آتش‌بس مؤقت؛ چقدر امیدوار باشیم؟

عبدالعزیز حیدری

آتش‌بس مؤقت اولین حرکت عملی در جهت اقدامات صلح‌جویانه بین دو طرف متخاصم است. آتش‌بس مؤقت می‌تواند به شکل غیررسمی یا از طریق یک معاهده‌ی رسمی برقرار شود. در بسیاری از موارد، قدم بعدی به سوی صلح معاهده‌ی «صلح مؤقت» (Armistice) است، که به شکل رسمی بین طرفین به خاطر ترک مخاصمه و پایان جنگ، جهت بررسی معاهده‌ی صلح پایدار به امضا می‌رسد. در صورتی که جریان اعتمادسازی و مذاکرات صلح به نتیجه برسد، معاهده صلح پایدار منعقد می‌شود.

باید خاطر نشان کرد که آتش‌بس مؤقت لزوماً و همیشه به صلح پایدار منجر نمی‌شود و در بسیاری از موارد، دلایلی از قبیل خروج غیرنظامیان از منطقه‌ی جنگی، اکمالات هر دو طرف و یا مناسبات عقیدتی عامل آتش‌بس مؤقت است. نمونه‌ی این گونه آتش‌بس، در جریان جنگ جهانی اول و در جبهه‌ی غربی به وقع پیوست؛ که دلیل اصلی آن ترک مؤقت جنگ به خاطر ایام کریسمس بود و چند روز بعد دوباره جنگ درگرفت. در مقابل، دوازده روز قبل از عقد معاهده‌ی صلح پاریس بین دولت امریکا، ویتنام جنوبی، ویتنام شمالی و دولت انتقالی مؤقت، رییس جمهور نیکسون فرمان آتش‌بس و قطع بمباردمان ویتنام شمالی را صادر کرد، تا به پروسه‌ی اعتمادسازی در جریان مذاکرات خللی وارد نشود. در نتیجه، این آتش‌بس مؤقت منجر به پایان جنگ ویتنام شد.

با درنظرداشت تجارب صلح در سایر کشورها، پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته (۱۷ جوزای ۱۳۹۷)، حکومت افغانستان در اقدامی غیرمنتظره آتش‌بس یک هفته‌ای و مشروط را با گروه طالبان افغان به خاطر قطع جنگ در ایام عید سعید فطر اعلام داشت. رییس جمهور غنی در بیانیه‌ی تلویزیونی‌اش گفت که گروه‌های تروریستی مشمول داعش و القاعده از این قاعده مستثنا استند و حملات علیه مواضع این گروه‌ها جریان خواهد داشت. این اقدام حکومت افغانستان در پاسخ به درخواست صلح «نشست بزرگ علمای دینی در کابل» صورت گرفت. لازم به ذکر است که در این نشستِ تاریخی، علمای دینی که از چهار گوشه‌ی کشور گرد هم آمده بودند، حملات انتحاری و جنگ افغانستان را نامشروع اعلام کردند.

بعد از نشر بیانیه‌ی تلویزیونی رییس جمهور غنی در مورد اعلام آتش‌بس مؤقت، این اقدام واکنش‌های مختلفی در پی داشت. در این میان، وزارت امور خارجه‌ی امریکا با نشر اعلامیه‌ای از این اقدام حکومت افغانستان استقبال کرده، طالبان را نیز دعوت به قبول پیشنهاد صلح مؤقت حکومت کرد. در مقابل، بسیاری از سیاسیون افغانستان به مؤثریت پیشنهاد صلح مؤقت حکومت به دیده‌ی شک نگریسته و خاطر نشان کردند که این پیشنهاد یک‌طرفه باعث خواهد شد تا دشمن با استفاده از فرصت، خلاهای امنیتی بیشتری را در محیط‌های شهری ایجاد کند.

دو روز بعد از اعلام آتش‌بس مؤقت یک هفته‌ای از سوی حکومت افغانستان، طالبان نیز آتش‌بس مؤقت با نیروهای امنیتی افغان را تنها در جریان سه روز عید اعلام کردند. در بیانیه‌ی طالبان آمده است که در ایام عید باید زمینه‌ی ملاقات زندانیان جنایی و جنگی با اقارب‌شان مساعد شده و تحت شرایطی، عده‌ای از زندانیان نیز رها شوند.

حکومت وحدت ملی از بدو تشکیل، تلاش‌های زیادی را برای آغاز پروسه‌ی صلح با طالبان انجام داده است. رییس جمهور غنی در اولین سفر خود بعد از تشکیل حکومت، به پاکستان رفت تا صفحه جدیدی از روابط با پاکستان را باز کرده، از این کشور بخواهد تا به صورت جدی در پروسه‌ی صلح افغانستان نقش ایفا کند. رییس جمهور غنی در این سفر مهلت ۹۰ روزه‌ای را تعیین کرد تا در جریان این مدت مقامات پاکستانی به تعهدات‌شان در قبال آغاز پروسه‌ی صلح افغانستان عمل کنند و در صورتی که به این تعهدات جامه‌ی عمل پوشانیده نشود، دولت افغانستان حق خود می‌داند تا تمام گزینه‌های موجود را در دستور کار خود قرار دهد. بعد از این سفر، رییس جمهور غنی با چند اقدام تاکتیکی، از جمله رد مؤقت محموله‌ی نظامی هند، خواست تا حسن نیت خود را به حکومت پاکستان نشان دهد. برعلاوه، با این کار، رییس جمهور غنی قصد داشت تا با حکومت نظامی و ملکی پاکستان اتمام حجت کرده و به جامعه‌ی جهانی ثابت کند که حکومت افغانستان تعهد سیاسی کافی برای تعامل با پاکستان دارد.

بعد از این ‌که هیچ اقدام عملی از جانب پاکستان در زمینه‌ی محو پایگاه‌های هراس‌افگنی و کشاندن طالبان افغان به پای میز مذاکره صورت نگرفت، دولت افغانستان اقدامات دیپلماتیک را پیرامون اثبات موقف برحق خود و انعکاس سیاست‌های دوگانه‌ی حکومت پاکستان در مبارزه با تروریسم روی دست گرفت. یکی از ابتکارات دیپلماتیک که بر موقف برحق حکومت افغانستان و نبود همکاری و سیاست‌های دوگانه‌ی دولت پاکستان مهر تأیید گذاشت، «نشست‌های چهارجانبه‌ی صلح افغانستان» بود. در این نشست‎‌ها که بین نماینده‌گان دولت‌های افغانستان، پاکستان، امریکا و چین برگزار شد، پاکستان تعهد کرد که طالبان را به پای میز مذاکره می‌کشاند و در راستای مبارزه با هراس‌افگنی و محو لانه‌های هراس‌افگنان در امتداد خط دیورند اقدامات عملی را روی دست خواهد گرفت. پنج نشست ابتدایی گروه چهارجانبه‌ی صلح افغانستان هیچ برآیند ملموسی نداشت و همین امر باعث تشدید فشارها بالای پاکستان شد. در این بین، دولت افغانستان تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بیشتر بر پاکستان افزایش داد، که تا اندازه‌ی زیادی بالای استراتیژی آسیای جنوبی اداره‌ی ترامپ تأثیر گذاشته و پاکستان را در انزوای بین‌المللی قرار داد.

به طبع، فضای سیاسی به وجودآمده به نفع حکومت پاکستان نبود و همین امر باعث شد که «ششمین نشست چهارجانبه‌ی صلح افغانستان»‌ به درخواست پاکستان و پس از یک وقفه‌ی بیست ماهه به تاریخ ۲۴ میزان سال ۱۳۹۶شمسی در پایتخت عمان برگزار شود. در این نشست پاکستان تعهدات جدیدی پیرامون مبارزه با هراس‌افگنی، محو پناه‌گاه‌های امن گروه‌های تروریستی به شمول طالبان و کشاندن طالبان به پای میز مذاکره داده است.

برعلاوه، حکومت وحدت ملی یک تجربه‌ی عملی و موفق صلح با یکی از طرف‌های درگیر جنگ در افغانستان را نیز در کارنامه‌ی خود دارد. حکومت افغانستان توانست تا یک پروسه‌ی مذاکره‌ی موفقِ صلح با حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار را به سرانجام رساند. لازم به ذکر است که حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار توافق کرد که در بدل حذف نام حکمتیار از فهرست سیاه سازمان ملل و رهایی تعدادی از زندانیان سیاسی این گروه توسط حکومت، دست از جنگ علیه حکومت افغانستان کشیده و قانون اساسی افغانستان را آن طوری که هست، بپذیرد. حال سوال اصلی‌ای که مطرح می‌شود این است که آیا دولت افغانستان قادر خواهد بود تا با توجه به اقدامات و تجارب پیش‌گفته، آتش‌بس مؤقت خود را با طالبان در ایام عید فطر به یک فرصت تاریخی برای برقراری صلح پایدار در کشور مبدل کند؟

برای واکاوی این پرسش دو پیش فرض مطرح می‎شود:

اول: طالبان افغان یک گروه کاملاً وابسته به حکومت نظامی پاکستان استند و اخذ تصمیم نهایی در مواردی همچون صلح و جنگ تا اندازه‌ی زیادی از حیطه‌ی صلاحیت آن‌ها خارج است. در صورتی که این پیش فرض درست باشد، حکومت افغانستان باید برای استقرار صلح پایدار در کشور وارد یک تعامل سازنده با پاکستان شده و به گفته‌ی رییس جمهور غنی به جنگ «اعلام ناشده» بین دو کشور از طریق گفت‌وگو و مصالحه پایان دهد. البته تحقق این سناریو ساده به نظر نمی‌رسد؛ زیرا در حال حاضر استراتیژی اصلی پاکستان در منطقه ایجاد «تنش فعال» است، تا همیشه مردم کشور خود را از وجود یک دشمن بالفعل بترساند و از گسست بیشتر چهار حوزه‌ی اصلی قومی-جمعیتی خود جلوگیری کند. همچنین تا زمانی که پاکستان نگرانی‌های عمده‌اش از ناحیه‌ی تنش با هند مرفوع نشود، بعید به نظر می‌رسد که از پالیسی «عقبه‌ استراتیژیک» خود در قبال افغانستان عقب‌نشینی کند. در صورت چنین پیش‌فرضی، استراتیژی مؤثر برای حکومت افغانستان جهت رسیدن به صلح پایدار در شرایط فعلی این است که فشارهای بین‌المللی بر پاکستان را تشدید بخشیده و سعی کند تا در سطح منطقه نیز پاکستان را به انزوا بکشاند. در همین راستا، افغانستان باید ریشه‌های نفوذی پاکستان را در نظام خود خشکانده و با تقویت سیاسی و اقتصادی دولت، پاکستان را متقاعد سازد که دیگر پالیسی «عقبه استراتیژیک» در خاک افغانستان یک گزینه‌ی عملی نخواهد بود. به موازات همین اقدامات، حکومت افغانستان باید مشروعیت نداشتن جنگ طالبان را به مردم محلی به اثبات رساند تا جریان سربازگیری طالبان از جوامع روستایی کشور قطع شود. با درنظرداشت پالیسی‌ها و اقدامات حکومت وحدت ملی پیرامون اجندای صلح کشور، می‌توان به این نتیجه رسید که پیش‌فرض اول مطرح شده، در نظر حکومت افغانستان نیز یک وضعیت کاملاً محتمل است.

دوم: گروه طالبان یا تعدادی از تشکُل‌های زیرمجموعه‌ی این گروه سعی دارند تا استقلال عمل خود را در اتخاذ تصامیم پیرامون صلح و جنگ با حکومت افغانستان حفظ کنند. در صورتی که چنین پیش فرضی درست باشد، باید توجه داشت که حکومت نظامی پاکستان تا آخرین حد ممکن سعی خواهد کرد تا تأثیر مستقیم خود را روی پروسه‌ی صلح طالبان با حکومت افغانستان از مجراهای رهبری طالبان و جامعه‌ی جهانی داشته باشد. حکومت پاکستان همیشه تلاش کرده تا جامعه‌ی جهانی را متقاعد کند که کلید صلح افغانستان نزد این کشور است. در صورتی که با تشدید فشارهای بین‌المللی بر پاکستان، سرکوب بیشتر طالبان در میدان‌های نبرد و کوتاه‌ شدن نسبی دست پاکستان از میدان سیاست افغانستان، حکومت پاکستان به این نتیجه برسد که طالبان یک مهره‌ی سوخته در راستای تأمین منافعش استند، این کشور تلاش‌های خود را برای برقراری صلح بین طالبان و حکومت افغانستان تشدید خواهد بخشید. به طبع این سیاست تصویر مخدوش‌شده‎ی پاکستان را نزد جامعه‌ی جهانی ترمیم خواهد کرد؛ اما پاکستان به راحتی می‌تواند تحت بیرق گروه‌های تروریستی دیگر، تنش موجود در افغانستان را برای تأمین منافعش فعال نگه دارد. البته برقراری اچنین سناریو کاملاً به ضرر حکومت افغانستان نخواهد بود، زیرا دست حکومت و جامعه‌ی جهانی در سرکوب هراس‌افگنان و تروریستان بازتر خواهد شد و مانند تجربه‌ی عراق در سرکوب داعش، با تشدید جنگ می‌توان تمام ساحات را از وجود تروریستان پاک کرد. برعلاوه، صلح با طالبان می‎تواند جریان سربازگیری گروه‎های تروریستی دیگر را از داخل کشور تا اندازه زیادی کاهش دهد.

برقراری اولین آتش‌بس مؤقت بین نظام پسا ۲۰۰۱ در افغانستان و طالبان روزنه‌ی کوچکی از امید را در مورد تغییر نسبی رویکرد طالبان و حکومت نظامی پاکستان ایجاد کرده است. اما برقراری صلح پایدار در کشور در قدم اول ایجاد چرخش استراتیژیک در رویکرد پاکستان در قبال افغانستان، و در قدم دوم اقدامات چندجانبه برای گسترش فرهنگ تسامح و خشونت‌گریزی در افغانستان را می‌طلبد.

دیدگاه are closed.