پی‌آمدهای توافق صلح با طالبان

محمد منصور اسحق زوی

شکی وجود ندارد که مؤلفه‌های اصلی جنگ و صلح در بستر زمان با قرائت‌های منحصر به هر جامعه، شکل می‌گیرد. به پیمانه عمق و پیچیده‌گی روزگار جنگ، رسیدن به صلح نیز نیازمند روند دور و درازی است که برای پیمودن این راه پرپیچ‌وتاب، ‌باید صبر پیشه کرد و با تدبیر گام برداشت. جنگ افغانستان، جنگی عمیق و چندبعدی‌ای است که نیازمند نه تنها اجماع داخلی، بلکه اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی نیز است. دورهای متعدد گفت‌وگوهای صلح با طالبان روایت‌های گوناگون و نتایج متفاوتی داشته و اخیراً، به نظر می‌رسد این گفت‌وگوها بیش‌تر از هر زمان دیگری به توافقاتی مبتنی بر نتیجه نزدیک شده است.

فراموش نباید کرد که توافق در هر زمینه به ویژه صلح مبتنی به دو نوع نتیجه است: نتیجه مثبت یا ایجابی و هم‌چنان نتیجه منفی یا سلبی. توافقات صلح افغانستان هم‌چنان از این دو بعد عاری نیست.

پی‌آمدهای مثبت:

  1. آغاز مذاکرات بین‌الافغانی: یکی از پی‌آمدهای مثبت و سریع توافق صلح میان امریکا و طالبان آغاز مذاکرات بین‌الافغانی است که در آن تمام طرف‌ها به شمول نماینده‌گان دولت اشتراک خواهند داشت. مزیت مذاکرات بین‌الافغانی این است که تمام جوانب ذی‌دخل می‌توانند نگرانی‌ها و خواسته‌های‌شان را بیان کنند تا به یک راه‌حل بنیادی برسند. اگرچه تا کنون شاهد سه نشست بین‌الافغانی میان شماری از چهره‌های سیاسی افغانستان و نماینده‌گان طالبان بوده‌ایم، اما به دلیل این‌که طالبان حاضر به مذاکره با دولت نبودند، هیچ نماینده رسمی دولت در آن نشست‌‌ها اشتراک نداشت.
  2. آتش‌بس و یا کاهش خشونت و تلفات انسانی: دومین قدم بعد از آغاز مذاکرات بین‌الافغانی موافقت روی آتش‌بش و یا حداقل کاهش خشونت میان دولت افغانستان و طالبان خواهد بود که با پایان یافتن جنگ، تلفات ملکی و نظامی ناشی از جنگ نیز کاهش می‌یابد.
  3. از بین ‌رفتن پوشش تروریستان: بنا بر نبود حاکمیت دولت در ساحات تحت تسلط طالبان، حدود ۲۱ گروه تروریستی در افغانستان فعالیت دارند، اما بنا بر نبود دیدگاه واحد و تعریف مشخص از دوست و دشمن دولت افغانستان تاکنون نتوانسته به طور مؤثر با این گروه‌ها به مبارزه بپردازد. در صورتی که توافق‌نامه‌ی صلح میان دولت افغانستان و طالبان که عنوان بزرگ‌ترین گروه تروریستی در افغانستان را یدک می‌کشد، نهایی شود، گروه‌های دیگر تروریستی چتر پوششی‌شان را از دست می‌دهند و دولت می‌تواند با دیدگاه روشن و تعریف واضح با آن‌ها مبارزه نماید.
  4. گسترش حاکمیت دولت: در سال‌های پسین حدود ۴۰ درصد اراضی کشور تحت تسلط طالبان قرار دارد که برعلاوه‌ی موجودیت ظلم و بی‌عدالتی در آن ساحات، طالبان منابع طبیعی را نیز به طور غیرقانونی استخراج و به خارج قاچاق می‌کنند. علی‌رغم تلاش‌ها برای مبارزه با مواد مخدر، کشت و تولید مواد مخدر همه ساله رو به افزایش بوده است. در صورت برقراری صلح و شامل شدن طالبان در حکومت، دولت به تمام ساحات تحت تصرف طالبان و منابع طبیعی موجود در آن تسلط خواهد یافت.
  5. کاهش هزینه جنگ: با توافق روی آتش‌بس و یا کاهش خشونت بین دولت افغانستان و طالبان، منابع مالی متمرکز به هزینه‌های جنگ کاهش می‌یابد که می‌تواند برای توسعه و پیش‌رفت کشور به مصرف برسد.
  6. فرصت سرمایه‌گذاری خارجی در افغانستان: با وجود این‌که بسیاری از کشورها و سرمایه‌گذاران خارجی علاقه‌مند سرمایه‌گذاری در افغانستان‌اند، به دلیل وضعیت بد امنیتی از اقدام به سرمایه‌گذاری در افغانستان اجتناب کرده‌اند. اما، با آمدن صلح و بهبود وضعیت امنیتی این وضعیت تغییر خواهد کرد و برای بسیاری از تجار خارجی زمینه سرمایه‌گذاری در افغانستان مساعد خواهد شد.
  7. فرصت آموزش و خدمات صحی: در اکثریت مناطق تحت تصرف طالبان، مردم به خصوص زنان از خدمات صحی و آموزشی محروم‌اند. بناً، با آمدن صلح همه‌گان به آموزش و خدمات صحی در فضای آرام و عاری از خشونت‌ها دست‌رسی خواهند یافت.
  8. فرصت جذب گردش‌گران: در فضای پس از صلح، افغانستان به خاطر جوی متفاوت در چهار فصل و مناظر طبیعی فوق‌العاده، می‌تواند مقصد خوبی برای گردشگران خارجی باشد که منبع درآمد خوبی برای افغانستان خواهد بود.
  9. فرصت ظرفیت‌سازی برای اردوی ملی: به طور اوسط سالانه چهار میلیارد دالر امریکایی صرف هزینه جنگ می‌شود. در زمان صلح، استراتژی اردوی افغانستان از جنگ به ظرفیت‌سازی تغییر خواهد کرد و این مبلغ می‌تواند در راستای بهبود توانایی‌های نیروهای دفاعی و امنیتی به مصرف برسد.
  10. کاهش صدمات روحی و روانی ناشی از جنگ: با آمدن صلح مثبت، مردم صاحب امنیت فزیکی و روانی خواهند شد.
  11. بهتر شدن جایگاه بین‌المللی افغانستان: با برقراری صلح، به گونه‌ی طبیعی تلاش‌ها برای عبور از بحران در کشور آغاز می‌شود که تغییر در وضعیت امنیتی، سیاسی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی باعث ثبات می‌شود و این یعنی بالا رفتن جایگاه افغانستان در انظار منطقه‌ای و جهانی.

پی‌آمد‌های احتمالی منفی:

  1. نبود دیدگاه روشن در مورد نتیجه صلح و تداوم فعالیت تروریستان: صلح با طالبان به معنای صلح همه‌جانبه باید باشد و در آن دغدغه‌های ناشی از فعالیت گروه‌های دیگر تروریستی از جمله داعش هم حل گردد. اما، بنا بر نبود دولت افغانستان در گفت‌وگوهای صلح میان امریکا و طالبان تضمینی وجود ندارد که توافق صلح میان امریکا و طالبان منتج به نتیجه مثبت شود، و دور از امکان نخواهد بود که رنگ پرچم طالبان از سفید به سیاه بدل گردد و افغانستان یک‌بار دیگر به پرتگاه سقوط نزدیک شود.
  2. حکومت موقت: به دلیل مخالفت شدید طالبان به ادامه کار حکومت افغانستان و در صورت امضا شدن توافق میان طالبان و ایالات متحده امریکا، شاید ضرورت به ایجاد یک حکومت موقت یا عبوری برای عملی‌سازی توافق‌نامه صلح، تدوین قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری احساس شود، اما عمده‌ترین ضرر آن متوجه ثبات سیاسی و روند دولت‌سازی در افغانستان است. ثبات نسبی‌ای را که حکومت افغانستان دارد از بین خواهد رفت و احتمالاً افغانستان را به وضعیت هژده سال پیش ببرد.
  3. کاهش نیرو‌های خارجی: یکی از موضوعات چهارگانه مورد مذاکره میان طالبان و امریکا در گفت‌وگوها، خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است که با موافقت روی حضور تعداد عساکر در افغانستان و جدول زمانی خروج‌، روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان آغاز خواهد شد، که عمده‌ترین پی‌آمد منفی آن تضعیف دولت افغانستان در مبارزه با دیگر گروه‌های تروریستی مانند داعش و هم‌چنان تضعیف جایگاه دولت افغانستان در مذاکرات بین‌الافغانی با طالبان است.
  4. تحدید حقوق زنان: یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای ۱۸ سال پسین حکومت حضور سیاسی و اجتماعی زنان در جامعه بوده است. طالبان نیز در اعلامیه نشست قبلی حقوق زنان را در قالب موازین و ارزش‌های اسلام پذیرفتند. اما، اگر تعریف طالبان از حقوق زنان هم‌مانند ۱۸ سال پیش باشد، این به معنای راندن زنان از حوزه عمومی به حوزه خصوصی و بر خلاف آموزه‌های اسلامی وضع محدودیت‌ها بر زنان خواهد بود.
  5. قربانی شدن دست‌آوردهای هژده ساله: با توجه به روحیه حاکم در صف طالبان این گروه هنوز هم باورمند به امارت اسلامی‌اند تا جمهوری اسلامی. ورود طالبان با روایت امارات اسلامی به معنای تغییر نیامدن در نوع نگاه طالبان نسبت به حکومت‌داری و ارزش‌های اجتماعی است. مدغم شدن این گروه با تفکر طالبانی هژده سال قبل به معنای قربانی شدن افغانستان جدید و دست‌آوردهای ۱۸ ساله‌ی مردم و دولت افغانستان است. در این صورت نه تنها افغانستان به پیش‌رفت و ثبات نخواهد رسید، بلکه بر عکس یک‌بار دیگر محکوم به عقب‌گرد خواهد بود.
  6. بحران اجتماعی: با وارد شدن جنگ‌جویان طالب به افغانستان و برگشتن دوباره‌ی آن‌ها به زنده‌گی عادی، احتمال بروز بحران اجتماعی در کشور بسیار قوی است. چون از یک طرف دیدگاه و ارزش‌هایی که طالبان برای خودشان ترسیم کرده‌اند، با افراد جامعه تفاوت فاحش دارد، از سوی دیگر دولت ظرفیت فراهم نمودن زمینه‌ی اشتغال برای همه‌ی جنگ‌جویان را ندارد و این امر باعث افزایش بی‌کاری در جامعه گردیده و گراف جرایم جنایی را بلند خواهد برد.

در نتیجه، برای این‌که دولت افغانستان بتواند از این فرصت تاریخی ایجاد شده برای صلح استفاده بهینه کرده و هم‌چنان بتواند از پی‌آمدهای منفی آن جلوگیری کند، ضرورت است تا اقدامات ذیل را روی دست گیرد:

الف. دولت افغانستان برای ایجاد اتاق فکر در ریاست جمهوری اقدام کند و دانشمندان افغان در داخل و خارج کشور، کارشناسان مجرب و متبحّر در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی، جامعه‌شناسی و غیره را دعوت نماید تا در عرصه‌های ذیل برای دولت مشورت‌های لازم را بنا بر یافته‌های تحقیق- علمی ارائه کنید:

‌ا. این اتاق فکر در زمینه‌ی نوعیت نظام سیاسی بعد از صلح که هم پاسخگوی نیازمندی‌های زمان باشد و هم همه‌شمول بوده و تمام اقشار جامعه را در خودش داشته باشد تحقیق همه‌جانبه کند تا دولت بتواند از یافته‌های آن در مذاکرات با طالبان استفاده کند؛

‌ب. در زمینه‌ی دورنمای قرارداد استراتژیک و امنیتی با امریکا و ناتو، حضور نیروهای خارجی در افغانستان، و مکانیزم حفظ روابط امنیتی و استخباراتی با امریکا و ناتو تحقیق گسترده‌ی کرده و پیشنهادهای لازم را به دولت افغانستان ارائه دهد؛

‌ج. این اتاق فکر در مورد برنامه‌ی بعد از صلح تحقیق نموده و پلان مفصلی را برای چگونه‌گی جذب جنگ‌جویان طالب در جامعه، فراهم‌سازی زمینه‌ی تعلیم، تحصیل و اشتغال برای آن‌ها ترتیب نماید؛

‌د. اتاق فکر باید موضوعات مورد مذاکره را اولویت‌بندی نموده و در هریک آن‌ها مشورت‌های لازم را برای دولت ارائه داشته و خطوط سرخ مذاکره را تعیین کند؛

‌ه. این اتاق فکر در زمینه‌ی ترکیب هیأت مذاکره‌کننده با طالبان که هم صلاحیت علمی داشته و هم از تجربه کافی برخوردار باشند، مشورت‌های لازم برای رهبری دولت افغانستان ارایه دهد؛

  1. دولت تلاش کند تا در زمینه‌ی صلح با طالبان بین قشر سیاسی افغانستان اجماع ایجاد کند و حمایت آن‌ها را جلب نماید تا از موضع قوی با طالبان وارد مذاکره شود؛
  2. دولت با استفاده از دیپلماسی فعال، کشورهای جهان را به حمایت از موضع دولت افغانستان در مذاکرات صلح قناعت دهد؛
  3. دولت افغانستان با راه‌اندازی کمپین وسیع هم برای مردم در مورد صلح آگاهی دهد و هم‌چنان حمایت آن‌ها را به خود جلب کند تا به عنوان نماینده‌ی مشروع و اصلی مردم افغانستان با طالبان مذاکره نماید.

قابل ذکر است که هر یک از موارد فوق نیازمند کاوش عمیق، تحقیق و کارشناسی بیش‌تر می‌باشد و می‌تواند برای علاقه‌مندان انگیزه‌ی خوب کنکاش باشد، اما بنا بر نبود فرصت کافی به مرور سطحی موارد فوق اکتفا می‌شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن