ویروس کرونا نظم جهانی را برهم می‌زند

مانور‌های جهانی چین و لغزش ایالات متحده‌ی امریکا

  • برگردان: احمدضیا فیروزپور، پژوهشگر انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان
  • نویسنده‌‌گان: کورت ام. کمپ بیل، مدیر عامل سازمان گروه آسیا (معاون پیشین وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا در بخش آسیای شرقی حوزه‌ی پاسفیک (۲۰۱۳-۲۰۰۹)
  • رُش دُشی، رییس بخش استراتژی چین -کانون بروکینگز و دستیار دانشکده‌ی حقوق مرکز مطالعات یال تسی چین
  • منبع: Foreign Affair

اپیدمی ویروس کرونا در حالی به یک رویداد جهانی تبدیل شده است که صدها میلیون انسان در سراسر جهان خود را منزوی (قرنطینه) کرده‌‌اند. در حالی ‌که پیامدهای بهداشتی و مصونیتی کرونا باید من‌حیث مسأله اساسی مورد مطالعه قرار گیرد، اما نمی‌شود از پیامدهای ژیوپولیتک آن چشم پوشید. این پیامدها در درازمدت هرچه باشد، موقف ایالات متحده‌ی امریکا در سطح جهان را، مورد بازنگری قرار خواهد داد. پیش‌بینی می‌شود که با گسترش و جهانی پس از کرونا، گرایش نظم جهانی به تدریج تغییر می‌کند. چنان‌چه در تاریخ نیز مثال‌هایی از این دست رخدادها وجود دارد. در سال ۱۹۵۶ یک مداخله ناکام انگلیس‌ها در «کانال سویس» سبب فروپاشی و زوال قدرت امپراطوری انگلستان شد که این عمل پایان سلطنت انگلستان را به عنوان یک قدرت جهانی، به همراه داشت.

در وضعیت کنونی، سیاست‌گذاران امریکایی این را باید درک کنند که اگر در برابر هیولای ویروس جهانی کرونا آماده‌گی و ایستاده‌گی نکنند، گسترش این ویروس باید زایش یک واقعه «کانال سویس» دیگر خواهد شد.

حالا برای همه اما بیش‌تر برای کنش‌گران نخبه‌ی جهان هویدا است که نخستین اقدام‌های واشنگتن برای از میان برداشتن این ویروس ناکام مانده است. اقدامات اشتباه و ناکام نهادهای کلیدی در امریکا، از کاخ سفید تا وزارت امور امنیت داخلی و «مرکز درمان امراض» به منظور جلوگیری از گسترش ویروس کرونا، ظرفیت و قابلیت دولت امریکا را زیر پرسش برده است. سخنرانی‌های عمومی دونالد ترمپ، پیام‌های دیوان‌سالاری و یک رشته توییت‌ صبحگاهی او در این زمینه، عمدتاً بیانگر سردرگمی و عدم اطمینان او است. سکتورهای دوگانه دولتی و خصوصی در ایالات متحده ثابت ساختند که ابزار و فرآوردهای لازم را برای آزمایش و توزیع در برابر این ویروس در اختیار دارند؛ اما در سطح بین‌المللی، پس از گسترش این ویروس، برداشت عمومی این است که ترمپ در راستای مبارزه علیه ویروس کرونا، تک‌روی می‌کند و در پیوند به مسوولیت رهبری جهانی از سوی واشنگتن، آماده‌گی لازم ندارد.

به عنوان رهبری‌کننده امور جهانی در هفت دهه‌ی گذشته، ایالات متحده‌ی نه تنها در عرصه‌های ثروت و قدرت شکل گرفته، که از همه مهم‌تر در کسب مشروعیت داخلی، تولید و تامین کالاهای عمومی جهان و داشتن ظرفیت و توانایی هم‌آهنگ ساختن این نیازها، در پاسخ به بحران‌های جهانی، یکه‌تاز میدان بوده است.

اما گسترش ویروس کرونا هر سه عنصر ایالات متحده امریکا (قدرت و ثروت، کسب مشروعیت داخلی و توانایی هم‌آهنگی در پاسخ به بحران‌های جهانی) را مورد آزمایش قرار داده که تا اکنون ایالات متحده‌ی امریکا در این آزمون ناکام مانده است.

ناتوانی ایالات متحده امریکا در امر مبارزه با ویروس کرونا، برای بیجینگ این بستر را مساعد کرده تا به سرعت و به طرز ماهرانه عمل نموده تا خلای به وجود آمده را پر و موقعیت خویش را من‌حیث «بدیل» برای رهبری جهان در پاسخ به اپیدمی کرونا به نمایش بگذارد. چین در تلاش است با تمکین و استفاده از نظام «اقتصادی» خود کمک‌های مادی و مورد نیاز را به سایر کشورهایی که نیازمند اند، بفرستد و با استفاده از این خلای پیش‌آمده، حتا در مدیریت کشورهای دیگر دست بزند. امریکایی‌ها بدین باور اند که چین در این زمینه گستاخی و اضافه‌روی می‌کند.

با وجود این همه، در آغاز شیوع ویروز کرونا، اشتباه بزرگ از سوی بیجینگ صورت گرفت، به ‌ویژه در نخستین روزهای این ویروس که چین این راز را از چشم جهان پنهان کرد. پیش‌بینی‌ها چنین نبود که ویروس «کرونا» بسیار به سرعت سراسر جهان را تحت پوشش قرار می‌دهد و چین به کشورهای متاثر شده از این ویروس، کمک می‌کند. حال بیجینگ احساس می‌کند که من‌حیث رهبری‌کننده جهان دیده می‌شود و واشنگتن با ناتوانی و یا بی‌میلی قادر به انجام کاری نیست. این برداشت به ‌طور بنیادی موقعیت امریکا را در سیاست‌های جهانی و رقابت رهبری جهان در قرن بیست‌و‌یک تغییر خواهد داد.

اشتباهات انجام شده

در پی وقوع شیوع ویروس کرونا که سبب افزایش بیماری‌هایی گردید و سپس به ‌نام «۹COVID-1» شهرت یافت، اشتباهات و اقدامات رهبران چین، سبب زیر پرسش قراردادن جایگاه جهانی این کشور گردید.

ویروس کرونا برای نخستین بار در نوامبر ۲۰۱۹ در شهر ووهان کشف شد، اما مقامات دولت چین بروز این ویروس را در زمان پیدایش آن افشا نکردند و ماه‌ها آن‌ را پنهان نگاه داشتند؛ حتا پزشکانی را که نخستین بار این ویروس را گزارش کردند، مجازات کردند. با تلف کردن وقت گران‌بها، دست‌کم پس از پنج هفته تاخیر بروز این ویروس را آشکار کردند که در این زمان تلف شده، چین می‌توانست مردم را در مقابله با این ویروس آموزش، مسافرت را متوقف و آزمایش گسترده‌‌ای را انجام دهد.

حتا با ظهور ویروس در یک مقیاس کلان و بحرانی، بیجینگ به شدت اطلاعات را کنترل می‌کرد، از همکاری با مرکز کنترل امراض پرهیز می‌نمود و سفرهای اعضای سازمان صحی جهان را به ووهان محدود ساخته بود. احتمالاً شمار مبتلایان و مرگ‌ومیر را کم گزارش کرده باشد و به شکل دوام‌دار معیارهای ثبت و راجستر موارد کووید- ۱۹ را تغییر داده و به ‌گونه‌ی عمدی تلاش برای دستکاری شماری از پرونده‌های رسمی صورت گرفته باشد.

با وخیم‌تر شدن بحران در ماه‌های جنوری و فبروری، برخی از ناظران گمان می‌کردند که گسترش ویروس کرونا حتا می‌تواند رهبری حزب کمونیست چین را تضعیف کند. این وضعیت را به‌ نام «چیورنوبل» چین نام گذاشتند. داکــتر «لـی وینلینگ» افـــشاگـر جـوان که توسط دولت چین خاموش ساخته شد و سپس به اثر دچار شدن به ویروس کرونا در گذشت، این ویروس را به «چارراه تنیان» Tank Man یا مرد تانک تشبیه کرد. «مرد تانک، شخصی ناشناس که در سال ۱۹۸۵ یک روز پس از سرکوب معترضان در میدان تیان مین بیجینگ در مقابل تانک ارتش آزادی‌بخش چین ایستاده شد و مدتی آن‌ها را متوقف نمود».

با این وجود دولت چین در آغازین روزهای ماه مارچ [در برابر ویروس کرونا] اعلام پیروزی کرد. قرنطینه کردن گروهی، ایست مسافرت و تعطیل کردن کامل زنده‌گی روزمره در سراسر کشور با قاطعیت و جدیت از اقدامات دولت چین بود. آمارهای رسمی که دولت چین روزانه در مورد مبتلایان جدید ویروس کرونا پیش‌کش می‌کرد، به ده پرونده نمی‌رسید و این گزارش‌ها نشان می‌داد که در اواسط ماه مارچ به صدها رسیده و در شروع فبروری پرونده‌های بیماران کرونا اندک شده بود.

اکثر ناظران بین‌المللی شگفت‌زده شدند که – شی جین پینگ رهبر چین که در هفته‌های نخست ساکت بود- به‌ طور جدی آماده شد تا خودش در بسیاری موارد پاسخ ارائه نماید؛ حتا در این ماه او از شهر ووهان که شدیداً از بروز ویروس کرونا متاثر شده بود، بازدید کرد.

هرچند با برگشت روال عادی زنده‌گی در چین با وجود پرسش‌هایی در مورد آمار رسمی نشر شده در این کشور، بیجینگ در تلاش است این پیروزی را با یک روایت کلان در تمام جهان به نمایش بگذارد. موردی که سبب می‌شود تا چین نقش اساسی را من‌حیث یک بازیگر در بهبود وضع جهان بازی کرده و اشتباهات نخستین خویش را که در مدیریت بحران داشت، پوشش دهد. بخش بزرگ این روایت، پیروزی فرضی چین در امر مبارزه در برابر این ویروس است.

در حال حاضر به‌ گونه‌ی بسیار گسترده مقاله‌های تبلیغاتی، توییت‌ها و پیام‌های عمومی در چندین زبان جهان چاپ و نشر می‌شود تا پیروزی‌ها و دست‌آوردهای «مدل دولت‌داری» چین را به نمایش بگذارد. هم‌چنان موثریت مدل مدیریت داخلی دولت چین را در جهان برجسته کند که چگونه چین به ‌طور موثر در امر مبارزه علیه این ویروس، عمل کرده است.

در این راستا، تبلیغات گسترده‌ای به نفع چین از قدرت، کارآیی و سرعت کنش صورت گرفته است. «ژائو لیجیان» سخنگوی وزارت امور خارجه‌ ادعا کرده است: «چین معیار جدیدی را برای تلاش‌های جهانی علیه بیماری همه‌گیر ایجاد کرده است». مقامات دولت مرکزی چین به ‌منظور جلوگیری از رساندن اطلاعات و روایت‌های متناقض، کنترل و انضباط محکم در نهادهای ایالتی نهادینه کرده است. در این پیام تلویحاً به تلاش‌های مقابله علیه ویروس کرونا در غرب و به ‌ویژه ایالات متحده امریکا اشاره می‌کند که شکست شما در تولید تعداد کافی بسته‌های آزمایشی آشکار است و ایالات متحده تعداد اندکی از این بسته‌ها را با در نظر داشت عاید سرانه‌ی ملی، آزمایش کرده است که در این راستا اداره ترمپ در پی مبارزه علیه این ویروس در سطح کشور، ضعیف شده است.

بیجینگ از فرصت پیش‌آمده، روایت بی‌نظمی علیه امریکا را تبلیغ می‌کند. رسانه‌های دولتی و دیپلمات‌های این کشور به‌ گونه‌ی مداوم به مخاطبان خویش از برتری تلاش‌های چین و انتقاد از عدم مسوولیت‌پذیری و بی‌کفایتی به ‌اصطلاح نخبه‌گان سیاسی در واشنگتن تبلیغ می‌نمایند؛ چنان‌چه این مورد در سرمقاله‌ی خبرگزاری «روون شینوا» بازتاب یافته است. با وجود شواهد آشکار و گسترده، مقامات دولت چین و رسانه‌های دولتی در این کشور به‌ طور مداوم اصرار داشتند که ویروس کرونا از چین بروز نکرده است. با پخش این دست تبلیغات، چین در تلاش است تا بار مسوولیت و «گناه» خود را که انگار این ویروس از چین به جهان گسترش نیافته، کم بسازد.

عناصر عمده این تلاش‌ها شامل مبارزه اطلاعاتی تمام‌عیار به سبک «روسی» است. سخنگوی وزارت خارجه چین با ده‌ها دیپلمات با اشاره دادنِ مقالات بی‌اعتبار، دروغ‌های عمدی را نشر و تبلیغ می‌کنند که گویا قوای نظامی ایالات متحده امریکا ویروس کرونا را در ووهان پخش کرده است. این عمل‌کرد با اخراج بی‌سابقه‌ی خبرنگارها از سه روزنامه‌ی برجسته امریکایی همراه بوده است که این اقدام ادعای رهبری چین در مورد جهان را آسیب می‌زند.

تولید چین و مصرف جهان

«شی» رهبر چین، این را درک می‌کند که تدارک کالاهای جهانی می‌تواند اعتبار رهبری یک قدرت رو به رشد را تقویت کرده و آن‌ را برجسته سازد. او در سال‌های گذشته، وقت خویش را مصرف دستگاه سیاست خارجی چین کرده و تاکید داشت که دیدگاه جدی‌تر در مورد پیش‌برد اصلاحات به «رهبری جهانی» باید از سوی چین گرفته شود و بروز ویروس کرونا یک فرصت مناسب برای عمل‌کرد این تئوری را برای چین مساعد کرد. اگر کمک‌های چین را به کشورهای جهان مانند ماسک، دستگاه تنفسی، دستگاه تهویه و داروها در نظر بگیریم، بسیار به شکل منظم و سازمان‌یافته تبلیغ شد. در آغاز بحران، چین مقادیر زیادی از این کالاها را از دیگر کشورها خریداری و یک بخش آن را در داخل تولید کرد؛ حتا در شماری موارد، این نوع کالاها را به عنوان کمک هم دریافت نمود. اکنون چین در موقعیتی است که ظرفیت توزیع این کالاها به دیگران را دارد. در شرایطی که شیوع ویروس کرونا در ایتالیا اوج گرفت، هیچ یک از کشورهای اروپایی به نیاز فوری ایتالیا پاسخ مثبت نداد، در این میان، تنها چین وارد عمل شد و متعهد گردید که ۱۰۰۰ دستگاه تهویه، ۲۰۰۰۰۰۰ ماسک، ۱۰۰۰۰۰ دستگاه تنفسی، ۲۰۰۰۰ لباس محافظتی و ۵۰۰۰۰ بسته آزمایشی ویروس کرونا را به ایتالیا امداد کند. چین هم‌چنان یک گروه پزشکی را با ۲۵۰۰۰۰ پوزبند/ماسک به ایران فرستاد و مواد لازم را به صربستان- جایی که رییس جمهورش هم‌بسته‌گی اروپــا را یــک افسانه تعریف و اعلام نمود- و اظهار داشت تنها کشوری که می‌تواند به آن‌ها و جهان کمک کند چین است، فرستاد. «جک ما»، بنیان‌گذار بنگاه «علی بابا» تعهد سپرد مقادیر زیادی از بسته‌های آزمایشی و پوزبند را به ایالات متحده و هم‌چنین ۲۰۰۰۰ بسته‌ی آزمایش و ۱۰۰۰۰۰ پوزبند به تمام ۵۴ کشور آفریقایی ارسال کند.

کمک‌های مادی چین با یک واقعیت ساده افزایش می‌یابد که بخش عمده‌‌ای از جهان برای مبارزه با ویروس کرونا بسته‌گی به فرآورده‌های چین دارد. چین در گذشته نیز بزرگ‌ترین تولید‌کننده‌ی پوزبند جراحی بوده است که اکنون از طریق بسیج بخش‌های صنعتی شبیه زمان جنگ این شرکت‌ها، تولید پوزبند را ده برابر افزایش داده و این ظرفیت را برای کمک و یاری به جهان فراهم کرده است. هم‌چنین چین تقریباً نیمی از دستگاه‌های تنفسی N95 را برای محافظت از کارکنان صحی و درمان تولید می‌کند (دولت چین کارخانه‌های خارجی را مجبور کرده که آن‌ها این دستگاه‌ها را بسازند و سپس مستقیماً به دولت چین بفروشند). این یکی از ابزارهای سیاست خارجی چین در قالب تجهیزات صحی است. در همین حال، آنتی‌بیوتیک‌ها برای پرداختن به عفونت‌های ثانویه در حال ظهور از کووید ۱۹ بسیار مهم هستند و چین در این راستا، اکثریت قریب به اتفاق از داروهای فعال و لازم برای مقابله با این ویروس را تولید می‌کند.

در مقایسه با چین، ایالات متحده فاقد عرضه و ظرفیت برای تحقق بسیاری از خواسته‌های خود است، چه رسد به ارائه کمک در مناطق بحرانی در دیگر نقاط جهان. این عمل‌کرد ضعیف امریکا، یک تصویر بیم‌ناک را در سطح جهان به نمایش می‌گذارد. باور بر این است که ذخایر ملی و استراتژیک ایالات متحده، ذخایر صحی مهم کشور، تنها یک درصد پوزبندها و دستگاه‌ تنفس و شاید ده درصد از دستگاه‌های تهویه‌کننده برای مقابله با این بیماری را در اختیار داشته باشد.

سایر نیازهای عاجل با دو گزینه می‌تواند تدارک دیده شود؛ با وارد کردن از چین این کمبودها مرفوع گردد یا با افزایش سریع تولیدات داخلی به این چالش‌ها رسیده‌گی شود. از طرف دیگر سهم بازار «انتی‌بیوتیک‌ها» برای چین در ایالات متحده %۹۵ است. بنابراین، بیش‌تر این مواد را نمی‌توان در داخل کشور تولید کرد که این خود یک چالش بزرگ برای امریکا است. اگر چه واشنگتن در آغاز بروز بحران کرونا به چین و سایر کشورها پیشنهاد کمک کرد، اما حالا این کمک‌ها در حد توان امریکا نیست. چنان‌چه نیازهای امریکا افزایش پیدا می‌کند، در عوض بیجینگ بسیار دقیق زمانی‌ که صحبت از کمک و نیازمندی در سطح جهانی مطرح می‌گردد، به دیگران کمک می‌کند. پاسخ‌دهی به بحران‌ها تنها به توزیع کالاها خلاصه نمی‌شود. در سال‌های ۲۰۱۵-۲۰۱۴ در جــریــان بحـران «ایبولا»، ایالات متحده امریکا ده‌ها کشور را به ‌خاطر مقابله با شیوع این مرض هم‌آهنگ و رهبری کرد. اداره‌ی ترمپ تا اکنون تلاش‌های مشابه را برای رهبری در امر پاسخ‌دهی به ‌منظور مقابله و جلوگیری از شیوع ویروس کرونا، نکرده است. حتا این هم‌آهنگی را با متحدان خود نیز انجام نداده است. به نظر می‌رسد واشنگتن حتا پیش از اعمال ممنوعیت سفر از اروپا، به رای‌زنی با متحدان اروپایی خود تمکین نکرده است.

برعکس، چین با کمپین نیرومند دیپلماتیک با ترغیب ده‌ها کشور و صدها مقام رسمی از طریق ویدیو کنفرانس‌ها، اطلاعات و درس‌های آموخته در مقابله با این ویروس را با جهان شریک ساخته و تجربه خود در مبارزه با این ویروس را به دیگر مردم جهان انتقال داده است. مانند بسیاری از تلاش‌های دیپلماتیک چین، فراخوان این تلاش‌ها عموماً در سطح منطقه از طریق نهادهای منطقه‌‌ای انجام می‌شود. این تلاش‌های دیپلماتیک شامل کشورهای اروپای مرکزی از طریق مکانیزم «۱ + ۱۷» با دبیرخانه سازمان همکاری شانگهای با ده ایالت جزایر اقیانوس آرام و سایر گروه‌ها در سراسر آفریقا، اروپا و آسیا است. چین در تلاش است تا چنین ابتکاراتی را به ‌شکل گسترده تبلیغ کند. تقریباً هر سوژه‌ای که در صفحه اول تبلیغات و روزنامه‌ها می‌بینید، تلاش‌های چین را برای کمک به کشورهای مختلف در توزیع کالاها و معلومات تبلیغ می‌کند. این تبلیغات به طور فزاینده، برتری رویکرد چین را به نمایش می‌گذارد و تاکید بر بهتر بودن رویکرد بیجینگ می‌کند.

شیوه‌ی رهبری چین

تلاش‌های چین در پی مقابله با ویروس کرونا که مصارف هنگفت را نیز در پی دارد، آرزوی رهبری جهان به سر چین را تقویت می‌بخشد که عدم کفایت و درک لازم از این هدف در سیاست‌های درونی ایالات متحده امریکا نهفته است. بنابراین، پیروزی نهایی چین در پی دست‌یابی به هدف رهبری جهان به همان اندازه که بسته‌گی به اتفاقات در واشنگتن دارد، به همان پیمانه به حوادث بیجینگ نیز پیوند خورده است. در بحران کنونی، واشنگتن اگر ثابت کند که قادر به انجام آن‌چه از امریکا در جهان انتظار می‌رود و توان رهبری مدیریت بحران را دارد، برنده‌ی بازی میدان، باز هم امریکا است.

به گونه‌ی نمونه، اگر امریکا دست به کار شود، چالش‌ها و نیاز‌های داخلی را رفع، کالاهای مورد نیاز جهان را فراهم و هم‌آهنگی لازم را در برابر این مشکل جهانی به خرج بدهد، جایگاه رهبری امریکا در جهان تغییر نخواهد کرد، اما بدبختانه چنان‌چه در بالا گفته شد، تا اکنون ایالات متحده در این آزمون ناکام بوده است.

با این حال، نخستین گام دولت امریکا این باشد که جلو گسترش شیوع بیماری را گرفته و جمعیت آسیب‌پذیر ایالات متحده امریکا را از این مرض حفاظت کند، این مسأله بیش‌تر حاکمیت داخلی است تا ژیوپولتیک.

اما واکنش جهانی واشنگتن در پیوند به این بیماری، پیامدهای ژیوپولیتیک خواهد داشت، اعتماد به نفس و اعتبار امریکا را در پاسخ به بحران‌ها محکم‌تر یا در نهایت تضعیف می‌کند. به گونه‌ی نمونه، اگر دولت فدرال ایالات متحده‌ی امریکا بدون تعلل و با سرعت از تولیدات داخلی پوزبند، دستگاه تنفس و دستگاه تهویه برای شهروندانش کمک‌‌های بدون پرداخت و یا قرضه بدهد و به شکل واکنشی مانند نیاز زمان جنگ با این بیماری عمل کند، هم سبب کاهش مرگ‌ومیر در داخل امریکا می‌گردد و هم‌چنان نگرانی که در مورد کمبود جدی این تجهیزات در جهان مطرح است، رفع می‌شود.

ایالات متحده در حال حاضر قادر به تامین و برآورده کردن مطالبات فوری این بیماری در داخل نیست، بنابراین با ادامه همکاری نزدیک در بخش علوم «بیوتکنالوژی» و فناوری با سایر ملل جهان برای یافتن یک راه‌حل واقعی که همانا واکسین است همکاری خویش‌ را ادامه دهد. دولت امریکا می‌تواند به لابراتوارها و آزمایشگاه‌ها و شرکت‌های امریکایی «پروژه صحی منهتن» مشوق بدهد تا آن‌ها به سرعت پژوهش‌ها و آزمایشات را انجام داده و در تولید واکسین برای عموم کمک کنند. اگرچه تلاش‌ها در این بخش بسیار بزرگ و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های بسیار کلان دارد، ولی تامین هزینه‌های سخاوت‌مندانه از طرف دولت و تولید موفقیت‌آمیز واکسین می‌تواند تغییرات قابل ملاحظه‌‌ای را ایجاد کند.

شایان ذکر است که با توجه به مدیریت اشتباه از طرف واشنگتن، اداره‌های ایالتی فدرال، سازمان‌های غیر‌انتفاعی و مذهبی، دانشگاه‌ها و شرکت‌ها منتظر دولت فدرال نیستند تا عمل‌کرد خود را قبل از اقدام دولت با هم یک‌جا نمایند. شرکت‌ها و پژوهش‌گران با بودجه دولت فدرال در حال پیش‌رفت به ‌خاطر ساختن واکسین هستند و پیش‌رفت‌هایی هم در این راستا داشته‌اند؛ اما برای استفاده عمومی به ‌شکل گسترده آن نیاز به زمان بیش‌تر دارند. با این وجود حتا اگر بیش‌تر بر تلاش‌های داخلی تمرکز صورت گیرد، واشنگتن باز هم نمی‌تواند به ساده‌گی در مورد نیازمندی جهان و واکنش جهانی بی‌توجه باشد و آن‌ها را نادیده بگیرد. در بسیاری موارد نیاز به هم‌آهنگی کشورهای جهان است.

هم‌آهنگ ساختن و پاسخ دادن به بحران‌های جهانی نیاز به رهبری قوی دارد. تنها رهبری مقتدر می‌تواند مشکلات جهانی را در رابطه با محدودیت سفر، شریک ساختن اطلاعات و گردش کالاهای مهم برطرف سازد. ایالات متحده امریکا چندین دهه با پیروزی چنین رهبریی را به پیش برده و باید این کار را دوباره انجام دهد. چنین رهبری هم‌چنان نیازمند همکاری نزدیک با چین است، نه اگر این‌که تمام تلاش‌ها در پی روایت‌سازی هزینه گردد و یا اثبات این‌که چی کسی بهتر می‌تواند در این رقابت، خوب‌تر عمل کند. با تاکید بر اهمیت و منشای ویروس کرونا و گسترش تبلیغات چین و درگیری با مسایل کوچک با بیجینگ، ایالات متحده امریکا چیزی را حاصل نمی‌کند.

از آن‌جا که مقامات چین ارتش ایالات متحده امریکا را متهم به گسترش ویروس کرونا می‌کنند، واشنگتن باید در هنگام لزوم پاسخ دهد، اما به ‌طور کلی در برابر وسوسه قرار دادن چین در مرکز پیام‌های ویروس کرونا از خود مقاومت نشان دهد. بیش‌تر کشورهایی که با پیروزی با این چالش مقابله می‌کنند، ترجیح می‌دهند که یک پیام جهانی داشته باشند و این پیام جدی بودن یک چالش مشترک در جهان است.

جهانی که در مسیر احتمالی پیش می‌رود، نمونه‌های موفق پاسخ‌دهی به این ویروس، در جوامع دموکراتیک تایوان و کوریایی جنوبی است. واشنگتن و بیجینگ مشترکاً می‌توانند نقش بزرگ‌تری را به سود جهان ایفا کنند؛ این همکاری‌های مشترک می‌تواند در زمینه‌ی پژوهش‌های واکسین، آزمایشات بالینی و حمایت‌های مالی صورت گیرد. هم‌چنان این دو قدرت بزرگ، می‌توانند در گستره شریک‌سازی اطلاعات و همکاری بسیج صنعتی در دستگاه‌های تولید قطعات مهم دستگاه تنفس یا ارایه کمک‌های مشترک در قسمت دستگاه تهویه تلاش‌های موثر کنند. سرانجام، ویروس کرونا می‌تواند به عنوان یک زنگ بیداری قلمداد گردد و سبب پیش‌رفت در امر مبارزه با سایر چالش‌های جهانی که نیاز به همکاری مشترک امریکا و چین دارد، باشد؛ مانند تغییرات اقلیم.

این گام‌ها نباید به عنوان یک امتیاز برای قدرت چین توسط سایر کشورهای جهان داده شود. اگر امریکا تلاش‌هایش را در امر زدودن ویروس کرونا در سطح جهان به خرج بدهد، اعتماد از دست رفته‌اش، به حیث رهبری‌کننده جهان، را دوباره کسب می‌کند. در جریان بحران جاری، مانند ژیوپولیتیک امروزی در جهان، ایالات متحده امریکا می‌تواند خوب‌تر بازی کند

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن