بمب اتوم شر مطلق نیست

قدرت‌های بزرگ در سوریه، خط قرمز‌های یک‌دیگر را رعایت می‌کنند. مسکو اعلام کرده بود که بشار اسد خط سرخ روسیه است و با هر قدرتی که در پی براندازی استراتژیک اسد باشد، می‌جنگد؛ در مقابل روسیه امریکایی‌ها، بریتانیایی‌ها و فرانسه‌ای‌ها اعلام کردند که استفاده از جنگ‌افزار کشتار جمعی خط قرمز آنان است و در هر جایی که چنین عملی صورت بگیرد، به آن پاسخ خواهند داد. امریکایی‌ها و متحدان‌‌شان به حمله‌ی شیمایی منسوب به حکومت اسد در شهر دومای سوریه، با پرتاب موشک به اهداف حکومت اسد پاسخ دادند. از آن جایی که هدف این موشک‌باران تغییر رژیم اسد نبود، روس‌ها هم به یک محکومیت لفظی بسنده کردند و چیز بیشتری نگفتند.

برای امریکایی‌ها تولید، گسترش و استعمال جنگ‌افزارهای هسته‌ای، شیمایی، میکروبی و بیالوژیکی در حکم خط قرمز است. آنان سال گذشته‌ی میلادی هم به اهداف رژیم اسد حمله کرده بودند. در آن زمان هم رژیم اسد متهم بود که به یکی از شهرهای سوریه که در اختیار مخالفان او است، حمله‌ی شیمایی کرده است. در سخنان رییس جمهور امریکا و اسناد امنیت ملی این کشور همواره تأکید می‌شود که جلوگیری از تولید، گسترش و استعمال جنگ‌افزارهای اتومی، شیمایی و میکروبی، اولویت درجه اول امنیت ملی واشنگتن است.

از آن جایی که قدرت‌های اروپایی هم متحد ایالات متحده هستند، اقدامات آن کشور را در راه مبارزه با استعمال، تولید و گسترش جنگ‌افزارهای کشتار جمعی حمایت می‌کنند. اگر جنگ‌افزارهای کشتار جمعی به دست گروه‌های تروریستی بیفتد، فاجعه‌ی بشری خلق می‌شود. استعمال جنگ‌افزار کشتار جمعی توسط دولت‌های خصم هم برای قدرت‌های غربی قابل قبول نیست. آنان به این نتیجه رسیده‌اند که اگر استعمال تاکتیکی این جنگ‌افزارها در میدان نبرد عام شود، روزی از آن در خیابان‌های کشورهای غربی هم استفاده خواهد شد.

برای دولت روسیه اما بیشتر از هر چیزی در حال حاضر بشار اسد خط قرمز است. روس‌ها اسد را به چشم متحدی می‌بینند که می‌تواند آنان را در مبارزه با گروه‌های اسلام‌گرایی که آرمان‌شان گسترش جنگ به قفقار و آسیای میانه است، یاری برساند. شمار جنگ‌جویانی که از مناطق قفقاز و آسیای میانه به گروه داعش در عراق و سوریه پیوسته بودند، بسیار زیاد است. روسیه نگران است که این جنگجویان از فضا بیابند و دوباره منسجم شوند، برای آن کشور و حوزه‌ی نفوذش خطر بزرگ خلق می‌کنند.

اختلاف قدرت‌های بزرگ روی بشار اسد سبب شد که امریکا و روسیه نتوانند، در جنگ علیه داعش در کنار یک‌دیگر قرار بگیرند. امریکایی‌ها اسد را حاکمی می‌دانند که با سرکوب مخالفان سیاسی‌‌اش استبداد آفرید و این امر سبب شد که جنبش اعتراضی بهار عرب در سوریه، وارد فاز جنگ مسلحانه شود و گروه‌های جهادیست اسلام‌گرا از آن استفاده کنند. اما روس‌ها این طرز فکر را قبول ندارند. آنان جنگ امریکا در عراق را عامل شکل‌گیری داعش می‌دانند. رییس جمهور برحال امریکا هم نحوه‌ی خروج نظامی این کشور از عراق در سال ۲۰۱۱ را اشتباه می‌داند. به باور او اگر خروج امریکا از عراق بر مبنای شرایط آن کشور می‌بود، گروهی مثل خلافت تروریستی داعش ظهور نمی‌کرد. اما برای امریکایی‌ها علت اصلی بروز جنگ در سوریه و پیچیده‌شدن آن بعد داخلی دارد. به باور آنان بعد داخلی جنگ سوریه، سرکوب جنبش اعتراضی‌ای بود که در سال ۲۰۱۱ در آن کشور شکل گرفت. این جنبش در آن زمان خواستار برکناری اسد، ایجاد یک اداره‌ی غیرجانب‌دار و برگزاری انتخابات برای گزینش یک حکومت انتخاباتی بود. اما اسد این جنبش را سرکوب کرد و آن را دسیسه‌ی قدرت‌های بیرونی برای کنار زدن خودش خواند.

سرکوب این جنبش سبب شد که جنگ اوج بگیرد و بحران سوریه، بُعد منطقه‌ای و جهانی کسب کند. در بُعد منطقه‌ای جنگ سوریه، رقابت‌های ایران و عربستان نقش برجسته‌ای دارد. ایران نگران گسترش نفوذ ریاض در منطقه و به حاشیه رفتن شیعه‌ها است. عربستان هم می‌خواهد با سقوط متحد ایران در دمشق، نفوذ خودش را در این منطقه گسترش دهد. عربستانی‌ها سوریه را ساحه‌ی تاریخی نفوذ خود می‌دانند. حکومت اموی‌ها که از سال ۶۶۱ تا ۷۵۰ میلادی در خاورمیانه بر سر کار بود، دمشق را پایتخت خود قرار داده بود. حکومت عربستان سعودی بیشتر خود را وارث اموی‌ها می‌داند و بدش نمی‌آید که در دمشق متحد خودش روی کار باشد. ترکیه هم نگران قدرت‌گیری کرد‌ها است. با اوج‌گیری بحران در سوریه جزیره‌های فاقد حاکمیت دولت در قلمرو سوریه به وجود آمد و بخشی از این جزیره‌ها به کنترول کرد‌های مخالف دولت ترکیه افتاد. ترکیه که جدایی‌طلبی‌ کرد‌ها را تهدید استراتژیک برای خودش تعریف می‌کند، با حمایت از گروه‌های تندرو اسلام‌گرا در سوریه و مداخله‌ی مستقیم نظامی، به قدرت‌گیری کرد‌ها در سوریه پاسخ گفت.

پای قدرت‌های جهانی هم با ظهور گروه خلافت‌خواه داعش در سوریه کشیده شد. همان طوری که در بالا توضیح داده شد، بحران سوریه حالا ابعاد پیچیده‌ی داخلی، منطقه‌ای و جهانی دارد و چشم‌انداز حل آن روشن نیست. قدرت‌های جهانی درگیر در بحران سوریه، خط‌ قرمز‌های هم‌دیگر را رعایت می‌کنند. دلیل این امر، مسلح بودن تمام این قدرت‌ها به جنگ‌افزارهای اتومی و هایدروجنی است. این سلاح‌ها سبب شده است که جنگ‌های جهانی ادامه نیابد. بمب‌های نایتروجنی و اتومی، هر نوع جنگ جهانی را که در آن قدرت‌های بزرگ دخیل باشند، منتفی کرده است. یکی از دلایل آرامی اروپا در کنار سایر عوامل، معلول بمب‌های هسته‌ای و نایتروجنی است. بمب‌های نایتروجنی خطر وقوع هر نوع جنگ جهانی را از بین می‌برد. اگر این موضوع را در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم که بمب‌های هسته‌‌‌ای و نایتروجنی شر مطلق نیست. اگر این بمب‌ها در دست گروه‌های خلافت‌خواه و امارت‌طلب بیفتد، نسل بشر منقرض خواهد شد.

دیدگاه are closed.