، طالبان در چند ولایت دیگر نیز جنگ را شدت بخشیدند. تنها در جنگ هلمند بر اساس گزارش‌ها ۳۰۰ طالب که نیروهای خارجی نیز در میان آن‌ها دیده شده است کشته شده‌اند، در این طرف بیش از ۳۰ تن از نیروهای امنیتی نیز در این جنگ کشته و زخمی شده‌اند.

در بدخشان نیز جنگ تا چند قدمی مرکز رسیده است و تلفات سنگین بر طرف‌های جنگ وارد شده است. انفجار موتر بمب در ولایت غور که بیش از ۱۰۰ تن کشته و زخمی برجای گذاشت و بدترین نمونه از این نوع حملات بود. چرا که طالبان باربار به رسانه‌ها گفته بودند که حملات موتربمب را متوقف کرده‌اند و به شهرهای کلان حمله نمی‌کنند.

جنگ در یک هفته اخیر، نشانه‌ی بارز بن‌بست موجود در گفت‌وگوهای صلح میان افغانی است. این جنگ‌ها نشان می‌دهد که طالبان به تمام توافقات دوحه پشت کرده‌اند و مفاد آن درباره کاهش خشونت‌ها را عملاً نقض کرده‌اند.

سوالی که پیش می‌آید این است که سرنوشت این گفت‌وگوها با وجود خشونت‌های موجود به کجا خواهد انجامید. اگر این جنگ‌ها ادامه یابند، پروسه صلح عملاً مشروعیتش را از دست می‌دهد. مردم افغانستان که به گونه روزمره قربانی این خشونت‌ها می‌شوند هرگز نمی‌توانند به روند صلح بیش از این اعتماد کنند.

روند صلحی که آغاز شده است، با چنین رویکردهای جنگ‌طلبانه هرگز به سرانجام نیکو نخواهد رسید. بیش از یک هفته می‌شد که نماینده‌گان وزارت خارجه امریکا به ریاست زلمی خلیل‌زاد به منطقه سفر کرده بودند و یک هفته اخیر را در دوحه به سر برده‌اند. گفته می‌شد که هدف این گفت‌وگوها کاهش خشونت‌ها بوده است. حتا گفته می‌شد که شماری از اراکین امنیتی کشورهای منطقه که بر طالبان می‌توانند فشار بیاورند نیز به دوحه سفر کرده‌اند، تا آن‌ها را متقاعد به کاهش خشونت‌ها کنند، اما این سفرها و گفت‌وگوها تا اکنون نتیجه‌ی مطلوبی نداشته‌اند. اتفاقاً هم‌زمان با این سفرها خشونت‌ها در هلمند و بدخشان افزایش یافته است و حادثه حمله با موتربمب در مرکز ولایت غور فاجعه بزرگ انسانی آفریده است.

ظاهراً تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش خشونت‌ها تا این‌جای کار نتیجه نداده است. آن‌گاهی که کشورهای تاثیرگذار منطقه و جهان نمی‌توانند در مسیر گفت‌وگوهای صلح شرایط‌‌شان را بر طرف‌ها بقبولانند مردم افغانستان چگونه می‌توانند به این روند اعتماد کنند؟

این روند که با امید بزرگی برای پایان جنگ و رسیدن به صلح آغاز شده بود، اینک به مرحله ناامیدکننده‌ای رسیده است.

مردم افغانستان از این روند ناامید شده‌اند. مردم افغانستان نتایج ملموس می‌خواهند، آن‌ها می‌خواهند پروسه صلح با کاهش خشونت و حتا پایان جنگ همراه گردد، در غیر آن این روند مشروعیتش را در میان مردم از دست می‌دهد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن