روزگار سیاه نظامیان پیشین؛ «وقتی کودکانم چیزی می‌خواهند ولی پولی ندارم، باربار می‌میرم»

۸صبح، بلخ‌

در نه ماه گذشته که گروه طالبان روی کار آمده‌اند، ده‌ها نظامی حکومت پیشین از سوی این گروه بازداشت، شکنجه و کشته شده‌اند. در این میان شمار زیادی از این نظامیان در وضعیت بد اقتصادی شب و روز‌شان را سپری می‌کنند و از ماه‌ها بدین سو معاش دریافت نکرده‌اند.

مول‌الدین، یکی از نظامیان حکومت پیشین است. او در انفجار ماینی در ولایت قندهار که از سوی طالبان کارگذاری شده بود، یک پایش را از دست داده است‌. وی باشنده اصلی ولایت فاریاب است، اما از سه سال بدین سو به دلیل ناامنی‌ها و تهدید طالبان، مجبور به ترک خانه‌اش شده و در حومه‌های شهر مزارشریف در زیر خیمه شب و روزش را سپری می‌کند.

این نظامی پیشین می‌گوید از زمانی که پایش را از دست داده است، معاشش از سوی حکومت پیشین پرداخت می‌شد، اما از دو سال بدین‌سو معاش دریافت نکرده است و به همین دلیل در وضعیت بد اقتصادی زنده‌گی می‌کند. او می‌گوید: «حدود هفت سال قبل چون وضعیت خوبی از نگاه اقتصادی نداشتیم، رفتم شامل ارتش شدم. در کابل درس خواندم و برای اجرای وظیفه به ولایت قندهار رفتم. حدود یک‌ونیم سال وظیفه اجرا کردم و سپس با یک انفجار ماین شدید زخمی شدم و پایم را از دست دادم. پس از ماه‌ها تداوی، به خانه برگشتم و با معاشی که سالانه از سوی حکومت برایم داده می‌شد، زنده‌گی‌ام را می‌گذراندم؛ اما زمانی که فعالیت طالبان بیش‌تر شد، به‌عنوان نظامی حکومت آزار‌و‌اذیت می‌شدم و ناگزیر خانه و کاشانه‌ام را ترک کردم و به مزارشریف آمدم.»

وی می‌افزاید که وقتی قرار بود حکومت پیشین معاشات سال ۱۳۹۹ او را پرداخت کند، طالبان روی کار شدند. به گفته او، این گروه به افراد خودشان که در جنگ‌ها کشته یا معیوب شده‌اند، معاش پرداخت می‌کنند، اما معاش نظامیان حکومت پیشین را که از دو سال قبل باقی مانده است، پرداخت نکرده‌اند.

مول‌الدین در انفجار ماین زخم‌های زیادی برداشته است که توان کار کردن را از او گرفته است. وی چشم به راه کمک‌های غذایی و غیر‌غذایی نهاد‌های کمک‌رسان است‌، اما این کمک‌ها هم بیش‌تر وقت‌ها به افراد نیازمند نمی‌رسد و به گفته باشنده‌گان بلخ اکثراً به خانواده نیروهای طالبان داده می‌شود.

این نظامی پیشین اکنون ۲۷ سال عمر دارد و پدر سه کودک پنج‌ساله، سه‌ساله و پنج‌ماهه است. به گفته او، هنگامی که کودکانش چیزی می‌خواهند، ولی او نمی‌تواند خواست‌های‌شان را برآورده سازد، بسیار رنج می‌کشد.

او که در وقت صحبت کردن اشک از چشمانش جاری می‌شود، می‌گوید: «دکان‌ها نزدیک است. وقتی کودکانم می‌گویند که برای ما چیزی بخر و من ۱۰ افغانی ندارم، باربار می‌میرم. حکومت قبلی خوب بود کمک می‌کرد و زنده‌گی ما تیر می‌شد، اما حالا بسیار در یک وضعیت بد قرار داریم. پایم را از دست دادم. کار کرده نمی‌توانم و چاره‌ای هم ندارم. نمی‌دانم چه کار کنم.»

تنها مول‌الدین نیست که در چنین وضعیتی قرار گرفته است. در حال حاضر حدود ۲۵ هزار خانواده که قبل از سقوط حکومت پیشین به دلیل درگیری و ناامنی‌ها مجبور به ترک خانه‌های‌شان شده‌اند، به ولایت بلخ پناه آورده‌اند و بیش‌ترشان در زیر خیمه‌ زنده‌گی می‌کنند. آن‌ها حتا هزینه برگشت به خانه‌های‌شان را ندارند.

دکمه بازگشت به بالا