تلاش طالبان برای حذف زنان از ادارات دولتی

خجسته الهام

این یک واقعیت کتمان نشدنی است که زنان از دید طالبان، موجودات فرودست و بی‌مایه هستند. طالبان طی سال‌ها جنگ به تنها چیزی که هرگز باور نداشته و حتا تظاهر به باور داشتن آن نکرده‌اند، تساوی جنسیتی است. آنان برای کسب توجه جامعه جهانی هم نمی‌توانند به زنان به دید فارغ از جنسیت نگاه کنند و از شی‌‌پنداری زن در تفکرشان بکاهند. برای همین، زنان در اکثر ادارات به کار خواسته نشده‌اند. در معدود اداراتی که آنان به کار خواسته شده‌اند نیز با دید تحقیرآمیز حتا پایین سطح‌ترین فرد طالبان (محافظ دروازه)، روبه‌رو هستند.

کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی از اداراتی بود که در دوره‌ کوتاه کارم متوجه شدم به زنان بهتر از هر اداره‌ و نهاد دولتی دیگر توجه می‌کند (اصولاً هم باید چنین می‌بود). اما بعد از سقوط جمهوریت، زنان در این نهاد نیز مثل هر نهاد دیگر، جایگاهی ندارند. طبق برنامه‌ریزی مسوولان طالبان برای این کمیسیون، زنان باید ماهانه یک‌بار در روزهای مشخص برای امضا کردن حاضری‌شان بروند. براساس این دستور، زنان اجازه ورود به کمیسیون را ندارند که گمان می‌کنم این موضوع از باور نحس‌پنداری زنان توسط طالبان ناشی می‌شود. در جاده مربوط به کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی و شفاخانه افغان جاپان، زنان مجبور بودند، در صف بایستند و در کنار عبور و مرور وسایط نقلیه، بیماران و بیمارداران کووید-۱۹ و در یک حالت بد به امضای حاضری بپردازند. این وضعیت قطعاً برای من به‌عنوان یک زن و رییس حمایت از زنان خدمات ملکی (دوره قبلی)، قابل تحمل و پذیرش نبود. برای همین، با دوستم خانم فروزان امیری، رییس مرکز امتحانات، در مقابل محافظان ایستادیم.

طالبان متاسفانه نه چیزی برای گفتن و نه چیزی برای شنیدن دارند. برای همین، اصرار داشتند که خوش باشیم از این‌که اجازه داریم برای امضا کردن حاضری برویم. من هم تا حرفم را نشنیدند، کوتاه نیامدم و گفتم که مسأله امضا کردن حاضری نیست، بل مسأله این است که این رفتار تحقیرآمیز چرا در مقابل زنان صورت می‌گیرد. یکی از افراد طالبان که دیگر واژه‌گان فارسی‌اش تمام شده بود و حدس می‌زنم سخنان مرا هم به درستی نفهمیده بود، با لهجه شکسته گفت: در دوره قبلی کجا احترام داشتند زن‌ها؟ ما هم کوشیدیم برایش اذعان کنیم که در آن دوره اگر وضعیت زنان بسیار ایده‌آل نبود، این‌طور نابسامان هم نبود. اما گوش او این حرف‌ها را نمی‌شنید و در حالی که با تکبر و در عین حال اکراه حرف می‌زد، تاکید داشت که راضی باشید از این‌که می‌توانید برای امضای حاضری‌تان بیایید.

برای اعتراض به این وضعیت، من دور بعد برای امضا کردن حاضری نرفتم و با همکاران تلاش کردیم وضعیت را تغییر دهیم. خوشبختانه رییس و اعضای ریاست منابع بشری مثل همیشه در خصوص مسأله مرتبط به زنان، توجه نشان دادند و هرچند بیرون از کمیسیون، اما مکان مناسب شامل دو کانتینر مجهز با وسایل گرمایشی، چوکی و میز را برای زنان در نظر گرفتند. این اقدام هرچند برای فعلاً بد نیست و بهتر از ایستادن روی سرک عمومی است؛ اما با وجود اعتراض‌ها، جلوگیری از حضور زنان به محوطه کمیسیون، ادامه هیچ‌انگاری سیستماتیک زنان به شمار می‌رود و آینده مبهم این قشر را به نمایش می‌گذارد. با آن‌که زنان با امکانات دست‌داشته خود تلاش دارند تا طالبان حقوق آنان را رعایت کنند؛ اما هم‌چنان وضعیت مبهم است و امیدی به رعایت حقوق زنان در آینده نزدیک وجود ندارد.

حالا چند سوال اساسی وجود دارد: این وضعیت تا چه وقت ادامه خواهد یافت؟ زنان تا چه زمان برای امضا کردن حاضری در پشت دروازه‌های دفاتر خواسته خواهند شد؟ در سیستمی که قرار است طالبان بسازند (اگر سیستمی در کار باشد)، در صورتی که مردان روزی به کار خواسته شوند، زنان با این رویه، چطور و چگونه به کار خواسته خواهند شد؟ آن وقت زنان حق ورود به دفاترشان را خواهند داشت؟ این نحس‌پنداری و تلاش برای طرد زنان تا چه وقت موضوع اصلی در تمامی گفتمان‌های طالبان خواهد بود؟

دکمه بازگشت به بالا