اشتباهات محاسباتی طالبان

مذاکرات دوحه تا اکنون وارد هیچ مرحله‌ی جدی‌ای نشده است. روی‌کرد تهاجمی طالبان بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است. این روی‌کرد برخلاف توافق‌نامه‌ی طالبان با ایالات متحده امریکا است. جنگ در افغانستان به پیمانه‌ای شدت یافته است که هیچ شهر و ولایتی امن نیست. طالبان با شدت بخشیدن جنگ، توقع دارند تا راه را در مذاکرات دوحه به سود خودشان هموارتر سازند. آن‌ها می‌خواهند تا در مذاکرات دوحه دست بالا داشته باشند. ظاهراً محاسبه طالبان این است که با افزایش جنگ و خشونت، می‌توانند حکومت افغانستان و هیأت مذاکره‌کننده‌اش را تسلیم خواست‌های خودشان کنند. دیروز عبدالله عبدالله، رییس شورای عالی مصالحه ملی افغانستان، نیز به صراحت بیان کرد که طالبان با افزایش خشونت‌ها دچار اشتباه محاسباتی شده‌اند و تاکتیک‌هایی از این‌دست، جز دوام جنگ، پی‌آمد دیگری برای افغانستان نخواهد داشت.

چند روز پیش سخنگوی تیم مذاکره‌کننده طالبان در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌های خصوصی کشور در پاسخ به این سوال که چرا طالبان به آتش‌بس تن نمی‌دهند، به وضاحت بیان داشت که اگر جنگی نباشد، نیازی به گفت‌وگو نیست.

واقعیت این است که عمل‌کرد جنگ‌جویانه طالبان ممکن است بر‌خلاف تصور آنان، دامنه جنگ در افغانستان را بیش از هر زمان دیگری گسترش دهد. نخستین خطری که روی‌کرد تهاجمی طالبان ایجاد کرده، شکست تلاش‌های صلح در افغانستان است. شهروندان افغانستان پس از ۴۰ سال جنگ، به مذاکرات دوحه امید بسته‌اند. مرور رویدادهای تاریخی جهان ثابت می‌سازد که فشار جنگ هرگز منجر به تأمین صلح در هیچ کشوری نشده است. این محاسبه طالبان که ممکن است افزایش خشونت در روستاهای افغانستان، منافع‌شان را در میز مذاکرات تأمین کند، ‌اشتباه است.

علاوه بر این، افزایش خشونت‌ها می‌تواند منجر به تغییر روی‌کرد ایالات متحده شود. ظاهراً دل‌خوشی اصلی طالبان،‌ توییت‌‌هایی است که توسط رییس ‌جمهور ترمپ هر از گاهی منتشر می‌شود. ترمپ می‌گوید آخرین دسته‌ی سربازان خود را از افغانستان طی ماه‌های آینده خارج می‌سازد. شاید یکی – دو سال پیش هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که در اوج خشونت‌ها، امریکایی‌ها تصمیم به خروج نیروهای‌شان از افغانستان بگیرند. ترمپ غیرقابل پیش‌بینی‌ترین رییس ‌جمهور تاریخ امریکا است. با موجودیت ترمپ، امکان تغییر روی‌کرد او همواره وجود دارد. به تازه‌گی مارک میلی، لوی‌درستیز قوای مسلح ایالات متحده، گفته است که هرگونه تصمیم در مورد خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان باید با درنظرداشت شرایط موجود در داخل افغانستان باشد و به گفته‌ی وی امریکا تلاش می‌کند جنگ در افغانستان «مسوولانه و با سنجش» پایان یابد. به این معنا که در موجودیت جنگ، ممکن است ایالات متحده تصمیم خود درباره خروج سربازانش از افغانستان را تغییر دهد.

اگر ایالات متحده در تصمیم خود در مورد حضور نظامیانش در افغانستان تجدید نظر کند، به معنای دوام جنگ در افغانستان است. چنین اقدامی، قطعاً می‌تواند همه‌ی راه‌هایی که برای رسیدن به صلح طی یکی – دو سال اخیر هموار شده است را دوباره ویران سازد. طالبان باید در محاسبات خود دقت بیش‌تری کنند. آنان باید به این نکته پی ببرند که در چنین حالتی، مقصر اصلی خودشان هستند. جست‌وجوی منافع در میدان جنگ، روش منسوخی است که در جهان امروز جایگاهی ندارد. طالبان باید روی‌کرد جنگی خود را به روی‌کرد دیپلماتیک تغییر دهند. حمایت ایالات متحده امریکا از سربازان امنیتی افغان در جنگ هلمند، پیام واضحی را به دنبال داشت. ایالات متحده قطعاً می‌خواهد بگوید که هیچ توافق‌نامه‌ای نمی‌تواند منجر به سرکوب دست‌آوردهای ۱۹ ساله اخیر در افغانستان شود. طالبان در دوحه بارها در برابر این سوال خبرنگاران که «چرا تصمیم به آتش‌بس گرفته نمی‌شود؟» گفته‌اند که «خشونت‌ها را به پیمانه قابل توجهی کاهش داده‌ایم.» اما عمل‌کرد طالبان در روزهای اخیر نشان می‌دهد که آنان نه تنها خشونت‌ها را کاهش نداده‌اند، بلکه با افزایش خشونت‌ها تلاش ‌می‌کنند تا از این آب گل‌آلود ماهی بگیرند.

خطر به چالش‌ کشیده شدن مذاکرات صلح و تغییر روی‌کرد امریکا تنها خطرات بالقوه برای دوام جنگ در افغانستان نیست. در یک سال اخیر مردم در بسیاری از مناطق روستایی افغانستان بیش از هر زمان دیگری برای محافظت از خود مسلح شده‌اند. آن‌ها افزایش خشونت‌ها در افغانستان را بهانه قرار داده‌ و در مناطق مختلف کشور برای محافظت از خود و خانواده‌های‌شان دست به سلاح برده‌اند. چنین وضعیتی، هر شهروند افغانستان را به یاد جنگ‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ می‌اندازد. افزایش جنگ می‌تواند افغانستان را به عراق و سوریه‌ی دیگری تبدیل کند. متأسفانه توهم پیروزی در اردوی رهبری طالبان منجر شده تا آنان در انجام محاسبات خود دچار خطاهای بزرگی شوند. طالبان گمان می‌کنند که مردم افغانستان از آنان همه‌جانبه حمایت می‌کنند. آن‌ها باید به این نکته پی ببرند که افزایش خشونت ممکن است جریان‌های دیگری را نیز درگیر این وضعیت کند. با افزایش خشونت‌ها، حاکمیت قانون تضعیف می‌شود. در نبود حاکمیت قانون، جریان‌هایی که طی ۱۹ سال اخیر با فشار نیروهای بین‎المللی و حکومت افغانستان به حاشیه رانده شده‌اند، وارد کارزار جنگ می‌شوند. با وجودی که شرایط بیش از هر زمان دیگری برای رسیدن به صلح جامع فراهم شده، طالبان مسوول هرگونه شکست این شرایط خواهند بود. آنان باید از اتفاقات اوایل دهه هفتاد تجربه حاصل کنند. اشتباهات محاسباتی مجاهدین منجر به دوام جنگ و ویرانی بیش‌تر افغانستان شد. طالبان باید بدانند که تنها راه عبور از مشکلات در افغانستان، قرار گرفتن همه‌ی جریان‌های سیاسی در کنار هم است.

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن