نگاهی به کتاب «فریاد خاموش؛ درد دوری از اصل، ضرورت به رسمیت شناخته شدن زنان اقلیت در دیاسپورا»

ابراهیم داریوش

«دیاسپورا» یا جوامع دور از وطن، به عنوان سرمایه‌های ارزشمند افغانستان در بیرون از مرزها فرصتی هستند که می‌توانند کمک کنند تا جامعه افغانستان را با جهان مدرن پیوند بزنند. کتاب فریاد خاموش، اثر علمی – پژوهشی فریده احمدی انسان‌شناس افغانستانی مقیم ناروی است. نسخه‌های نارویژی، انگلیسی و جاپانی «فریاد خاموش» مورد استقبال خبره‌گان علم انسان‌شناسی و سیاست‌مداران اروپایی قرار گرفته و چندین جایزه نیز از دانشگاه‌های مختلف به آن تفویض گردیده است.

این کتاب که اصل آن به زبان نارویژی نوشته شده است، در حال حاضر به زبان‌های انگلیسی، جاپانی و فارسی نیز برگردان و چاپ گردیده است و به زبان‌های اسپانیایی و آلمانی نیز در شرف ترجمه قرار دارد.

نسخه فارسی کتاب که حجم متوسطی دارد، دارای ۳۲۰ صفحه است و در ۱۰ فصل و یک پی‌گفتار ارائه گردیده که با ویرایش پرتو نادری، توسط انتشارات امیری به چاپ رسیده است.

نویسنده مذکور که خود نارویژی افغانی‌الاصل است در رشته انسان‌شناسی تحصیلات تکمیلی خود را اتمام کرده و در این بخش پژوهش‌های ارزش‌مند دیگری را نیز انجام داده است.

نشر این کتاب در ناروی، جاپان، امریکا و دیگر و جوامع توجه پژوهش‌گران و استادان برجسته علم انسان‌شناسی را جلب کرده است. پروفیسور توماس هیلاند اریکسن، انسان‌شناس مطرح اروپایی که چندین کتاب او در رشته انسان‌شناسی (تاریخ انسان‌شناسی، انسان‌شناسی چیست و انسان‌شناسی فرهنگی) به زبان فارسی نیز ترجمه شده است، این کتاب توجه‌اش را جلب کرده است. او درباره اهمیت این کتاب مقاله‌ای نوشته است که چکیده نوشته‌های آنان نیز در صفحات اول کتاب آورده شده است. علاوه بر آن، این کتاب چندین جایزه را نیز از دانشگاه‌های کشورهای ناروی و جاپان نیز به دست آورده است. این پیش‌آمدی است که برای پژوهش‌گران و اهل فرهنگ ما نیز می‌تواند یک انگیزه و راهنمایی خوبی باشد.

کتاب «فریاد خاموش؛ درد دوری از اصل، ضرورت به رسمیت شناخته شدن زنان اقلیت در دیاسپورا»، یک پژوهش مردم‌شناسانه است که در حدود ۳۰۰ زن عمدتاً مسلمان مهاجر را در کشور ناروی برای مدت تقریباً سه سال مورد مطالعه قرار داده و با آمیزه‌ی قوی عاطفی، درون‌نگرانه و صمیمانه به نگارش درآمده است. جمعیت مورد مطالعه کتاب زنانی هستند که بر اثر جنگ و خشونت‌های برانگیخته شده توسط کشورهای غربی در کشورهای جهان سوم در طی آن‌چه که نویسنده کتاب «جنگ جهانی سوم» در کشورهای جهان سوم، می‌خوانَد مجبور گشتند به کشورهای غربی از جمله ناروی پناهنده شوند.

مسأله‌ای که در آغاز کتاب برای خواننده مشخص می‌شود این است که ناروی از جمله کشورهایی است که در شمال اروپا، به داشتن آغوش همیشه باز بر روی مهاجرین مشهور بوده است، چیزی که در کتاب به «ناروی فراگیرترین جامعه دنیا» تعبیر شده است، علی‌رغم آن جمعیت مهاجر، بخصوص زنان دیاسپورا در آن از دردها و رنج‌های جانکاه مالامال هستند و فریاد خاموش آن‌ها یک مسأله واقعی و عینی فراروی خواننده و جامعه ناروی مطرح می‌گردد.

پاسخی که این کتاب برای پرسش بالا می‌دهد این است که دردهای جان‌کاه جسمی و روانی ناشی از جنگ و خشونت که این زنان دایاسپورا در جوامع اولیه خود داشته‌اند، در ناروی بیش‌تر و شدیدتر گشته است. نویسنده عامل تعیین‌کننده این وضعیت، سیاست کثرت‌گرایی فرهنگی غیر رسمی توسط نهادهای ناروی را می‌داند که زمینه را برای بیش‌ترسازی احساس «دیگر بودن» و بیگانه‌گی نزد شهروندانی که اصالت نارویژی ندارند، فراهم کرده است. زنان مهاجری که از دردها و بیماری‌های جسمی و روانی رنج می‌برند، شیوه برخورد خشک مؤسسات طبی و درمانی، که برای‌شان داروی ضد درد می‌دهند، بدون آن که حاضر باشند به درد دل‌های آنان گوش دهند، یا شرایط‌‌شان را درک کنند، هیچ‌گونه شفا و بهبودی برای‌شان نمی‌بخشد. مراجعات مکرر آن‌ها به طبیب به خاطر همان یک بیماری برای مریض و طبیب هر دو ناگوار و ناامیدکننده است. طبیبان در چنین حالت‌ها بخاطر عدم بهبودی شخص مریض، کلیت فرهنگی و هویت بومی آن را زیر سوال می‌برند. این پیش‌آمدها باعث می‌گردد که زنان مهاجر پای خودشان را از جامعه بزرگ‌تر ناروی جمع کنند و در خودشان بخزند. این فرایند با پوشش روزمره جنگ علیه دهشت و تروریسم توسط رسانه‌ها سرعت بیش‌تر می‌یابد. نتیجه این فرایند دور باطل محروم‌سازی زنان مهاجر، به رسمیت نشناختن فردیت و توان‌مندی‌های آنان و چشم‌پوشی از حقوق و کرامت انسانی‌شان است که نتیجه آن فریادهای خاموش است که کشیده می‌شود.

نویسنده در این کتاب از جهانی‌شدن درد (مطرح‌کننده این مفهوم برای بار اول، پنکج مشرا، نویسنده هندی است)، سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه تمامی جوامع را فراگرفته است و از گونه‌های جدید تبعیض جهانی که افراد اقلیت مهاجر در عقب مفاهیم کلی مانند دین، نژاد و فرهنگ نادیده گرفته می‌شوند. در آخر، راه حل نیز برای عبور از این وضعیت پیشنهاد می‌کند؛ عبور از کثرت‌گرایی رسمی (استراتژی رهبری‌کننده مناسبات میان مهاجران و خارجی‌ها در جوامع غربی) و رفتن به کثرت‌گرایی جهان‌شمول است. ایده‌ی کثرت‌گرایی جهان‌شمول را مردم‌شناس مشهور، توماس هیلاند اریکسن مطرح کرده است، که نویسنده کتاب فریاد خاموش نیز به جای کثرت‌گرایی غیر رسمی به آن دست یازیده است که خود پروفیسور اریکسن نیز در نوشته‌ای که بر این کتاب داشته است این اثر را در جهت غنامندی نظریه‌ی کثرت‌گرایی جهان‌شمول مؤثر بیان کرده است. تاکید بر بنیاد جهانی که استوار بر وجدان جهانی باشد راه‌کار دیگر در این کتاب است. ویژه‌گی‌های یادشده، کتاب مذکور را در ردیف پژوهش‌ها و آثار دست اول رشته انسان‌شناسی قرار می‌دهد که در جهت غنامندی این رشته علمی کمک می‌کند.

علاوه بر آن، از نظر من این کتاب می‌تواند، دشواری‌های مشخص و بی‌مانندی را که زنان مهاجر با آن درگیر هستند از بسی جهات نه تنها با مشکلات و دشواری‌های زنان پناهنده‌ی دیگر بلکه با مشکلات اکثریت زنان نارویژی نیز متفاوت هستند و نباید از دید اجتماعی پوشیده بماند، یک خوراک فکری می‌تواند باشد برای فمینیست‌های پست‌مدرن که به جا است بیش‌تر روی آن، پژوهش و تحلیل صورت بگیرد.

پیتر اروئیک از استادان برجسته انسان‌شناسی در کپنهاگن، می‌گوید؛ یکی از رویکردهای مهم و مثبت فریده احمدی، در نوشتن این کتاب، پل زدن میان بینش افغانی و نارویژی است. که پژوهشگران و دانشمندان ما در این رشته نیز می‌توانند از تجربیات نویسنده و خواندن کتاب در پژوهش‌های‌شان بهره ببرند.

کتاب فریاد خاموش، در ضمن این که از یک نگاه و روش عمیق انسان‌شناسانه برخوردار است، زیر نظر نویسنده آن به یک زبان نسبتاً ساده فارسی دری ترجمه و ویرایش گردیده و در آخر کتاب اصطلاحات و مفاهیم کلیدی آن به شکل واضح تعریف گردیده است که این موضوع، کتاب را برای افراد غیر متخصص نیز قابل فهم ساخته است.

نشر و پخش این کتاب به زبان فارسی، نهادهای اکادمیک، استادان، پژوهش‌گران و دانشجویان علوم انسانی را با اندیشه‌ها و تجربیات ارزش‌مند فریده احمدی آشنا می‌سازد و امیدوارم که مراجع مربوطه بتوانند بهتر از دانش و آثار ایشان بهره ببرند تا در فربه شدن علم انسان‌شناسی افغانستان نیز کمکی شده باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن