پروسه صلح افغانستان و بازگشت جهان به سیاست متعارف

دونالد ترمپ سیاست خارجی امریکا را که گفته می‌شد، مانند کشتی بزرگی به ندرت و به تدریج تغییر می‌کند، در زمان خود به سمت تغییرات رادیکال و نامتعارف برد. راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها با چین، حمایت از سیاست‌های رادیکال نتانیاهو در منازعه اسرائیل و فلسطین، خروج از برجام و معاهده اقلیمی پاریس، در کنار دیدار او با رهبر کوریای شمالی و حتا تصمیم دعوت رهبری طالبان به امریکا، از او سیاست‌مدار غیرقابل پیش‌بینی و اهل قمارهای بزرگ در اذهان عامه جهان ترسیم کرده بود. چنین تغییرات رادیکالی از کم‌تر کشور مهم جهان قابل تصور است، ترمپ اما سیاست خارجی امریکا را دچار تغییرات رادیکال کرد.

پس از انتخابات امریکا و روشن شدن پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات،‌ جهان نفس راحتی کشید. بسیاری از کشورهای جهان از ناحیه سیاست‌های تندروانه و نامتعارف ترمپ احساس ناراحتی و حتا هراس می‌کردند. در این میان تیم اشرف غنی شاید بیش از همه از شکست ترمپ سود برد. جو بایدن در صحبت‌هایش در روز ادای سوگند ریاست جمهوری، جهان را به دیپلماسی فراخواند، معنای تلویحی حرف او، این بود که امریکا از مدار دیپلماسی سیاست جهانی، در دوران ترمپ خارج شده بود.

حکومت افغانستان که با مذاکره با طالبان شرایط سنگینی، چون رهایی بی‌چون‌وچرای ۵ هزار زندانی طالب بر آن تحمیل شده بود، پس از رفتن ترمپ دوباره اعتماد به نفس از دست رفته‌اش را باز یافته است. وزیر خارجه امریکا حتا پیش از مراسم سوگند جو بایدن اعلام کرد که اداره بایدن توافق‌نامه دوحه میان امریکا و طالبان را بررسی خواهد کرد. هم‌زمان با آن، دبیرکل ناتو حرف از مشروط ساختن خروج قوای ناتو با پایان موفقیت‌آ‌ٓمیز پروسه صلح زد و وزیر خارجه آلمان هم از هرگونه خروج غیرمسوولانه هشدار داد. وزرای دفاع ناتو در نشست‌شان به تاریخ ۱۷ فبروری نیز یک‌بار دیگر ضمن تأکید بر ادامه دیپلماسی صلح، گفتند که توافق‌نامه دوحه، طالبان را در موقعیت برتر قرار داده است. رییس جمهور غنی نیز در آخرین اظهاراتش قصه اداره موقت را پایان یافته خوانده است. این حرف‌های رییس جمهور نشان می‌دهد که زمان امتیازهای بی‌حساب و کتاب به طالبان پایان یافته است. طالبان دو راه بیش‌تر ندارند: یا باید با جهان خود را عیار بسازند و به صلح آبرومند تن دهند، یا به سمت جنگ خونینی با جهان گام بردارند.

چندی پیش ملا برادر در نامه‌ای مردم امریکا و دولت آن کشور را خطاب قرار داده بود. او در این نامه از امریکایی‌ها خواسته بود که با ماندن پای توافق‌نامه دوحه بر جنگی که می‌تواند خسارات هنگفتی به هر دو طرف وارد کند، نقطه پایان بگذارند.

برخلاف سخنان اولیه طالبان که می‌گفتند در صورت عدم خروج امریکایی‌ها، آن‌ها جنگ بزرگی را به راه خواهند انداخت، این بار، ملا برادر در نامه‌اش از لحن غیر تهدیدآمیز کار گرفته و امریکایی‌ها را به متعهد ماندن به توافق‌نامه دوحه دعوت کرده است.

چیزی که عجیب است، این‌ است که طالبان اگر چنین رویه‌ای را در برخورد با مخالفان داخلی‌شان پیشه کنند، بدون شک می‌توان به پایان جنگ امیدوار بود. طالبان قبلاً به شماری از اعضای هیأت مذاکره‌کننده دولت در دوحه گفته بودند که آن‌ها اول مشکلات‌شان را با امریکایی‌ها حل خواهند کرد و سپس با هیأت مذاکره‌کننده دولت وارد گفت‌وگو خواهند شد.

چیزی که روشن است، این است که کنار رفتن ترمپ، طالبان را سراسیمه ساخت، آن‌ها پس از روی کار آمدن اداره بایدن دیگر به میز مذاکرات برنگشتند و به جای آن به سفرهای پی‌هم در سطح منطقه پرداختند. عباس استانکزی در سفرش به مسکو بیان کرد که اگر غنی استعفا دهد، آن‌ها به میز مذاکره بر خواهند گشت و مشکلات پیش آمده رفع خواهد شد.

چیزی که مسلم است، این است که طالبان هنوز در انتظار موضع رسمی حکومت امریکا در قبال توافق‌نامه دوحه هستند. امریکایی‌ها می‌گویند که آن‌ها هنوز در حال بررسی و بازنگری اند و موضع رسمی‌شان را اعلام نکرده‌اند. شکی نیست تا زمانی که موضع رسمی امریکایی‌ها به گونه رسمی در قبال گفت‌وگوهای دوحه اعلام نشود، این گفت‌وگوها با بی‌سرنوشتی روبه‌رو خواهد بود.

انگلا مرکل در تازه‌ترین مورد حرف از تمدید مأموریت نظامیان کشورش در چارچوب نیروهای ناتو زده است. این تغییرات یک مسأله را روشن می‌سازد، این‌که مذاکرات صلح افغانستان که در زمان ترمپ از مسیر یک مذاکره متعارف خارج شده بود، اکنون در مسیر متعارف قرار گرفته است. سرنوشت مذاکرات فقط و فقط وابسته به مشارکت عاقلانه طرف‌ها در چنین شرایطی است.

دکمه بازگشت به بالا