توهم کنترل: با توکل زانوی اشتر ببند

یکی از عواملی که بحث تقدیر و توکل را پیچیده‌تر می‌سازد، تنیده‌گی مفهوم اختیار در هر ‌دو است. دین‌داران و دیگران گاهی با رویدادهایی سر می‌خورند که تسلطی بر آن‌ها ندارند و بنابراین از خود می‌پرسند که آیا گره‌گشایی چنین دشواری‌ها را به خدا محول کنند یا خود به اقدامی دست بزنند.

هر‌ روز، ما با مواردی روبه‌رو می‌شویم که در نوار مرزیِ «سلطنتِ تسلط» و «جمهوری بی‌چاره‌گی» ما قرار دارند. معمولاً انسان‌ها نمی‌دانند کدام رویدادها را با چه میکانیزمی مهار کنند، و بدین‌ ترتیب فکر می‌کنند که بر محیط خودشان بیش‌تر از حد واقعی آن کنترل دارند. حتا کسانی که «ان‌شاءالله» را به وفور به کار می‌برند و با آن کار، بی‌چاره‌گی‌شان را در برابر حوادث غیراختیاری اعتراف می‌کنند، اکثراً فکر می‌کنند که می‌توانند پندار خود و کردار اطرافیان‌شان را بیش‌تر از حد واقعی کنترل کنند.

واقعیت اما عکس آن است. با وجودی که ما نسبت به اجداد‌مان بیش‌تر بر طبیعت و خودمان مسلط هستیم، دایره‌ی کنترل ما هنوز هم بسیار تنگ است. مثلاً اگر از شما خواسته شود که کوشش کنید همین لحظه در مورد «سگ سیاه» فکر نکنید، حتماً سگ سیاه خطور می‌کند، و اگر بخواهید در مورد یکی از نزدیکان‌تان که به سفر قاچاقی رفته است تشویش نکنید، حتماً تشویش خواهید کرد.

حس کنترل غیرواقعی بر محیط خبطی است که آن را در سال ۱۹۶۵ جنکین و وارد «توهم کنترل» Control Illusion نامیدند. آن‌ها در آزمایشی از شرکت‌کننده‌گان خواستند تا چراغ برقی را با فشار دادن دکمه‌ای روشن و خاموش کنند، ولی در واقعیت دکمه‌ای که به چراغ وصل بود، زیر انگشتان این دو روان‌شناس قرار داشت. آنان دریافتند که اکثر شرکت‌کننده‌گان فکر می‌کردند اختیار واقعی چراغ زیر انگشتان آن‌ها است، حتا زمانی که فشار دادن دکمه نتیجه‌ی مطلوب نداشت.

دوست هم‌نامی دارم که طرف‌دار سرسخت کرکت پاکستان بود؛ البته پیش از آن که افغانستان تیمی داشته باشد. او در کودکی وقتی مسابقه پاکستان را تماشا می‌کرد و بازی به مرحله‌ی حساس نزدیک می‌شد، چشمانش را می‌بست؛ زیرا به او تلقین شده بود که با این کار می‌تواند تیم پاکستان را کمک کند. والدین نیز فکر می‌کنند که با تشویش کردن، می‌توانند گرفتاری فرزندان‌شان را بکاهند، و اگر تشویش نکنند، بر خلوص محبت خود شک می‌کنند.

مطالعات نشان داده که در قمارخانه‌ها(کاسینوها) زمانی که قمارباز به شماره‌های کلان مانند پنج و شش ضرورت داشته باشد، دانه‌ها را محکم می‌زند، و اگر یک یا دو خواسته باشد، دانه‌ها را آرام لول می‌دهد. این کار غیرمعقول است، زیرا شدت پرتاب دانه‌ها تأثیری بر نتیجه‌ی تصادفی آن‌ها ندارد.

ما دچار توهم کنترل می‌شویم تا بتوانیم خود را از یأس و بی‌چاره‌گی نجات دهیم. حس نداشتن اختیار بر سرنوشت یا محیط، بر ذهن ما سنگین تمام می‌شود. به همین دلیل است که طراحان شهر‌ها دست به کار‌های عجیبی می‌زنند. مثلاً، بسیاری از آسانسورها(لیفت‌ها) با دکمه‌های باز و بسته مزین هستند، ولی فشار دادن این دکمه‌ها بر باز و بسته شدن دروازه‌ها هیچ تأثیری ندارد. منظور طراحان فقط کاهش مشقتِ انتظار است. عین چیز در مورد برخی چراغ‌های عابران سرک‌ها صدق می‌کند. طراحان دروغ می‌گویند و فقط توهم کنترل ما را تغذیه می‌کنند.

خلاصه، انسان‌ها دوست‌دار مهار محیط هستند، ولی بسیار ناتوان‌تر از آنند که فکر می‌کنند. این را نیز باید درک کرد که بسیاری از چیز‌ها در حیطه اختیار و مسئولیت ما قرار دارند. از آن قلمرو نباید بگریزیم، بلکه باید آن را دریابیم و سلطان آن شویم. در تمام مکان‌ها و مسایل دیگر، توکلت علی‌الله.

 

 

جاوید نادر

[email protected]

Comments are closed.