توصیه‌های صحی را جدی بگیریم

مختار احمد رجب‌زاده

در روزهایی که موج سوم کرونا (کووید-۱۹) وارد فضای رسانه‌ای شد، مردم ترس دور اول را نداشتند و همه‌چیز را نادیده می‌گرفتند. این موج به زودی فراگیر شد و کشورهایی را دوباره با بحران مواجه ساخت. از جمله، کشور هندوستان به کمبود آکسیجن و بستر برای مریضان در مراکز صحی مواجه شد. در سوی دیگر، ایران نیز فریاد شیوع موج سوم کرونا را سر داد. ما با جمعی از دوستان در روزهای اول این موج در تهران بودیم. با حضور در آن‌جا تدابیر پیش‌گیرانه را می‌دیدیم و برای چند روز محدود در تهران وضعیت قرمز اعلام و این شهر قرنطینه شد. اینک وزارت صحت عامه افغانستان نیز کارمندان خدمات ملکی که سن‌شان بلندتر از ۵۵ سال است را برای دو هفته رخصت و دروس دانشجویان و دانش‌آموزان ۱۶ ولایت را تعطیل کرده است. اما چرا ما توصیه‌ها را رعایت نمی‌کنیم؟ شهروندان کشور همسایه با داشتن تمام امکانات بهداشتی و اقتصاد پویا، کرونا را جدی گرفته‌اند و به هدایت وزارت بهداشت‌شان عمل می‌کنند.

چیزی که در دور سوم با داشتن تجربه دو دور دیگر برای ما جالب تمام شد، عدم حضور شهروندان ایرانی در مجتمع‌ها و خصوصاً در سطح شهر بود. صبح روز اول قرنطین وقتی از خواب‌گاه‌مان بیرون شدیم، شهر را خالی از مردم دیدیم و تنها موترهایی که از طریق «اپلیکیشن اسنپ» قابل دسترس بود، در شهر به چشم می‌خورد. با آن هم، زمانی که داخل موتر می‌شدیم، دو نفر اجازه ورود داشتند. اطراف راننده با خیمه کوچک پلاستیکی پوشیده شده بود، ضد عفونی‌کننده نیز کنارش بود و اولین تقاضای راننده نیز این بود که ماسک‌تان را استفاده و فاصله را مراعات کنید.

من که هدفم رسیدن به خیابان انقلاب بود تا از آن‌جا چند جلد کتاب مورد ضرورتم را خریداری کنم، با دکان‌های بسته روبه‌رو شدم. مقابل هر دکان یک فرد با تدابیر لازم ایستاده بود و تنها همکاری‌اش این بود که به ما می‌گفت به شکل آنلاین کتاب مورد نظر خویش را خریداری کنید. کارت رهنمایی دکانش را به مراجعه‌کننده‌گان هدیه می‌داد و اگر نزدیک دکان نیمه‌بسته هم می‌شدیم، واکنش جدی نشان می‌داد؛ چون از جریمه شدن توسط پولیس ترس داشت. گذشته از این، رعایت توصیه وزارت بهداشت/صحت‌ توسط مردم به شکل عمومی این ملاحظه را نشان می‌داد که قانون‌گرایی و روحیه همکاری میان دولت و ملت، چقدر به کنترل اوضاع کمک کرده است.

با این حال، می‌خواهم خاطره‌ای را نیز یادآوری کنم: سه تن از دوستانم از من تقاضا کردند که از نانوایی چند قرص نان خریداری کنم. من شرط گذاشتم که بگذارید واکنش مردم و نانوا را در عدم استفاده از ماسک بدانیم. دوستانم به سختی قبول کردند. من در صف با درنظرداشت فاصله تعیین‌شده قرار گرفتم. مردم به صف افزوده می‌شدند. همه با نگاه قهرآلود به سوی من می‌دیدند، گویا دشمنی دیرینه‌ای با من داشته باشند؛ اما سر سخن را باز نمی‌کردند. بعد از ده نفر، نوبت به من رسید. صاحب نانوایی صدا زد: «تا زمانی که ماسک‌تان را در بینی و دهان خویش بسته نکنید»، از نان دادن معذرت می‌خواهد. همه، یک‌صدا از این برخورد توزیع‌کننده نان حمایت کردند و من که نخواستم هویت خویش را افشا کنم، بدون سروصدا برگشتم به قطار و ماسک خود را استفاده کردم تا از اخذ دوباره نان مستفید شوم. این برخوردشان سبب تقویت روحیه‌ام شد تا از آن درس بگیرم. کشورهای دیگر با چنین همکاری جمعی‌ای بر ویروس کرونا غلبه کرده‌اند.

امیدوارم بعد از خواندن این روایت، انگیزه جدیدی برای تان پیدا شود و کرونا (کووید-۱۹) را جدی بگیرید. زیرا کرونا شوخی ندارد. این‌بار جوانان نیز در امان نبوده و افراد، فارغ از سن‌شان به این ویروس آلوده شده‌اند.

 در خانه بمانید و در صورت ضرورت اگر بیرون می‌روید، از ماسک استفاده کنید. فاصله اجتماعی را مراعات و از دست دادن و روبوسی جلوگیری کنید. از جانب دیگر، اگر راننده تکسی هستید برای حفاظت خویش و خانواده محترم‌تان اطراف چوکی خود را با پلاستیک حصار بکشید و در موترتان به صورت هم‌زمان بیش‌تر از دو مسافر را سوار نکنید.

هر کدام ما به بخشی از کارزار مبارز علیه کرونا مبدل شویم.

دکمه بازگشت به بالا