طالبان و مخالفت فکری با آموزش دختران

فریداحمد امیری

طالبان، جریانی افراطی و تندرو است که با شگوفایی و توسعه سر سازگاری ندارد. از سوی دیگر، وضع محدودیت بر جامعه، با تنبیه و تهدید، جزو سیاست دیرینه آن‌ است. این سیاست، در اتاق‌های فکر پاکستان در سال ۱۹۹۵ برای تحقق استراتژی تسخیر و تابعیت سیاسی کابل از اسلام‌آباد، تولید شد و در ذهن رهبری طالبان نهادینه گشت. این گروه در حاکمیت نخست خود، با شلاق و کوبیدن بر سر و صورت زنان، روح و روان آنان را کشت و خودشان را محکوم به حبس همیشه‌گی در خانه کرد. در جریان پنج سال حاکمیت نخست، طالبان مانع حضور زنان در اجتماع، مکاتب و دانشگاه‌ها شدند و با عقیده بر این‌که زنان تنها در برابر شوهران برای پخت‌و‌پز و لباس‌شویی مسوول‌اند، دیگر به آن‌ها پشیزی اهمیت قایل نشدند. این جریان مجازات صحرایی و سنگین زن‌ها را ثبت تاریخ و تصویر کرده‌ است. طالبان به دانش‌آموزی دختران از عینک قومی و خوانش مذهبی خود می‌نگرند و هرگز تحمل شنیدن صدای متفاوت را ندارند.

پس از روی کار آمدن نظام دموکراسی، زنان با حضور در صحنه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و… توانستند در تغییر جامعه مفید واقع شوند و درایت و قابلیت‌شان را ثابت سازند. آن‌ها پرچم‌دار دموکراسی و شریک کلان پروسه‌های انتخاباتی بودند. زنان افغانستان به استیژ‌های مهم جهانی رسیدند و از تقویت مردم‌سالاری و ضرورت تحول بنیادی در افغانستان حرف زدند. در رسانه‌ها تنوع و خلاقیت به میان آورده و در بخش ورزش افتخار کسب کردند. تیم رباتیک ساختند و با جهان به زبان تکنولوژی حرف زدند.

طالبان در بیست سال اخیر، مهم‌ترین ابزار تهدید مردم تلقی می‌شدند. آن‌ها امنیت را مختل کردند و مانع آموزش کودکان شدند. در مناطق تحت حاکمیت این گروه، درب مکاتب به روی دختران و پسران نزدیک به یک دهه بسته ماند و از ساختمان مکاتب به‌عنوان سنگرهای نظامی در جنگ با نیرو‌های دولتی استفاده می‌شد. این گروه برای گسترش جهل و نادانی از هیچ تلاشی دریغ نورزید و حتا مکاتب را به آتش کشید‌. با پخش شب‌نامه‌های تهدید‌آمیز، از خانواده‌ها خواستند که دختران و پسران‌شان را به مکاتب نفرستند. طالبان صرفاً از کودکان و نوجوانانی حمایت می‌کردند و می‌کنند که راه مدرسه‌های آن سوی مرز را در پیش می‌گرفتند و می‌گیرند. این گروه تلاش می‌کرد تا علاوه بر جذب خرد‌سالان به صفوف نظامی، از رفتن مجموعه‌های نافهم و سفید‌ذهن به پشاور و کویته جهت یادگیری فعالیت‌های هراس‌افگنانه، حمایت مالی کند.

پس از سقوط جمهوریت و روی کار آمدن مجدد رژیم طالبان‌، این گروه به همان خط فکری خود در جهت مسدود ماندن مکاتب دخترانه پافشاری کرد و به نگرانی‌های مردم و جهان وقعی نگذاشت‌. گرچند طالبان در این مورد به چند‌ دسته‌ تقسیم شدند، اما در پایان روز، تصمیم رهبری‌شان مبنی بر باز نشدن درب مکاتب را حمایت کردند.

فیصله رهبری طالبان در قندهار، این است که مکاتب دخترانه هرگز باز نشود. این گروه به دلایل زیر، مانع گشایش دروازه مکاتب دخترانه در کشور است:

۱. تفکر قبیله‌ای و ننگ قومی، از عوامل بسته ماندن مکاتب به روی دختران است. این گروه، باور قومی خود را بالای تمام زون‌های افغانستان تطبیق و از رفتن دختران به مکاتب جلوگیری می‌کنند؛ در حالی که در هیچ نقطه‌ای از کشور نمی‌توان ادعا کرد که گشایش مکاتب و آموزش دختران حامیانی نداشته باشد. طالبان تحمل دیدن دختران جوان در روستا‌ها و شهر‌های افغانستان را ندارند؛ دخترانی که به سوی مکتب روان باشند و از حقوق انسانی و آزادی‌های فردی‌شان آگاه شوند. این گروه زن را ماشین زایش طفل می‌داند و فراتر از آن هرگز نمی‌اندیشد.

۲. گروه طالبان در سال ۱۹۹۶ در نخستین جلسه رهبری‌اش تحت ریاست ملا عمر در قندهار، بر یک سلسله از تعهدات تاکید داشت که سلب آزادی زنان از اولویت‌های آن بود. طالبان که بدبین به آزادی‌های زنان در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان بودند، فرض خویش دانستند تا از گسترش دامنه آزادی زنان جلوگیری کرده و مانع نفوذ افکار آزادی‌طلبانه زنان به روستا‌های پشتون‌نشین شوند.

۳. در سالیان متمادی، رهبران گروه طالبان حضور زنان در اجتماع و رفتن دختران به مکاتب را به زیردستان‌شان نوعی ترویج فحشا و دین‌گریزی زنان فهمانده و آن‌ها را تشویق به سوزاندن مکتب و هدف‌گیری اجتماعات زنانه کرده‌اند. این در حالی است که گزارش‌های موثق بیرون شده که دختران رهبران این گروه مصروف تحصیل و تعلیم در نهاد‌های معتبر تحصیلی در غرب و شرق هستند.

برای طالبان که فعلاً حاکمیت دوباره را در دست دارند، بازگشایی مکاتب دخترانه یک شکست تلخ تلقی می‌شود. رهبران این گروه حاضر نیستند تا از فریب‌دهی زیردستان‌شان پرده بردارند و برای دوام قدرت خویش درد سر ایجاد کنند. طالبان، نسل بیدار و دانشگاهی را پیوسته سکولار‌های دین‌ستیز تعریف کرده و به تهدید و سرکوب این جریان‌های فکری، ترغیب کرده‌اند.

۴. باید بدانیم که طالبان با اندک تغییر مثبت، دیگر طالب نیست. این گروه، راه متحد ماندن اعضایش را محدودیت‌گرایی، استبداد و افراطی‌گری می‌داند. در صورتی که طالبان حق تحصیل دختران را به رسمیت بشناسند، به فروپاشی نزدیک می‌شوند و آن زمان از سلاح طالب در برابر طالب کار گرفته خواهد شد.

۵. یک تعداد از طالبان در پی تعامل و نزدیکی با جهان هستند که از خط سرخ دنیا برای به رسمیت‌شناسی این گروه نیز درک بهتر دارند؛ اما شماری بزرگ از طالبان تا حد انزوای مطلق حاضر نیستند که به خواسته‌های دنیا در خصوص آزادی زنان، تمکین کنند.

با نگاه به گذشته و امروز طالبان، امیدی به بازگشایی مکاتب دخترانه، خودفریبی‌ای بیش نیست. طالبان در مجبوریت تطبیق افکار قومی و مذهبی قرار داشته، راه ماندن و طولانی ساختن سلطه قدرت را در جلوگیری از آزادی‌های شهروندی، بازگشایی نهاد‌های تعلیمی و تمکین به خواسته‌های اکثریت می‌دانند. آن‌ها استعمال قوه و مجازات آزادی‌خواهان را شیوه خاموش‌سازی مردم انتخاب کرده‌اند.

دکمه بازگشت به بالا