طالب قابل اصلاح نیست

حبیب حمیدزاده

لابی‌گران خارجی و داخلی طالبان، این گروه افراطی و تندرو را متحول شده و تغییر‌یافته تبلیغ کردند و از همین طریق فرصت مذاکره را با ایالت متحده امریکا برای آن‌ها فراهم آوردند که نتیجه مذاکره این گروه با ایالات متحده امریکا فروپاشی نظام جمهوری، آواره‌گی صدها هزار متخصص و کادر و فقر و قحطی در افغانستان شده است. تبلیغات گسترده برای تطهیر این گروه و البته همدلی‌ها و همدردی‌های داخلی و خارجی (پنهان و آشکار) با این گروه، باعث آن شد که طالبان بار دیگر بر کرسی قدرت افغانستان تکیه کنند. اینک برگشت آنان و مدیریت و سیاست‌ورزی هر روزه آنان، فاجعه و جنایت است. کارنامه خونین ۱۰ ماهه این گروه نشان می‌دهد که آن‌ها عقب‌گراتر، متحجرتر و تندخوتر شده‌اند.

طالبان با همان اعتقادات قبیله‌ای و بنیادگرایانه از دین (درست همان‌گونه که در دهه ۹۰ بودند) به قدرت برگشته‌اند. انحصار قدرت، ضدیت با جهان بیرونی، محروم کردن زنان از درس و کار، اجباری کردن مراسم‌ عبادی و مناسک مذهبی، تطبیق شریعت با قرائت بنیادگرایانه و چیزهایی از این‌دست، مواردی است که طالبان در دهه ۹۰ و اکنون عملی و تطبیق کرده‌اند/می‌کنند. بخشی از کشورهای منطقه و جهان به تغییر رویکرد سیاسی، قومی و مذهبی گروه طالبان امید بسته بودند. تصور می‌کردند گروه طالبان طی ۲۰ سال جنگ از تاریخ آموخته‌اند و برای مدیریت افغانستان به شیوه‌های رایج حکومت‌داری متوسل خواهند شد؛ اما برگزاری همایش بزرگی از ملاهای افراطی افغانستان و صدور پیام‌ها و فتواها از آن طریق، نشان‌دهنده این است که این گروه همچنان گرفتار عصبیت مذهبی و قومی شدید است و از آن کوتاه نخواهد آمد. رهبر این گروه به‌وضاحت خاطرنشان کرد که جهان اگر بمب اتم هم به افغانستان پرتاب کند،‌ «امارت اسلامی» از مواضع خویش عقب‌نشینی نخواهد کرد. مواضع طالبان که رهبر این گروه بر حفظ و دوام آن تاکید کرد، تطبیق همان قوانین سخت‌گیرانه شریعت، منع زنان از گشت‌و‌گذار و آموزش، یک‌دست بودن انحصار قدرت و نادیده گرفتن کامل حقوق بشر و آزادی‌های مدنی مردم افغانستان است. این سخن رهبر غایب این گروه، شبیه به اتخاذ تصمیم ملا محمد‌عمر در مورد اسامه بن لادن، رهبر شبکه القاعده در شروع هزاره سوم میلادی است که منجر به فاجعه انسانی در ایالات متحده امریکا شد. در آن زمان هیچ‌گونه فشار و خواست‌ امریکا برای بیرون راندن اسامه بن لادن از افغانستان موثر واقع نشد و سر‌انجام اسامه فاجعه‌بارترین رویداد تروریستی را در خاک امریکا آفرید. اکنون بار دیگر گروه طالبان در ضمن حاکم ساختن شرایط دهه ۹۰ میلادی بر مردم افغانستان، آغوش خویش را به روی تمام گروه‌های اسلام‌گرای منطقه باز کرده است.

لابی‌گران خارجی و داخلی طالب، این گروه را متحول شده تبلیغ می‌کردند؛ ولی توحید پیام‌های طالبان از طریق برگزاری شورای ملاها بسیار واضح بود: طالبان اعلام کردند که ما اهل مدنیت و تغییر نیستیم. پیام صریح و واضح طالبان برای مردم افغانستان و جهان این بود که راهی را که دیگران از آن به نام مدنی‌گری، انتخابات، آزادی زنان، رعایت حقوق بشر و چیزهایی از این‌دست یاد می‌کنند، نه اسلامی می‌دانیم و نه رعایت می‌کنیم. برای همین است که تمام گام‌هایی که طالبان بعد از رسیدن به قدرت برداشته‌اند، قومی،‌ بدوی و غیر‌مدنی بوده است. در مانیفیست این گروه، کلمه و جمله‌ای در مورد آزادی،‌ مدنیت و حقوق بشر وجود ندارد. انتظار جهان و هر کس دیگری که چشم به تغییر و تحول طالب دوخته است، بیهوده و عبث است.

 ما مردمی که وطن‌مان به دست این گروه افتاده، ایمان بیاوریم که نمی‌توانیم در حاکمیت آن‌ها دنیای شایسته نام خویش بسازیم. خوارترین انسان‌ها در حاکمیت‌ این گروه، منادیان تعالی ‌تبار انسان هستند. گروه طالبان اکنون افغانستان را به زاغه کثیف، غیر قابل زنده‌گی و میدان مانورهای جنایت‌کارترین گروه‌های تبدیل کرده است که امور روزانه‌اش با نیرنگ، دروغ و سیاه و سفیدنمایی همه چیز پیش برده می‌شود. بی‌رحمی و خون‌خواری صفت اصلی گروه حاکم  و رفیق‌ها و هم‌پیمان‌های این گروه است.

طالب از انسان افغانستان فقط اطاعات و بیعت محض می‌خواهد. این گروه هر وقتی که واژه‌های مقدسی چون فرهنگ، آزادی بیان، زن، حقوق بشر، دموکراسی و آزادی را می‌شنود، شمشیر از نیام می‌کشد و به زبان آورنده این ارزش‌های بشری را حلال می‌کند.

دکمه بازگشت به بالا