وضعیت کنونی مطلوب طالبان است

در عصری که ویروس کشنده‌ی کرونا زنده‌گی مردم‌ افغانستان را تهدید می‌کند، سیاست‌مداران کشور نتوانستند به تنش‌های سیاسی ناشی از اعلام نتیجه‌ی انتخابات و تحلیف دوگانه پایان دهند. حتا وزیر خارجه‌ی امریکا هم که کشورش بزرگ‌ترین کمک‌کننده‌ی افغانستان است، نتوانست داکتر عبدالله و رییس ‌جمهور غنی را قانع سازد تا اختلاف‌های سیاسی و منافع جناحی و قومی را برای تثبیت منافع کلی و بزرگ افغانستان کنار بگذارند. رییس‌ جمهور غنی مدعی است که داکتر عبدالله خواست‌هایی دارد که با قانون اساسی کنونی در تضاد است و بدون تعدیل قانون اساسی برآورده کردن آن ممکن نیست. داکتر عبدالله هم با توجه به پنج سال تجربه‌ی کار مشترک با آقای غنی، نگران آینده‌ی سیاسی خودش و تیمی است که با او در انتخابات ریاست جمهوری همکاری کردند. روشن است که آقای غنی هم نمی‌خواهد کسی را  که هم‌طراز خودش باشد، ‌تحمل کند. انتظار عموم این بود که با گسترده شدن خطر ویروس کشنده‌ی کرونا، رهبران سیاسی اختلافات را کنار بگذارند؛ ‌اما نه خطر گسترش ویروس رهبران سیاسی افغانستان را سر عقل آورد و نه خطر طالبان.

وزیر خارجه‌ی امریکا پس از دیدار با غنی و عبدالله، از کابل به قطر ر‌فت و در آن‌جا با رییس‌ هیات مذاکره‌‌کننده‌ی طالبان دیدار کرد. واشنگتن که رهبران سیاسی افغانستان را متهم به ناکامی در عمل به تعهدات‌شان در اعلامیه‌ی دو‌جانبه‌ی امریکا و افغانستان می‌کند،‌ از طالبان رضایت دارد. تا حال واشنگتن به آن صراحت و شدتی که غنی و عبدالله را انتقاد کرده است،‌ طالبان را به نقض موافقت‌نامه‌ی پایان جنگ با امریکا متهم نکرده است. وضعیتی که شکل گرفته است، در کل مطلوب طالبان است. طالبان می‌دانستند که اگر تمام نیروهای جمهوری‌خواه متحد باشند، ‌حوزه‌ی جمهوریت شکست مطلق نظامی را متحمل نخواهد شد. آنان می‌دانند که اگر حوزه‌ی جمهوری از درون بپاشد،‌ خودشان به عنوان تنها نیروی منسجم در صحنه خواهند ماند.

وقتی به سیر تحولات نگاه می‌کنیم، این‌طور استنباط می‌شود که سیاست‌مداران اصلی این دیار اوضاع را به گونه‌ای سمت‌و‌سو می‌دهند که مطلوب طالبان است. انگار همه توافق کرده‌اند که حوزه‌ی جمهوری را از درون منفجر بسازند تا طالبان روی ویرانه‌های خود جشن برپا کنند. سیاست‌مداران این دیار از گذشته هم عبرت نگرفته‌اند. هم محمداشرف‌ غنی و مؤتلفانش و هم داکتر عبدالله به خوبی می‌دانند که فروپاشی یک نظم سیاسی همیشه درونی است. نیرویی که از بیرون با یک نظم سیاسی دشمنی می‌کند، به تنهایی قادر به فروپاشی آن نیست. فروپاشی درونی است که کار یک نظام سیاسی را یک‌سره می‌کند. امپراطوری‌های بزرگ تاریخ هم به دلیل فروپاشی درونی نابود شدند. ولی با وجودی که سیاست‌مداران این دیار همه چیز را می‌دانند،‌ باز هم چنان به هم‌دیگر چنگ و دندان نشان می‌دهند ‌انگار هیچ طالبی در میدان نیست و ویروس جدیدی به نام کرونا/‌کورونا، ‌زنده‌گی شهروندان را تهدید نمی‌کند. سیاست‌مداران این دیار ربط خود را با متن مردم و خواست‌های آنان از دست داده‌اند و به ندای تندروترین اعضای دسته‌های سیاسی‌شان گوش می‌دهند.

مردم عام در وضعیت کنونی بیش‌تر از همه نگران صحت‌شان و ویروس کرونا/کورونا هستند. آنان به هیچ سیاست‌مداری اعتماد ندارند. مردم عام درک کرده‌اند که سیاست‌مداران به نیازهای آنان توجه ندارند و مشکل آنان را اصلاً حس نمی‌کنند. اگر سیاست‌مداران این دیار کمی هم پروای مردم و نظام سیاسی جمهوری را داشته باشند،‌ هرچه زودتر کنار می‌آیند و منافع جناحی، ‌گروهی و قومی‌ای را که برای خودشان تعریف کرده‌اند،‌ به سود منافع جمعی نفی می‌کنند. وضع کنونی مطلوب طالبان است و زمینه‌ی آن را به وجود می‌آورد تا مردم افغانستان قربانی کرونا/کورونا و کشمکش‌های دیگر شوند. سیاسیون باید درک می‌کردند که هیچ کدام توانایی حذف دیگری را ندارد، به همین دلیل باید هر چه زودتر راهی برای هم‌زیستی سیاسی و شکل‌دهی مناسبات قدرت پیدا می‌کردند. اگر این کار به همین زودی‌ها صورت نگیرد، تنها نیروی منسجمی که در صحنه باقی خواهد ماند، طالبان است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن