خون بی‌رنگ سرباز

در کشور جنگ‌زده‌ای مثل افغانستان مردم به داشتن نیروهای امنیتی تعلیم‌دیده، مجهز و ورزیده بیشتر از سایر کشورها نیازمند استند. در افغانستان در نبود نیروهای امنیتی، حتا برای یک لحظه هم زنده‌گی کردن دور از تصور است. اگر نیروهای امنیتی نباشند و یا ضعیف عمل کنند، شاید هر لحظه انواع خطرهای جانی و مالی مردم را تهدید کند. بسیاری از شاهراه‌ها مسدود شود و سرقت‌‎های مسلحانه در جاده‌ها و مناطق افزایش پیدا کند. اگر پولیس نباشد شاید تمامی نظام زنده‌گی برهم خورده و همه‌چیز نابود شود. افزایش سرقت‌های مسلحانه، رهزنی، ترور، شورش‌ها، بی‌نظمی‌ها، ناامنی‌ها و… نمونه‌ی مشکلاتی است که در نبود پولیس و یا حضور کمرنگ و ضعیف‌شان، به‌وجود می‌آید.

حضور پولیس در نقاط مختلف شهر، تحکیم پایگاه‌های نظامی در مرزها و خطوط جنگی، باعث آرامش خاطر مردم می‌شود. امروز نتیجه‌ی خون شهدا و تلاش سربازان در کوه‌ها و دشت‌های سوزان است که ما در شهرها و مناطق مختلف کشور به آرامش زنده‌گی می‌کنیم. امروز نتیجه‌ی زحمات و فداکاری‌های سربازان است که به درس و تعلیم خویش ادامه می‌دهیم، کار می‌کنیم، سرمایه‌اندوزی داریم و خلاء‌گاه‌های زنده‌گی خویش را پر کرده‌ایم. نتیجه‌ی سینه‌های سپرشده‌ی اردو و پولیس در مقابل دشمن است که مردم صاحب زنده‌گی، رسانه‌، آزادی، آرامش و لذت اند. خلاصه در افغانستان وجود نیروهای امنیتی فعال، نعمت بسیار ارزش‌مند و بزرگ است و ادامه‌ی زنده‌گی مردم به وجود قدرتمند نیروهای امنیتی بسته‌گی دارد.

موانع و چالش‌ها

با تأسف باید گفت که نیروهای امنیتی در افغانستان با مشکلات متعدد مواجه استند. از یکطرف با دشمنان خطرناک بیرونی مواجه اند که شب و روز بالای‌شان حمله می‌کنند و از طرف دیگر دولت و مردم نسبت به آنان کم‌لطف و کم‌توجه استند. کمرنگ‌ترین خون در کشور ما خون پولیس، اردو و نیروهای امنیتی است. به‌طور نمونه اگر یک روحانی یا شخصیت دیگر در کشور از بین برود، شبکه‌های مجازی پر می‌شود از پیام‌های تسلیت و تعزیت. رقابت شدید بین بزرگان و رهبران در نشر پیام‌ها به ‌وجود می‌آید تا از دیگری سبقت گیرد. اما هر روز که نیروهای امنیتی گروه‌گروه در سنگرها شهید، زخمی و دستگیری می‌شوند، در جامعه‌ی ما آب از آب تکان نمی‌خورد. حتا کسی از مرگ سربازان کشور خبر نمی‌شود. در بسیاری مواقع دولت تمایل دارد که شهادت افسران و نیروهای امنیتی را از چشم مردم پنهان کنند و روی خون آنان خاک بریزند.

ما شهادت سرباز کشور را از عزاداری بسته‌گان و لباس سیاه‌خانواده‌ی‌شان با خبر می‌شویم. شهادت سرباز را از وضعیت رقت‌آور خانواده، لباس کهنه و فرسوده، چهره‌ی پژمرده، کفش پینه‌خورده و دستان ترکیده‌ی فرزندان یتیم سرباز، مرگش را خبر می‌شویم. زمانی که فرزندان یتیم سرباز از مکتب و تحصیل به خاطر فقر و بیچاره‌گی محروم می‌شوند، متوجه می‌شویم که پدرش و یگانه نان‌آورش در سنگر دفاع از کشور شهید شده است.

 مشکل دیگر نیروهای امنیتی در افغانستان، لت و کوب شدن آنان از سوی زورمندان است. بارها در شهر کابل پولیس‌ها و نیروهای امنیتی جاده‌ها از سوی زورمندان لت و کوب شده ولی کسی به‌دادشان نرسیده است. بی‌احترامی به پولیس و بی‌توجهی به قوانین و دستوراتش، بزرگترین درد ایشان است. هیچ‌زورمندی به دستور پولیس سطح شهر توجه نمی‌کند و با توهین و تحقیر از کنارش رد می‌شود. پولیس‌هایی که شب و روز در خدمت مردم اند و از نظام شهر مراقبت می‌کنند، حتا توسط عادی‌ترین فرد جامعه توهین و تحقیر می‌شود.

چالش دیگر نیروهای امنیتی کشور، بی‌توجهی در قسمت تداوی زخمیان و انتقال پیکر شهدا به محل آبایی‌شان است. بسیاری از زخمیان در بین اجساد شهدا در سردخانه‌ها از بین می‌رود و تعدادی هم در نتیجه‌ی بی‌توجهی‌ها و رسیده‌گی نشدن به آنان، عضوی از اعضای بدن خویش را از دست می‌دهند و معیوب می‌شوند. از سوی دیگر حتا در بسیاری مواقع پیکر شهدا توسط خانواده‌های‌شان با هزینه‌ی شخصی و موترهای باربری انتقال داده شده است. همه‌ی این‌ها‌ نشان‌دهنده‌ی بی‌توجهی دولت در قبال نیروهای امنیتی است.

مشکل عمده‌ی دیگر نیروهای امنیتی در کشور، رسیده‌گی نکردن به‌ موقع دولت در میدان‌های جنگ است. بارها شاهد بوده‌ایم که سربازان به خاطر نرسیدن مهمات و تجهیزات در چند کیلومتری کابل زنده به دست دشمن اسیر شده ‌و یا از بین رفته‌اند. در این روزها چندین ولایت ناامن کشور به خاطر سهل‌انگاری‌ها و بی‌توجهی‌های دولت به نیروهای امنیتی، به قتلگاه اردو و پولیس تبدیل شده است. هیچ‌کس به فکر آنان و خانواده‌های‌شان نیست. مادری که فرزند جوانش را به خاطر دفاع از کشور از دست داده، به‌ تنهایی آه و ناله می‌کند. خانمی که شوهر سربازش در در محاصره‌ی دشمن به خاطر نرسیدن امکانات و تجهیزات شهید شده، به ‌تنهایی درد آواره‌گی و بیچاره‌گی را تحمل می‌کند. اطفالی که پدر و یگانه تکیه‌گاه خود را در راه آزادی مملکت و تأمین امنیت از دست داده‌اند، از پیشرفت و تحصیل محروم می‌شود.

در این اواخر سربازان فداکار کشور روزهای تلخ و خونینی را سپری کرده‌اند. به تاریخ ۲۹جوزا نزدیک به‌۳۰تن در بادغیس به‌شهادت رسیدند. ۳۰جوزا چندین پولیس در فراه شهید شد، ۳۱جوزا در غور هفت سرباز شهید و چندین تن دیگر زخمی شده و در مجموع نزدیک به ۱۰۰سرباز فداکار در چند روز اخیر جان‌های خویش را از دست داده‌اند، اما در کشور ما آب از آب تکان نخورده است. با این وجود گفته می‌توانیم که فقط در همین چند روز، نزدیک به ۱۰۰خانواده‌ از خانواده‌های شهیدان، بی‌سرپرست و هزاران نفر دیگر داغدار شده‌اند.

بی‌توجهی به خانواده‌های شهدا و نیروهای امنیتی، از دیگر مشکلات آنان در افغانستان است. با وجودی که در قانون پولیس افغانستان در ماده‌های سیزدهم و بیستم امتیازات زیادی برای آنان در نظر گرفته شده است، اما این وعده‌ها کمتر از سوی دولت جامه عمل پوشیده است. همه‌ی این‌ها نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی کشور ما که حافظان این سرزمین اند، به‌ شدت مورد بی‌توجهی و فراموشی قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری

نیروهای امنیتی بزرگترین حافظان کشور، قانون و مدافعان این سرزمین استند. بدون حضور آنان حتا برای یک لحظه زنده‌گی کردن در افغانستان غیرقابل تصور است. اگر پولیس و اردوی ملی نباشد، در یک روز همه‌چیز برهم‌ خورده، دولت و مردم نابود می‌شوند. با این وجود، دولت و مردم قدر نیروهای امنیتی را ندانسته و نسبت به آنان بی‌توجه استند. هر روز تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و پولیس به خاطر ضعف مدیریت‌ها و کشفیات استخباراتی شهید و زخمی می‌شوند، اما در کشور آب از آب تکان نمی‌خورد. این بی‌‌توجهی‌ها در قبال نیروهای امنیتی و خانواده‌های‌شان از پیامدهای سنگین و خطرناکی برخوردار است. یکی از مهمترین پیامدهایش فاصله گرفتن مردم از دولت و کمرنگ شدن حضور جوانان در صفوف نیروهای امنیتی است. خطر دیگرش تضعیف روحیه‌ی سربازان و نیروهای امنیتی است. اگر دولت و مردم نسبت به آنان بی‌توجه باشند، انگیزه‌ها در وجود افراد پولیس و اردو از بین می‌رود و توانایی دفاعی و جنگی‌شان کم می‌شود. امید که دولت در قسمت رسیده‌گی به مشکلات نیروهای امنیتی بیشتر توجه کند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن