دستان کوچک پرآبله؛ نقش و وضعیت کودکان کار در چرخش اقتصاد بزرگ جهان

بشیرمختار عمری‌

خوشی، خنده، رفاه و آسایش، خواب و خوراک و دل‌خوشی‌های دوره طفولیت، دوره فراموش‌ناشدنی هر انسانی را تشکیل می‌دهد، اما در جهان امروزی صدها هزار طفل (پسر و دختر) هستند که دوره طفولیت ناشادی را از سنین ۹ الی ۱۲ ساله‌گی  آغاز می‌کنند و تا آخر عمر تاثیرات منفی آن در جسم و روح‌شان نقش می‌بندد. دلیل آن مسوولیت جبر اقتصادی‌ـ‌اجتماعی خانواده‌ها بالای اطفال است. ناچاری و جبر اجتماعی جهت برآورده ساختن نیاز‌های مالی‌ـ‌اقتصادی خانواده‌ها، اطفال کارکن را در شرایط دشوار و طاقت‌فرسایی قرار داده است.

دولت‌های مدرن امروزی برخلاف رویه اکثریت حکومت‌های قبلی در قبال شهروندان خود مسوول و مکلف به آماده‌سازی محیط مناسب و سالم برای پرورش و حفاظت از حقوق تمامی اقشار جامعه‌اند. برای نایل آمدن به این مهم،  پیمان، تعهد و میثاق خود را با طرح و تنفیذ قوانین حمایتی و زمینه‌ساز برای اتباع خویش به ضمانت گذاشت‌اند. آماده‌سازی شرایط و بستر مناسب رفاه، آسایش، تغذیه، آموزش و پرورش، محیط سالم زنده‌گی و امکانات رشد و انکشاف جسمی  و ذهنی را می‌توان از تعهدات دول جهان در این خصوص نامید.

آغاز قرن ۲۰ در جهان سرآمد تصامیم و اقدامات بشر در راستای بهبود وضعیت زنده‌گی انسان‌ها برای حمایت از هرنوع حرکت و جنبش هدف‌مند جهت نایل شدن به فضا و شرایط مناسب زنده‌گی برای بشر بود. حمایت از حقوق اطفال و زمینه‌سازی برای تامین شرایط بهتر زنده‌گی برای اطفال کارکن در جهان یکی از موارد قابل بحث و مورد تایید جامعه ملل و سازمان ملل متحد در دو قرن اخیر است.

سازمان جهانی کار (ILO) کار برای اطفال را مشروط به مضر نبودن کار برای صحت و آموزش آن‌ها دانسته است. تعریف و حدود‌بندی یادشده سوال‌برانگیز و غیر‌جامع است. کشورهای جهان در حال حاضر با درنظر‌داشت خاصیت انکشاف‌پذیر و متنوع بودن بازار جهانی کالاهای مصرفی و حس سودجویی بی‌حدوحصر شرکت‌های چندین‌ملیتی جهان سالانه از اطفال (دختر و پسر) قربانی می‌گیرند.

طبق گزارش‌های سالانه صندوق حمایت از اطفال سازمان ملل متحد همین اکنون مصروفیت و اشتغال اضافه‌تر ۱۵۲ میلیون طفل کارکن در مزارع تنباکو، نی‌شکر، قهوه، کیله و برنج در بخش کشاورزی، وضعیت بحرانی و آینده تاریک را برای اطفال کارکن رقم زده است. حضور اطفال کارکن در جهان ۷۲ میلیون در آفریقا و ۶۲ میلیون در آسیا است. وضعیت اطفال در سایر قاره‌ها با متغیرهایی چون ثروت و راهبردهای حمایتی اجتماعی کشورهای جهان ربط مستقیم دارد. به بیان دیگر، در قاره‌های اروپا، امریکا و آسترالیا وضعیت اطفال از نگاه روحی، فقر عاطفی و آزار و اذیت اجتماعی مورد بحث است، نه کار و درآمد آن‌ها.

مفاد حاصل از کار ارزان و پرسود اطفال کارکن در جهان برای شرکت‌های بین‌المللی و چندین‌ملیتی غیر‌قابل تصور است. شرکت‌های چندین‌ملیتی با استخدام اطفال کارکن، به خوبی می‌دانند که اطفال از درک و بحث حقوق و امتیازات دست‌مزد خود ناتوان‌اند و در جریان کار از اضافه‌کاری شکایت نمی‌کنند. می‌فهمند که اطفال کارکن مصارف بهداشتی و حمایتی اضافی طلب نکرده، شرایط استخدام و منفکی آن‌ها آسان و بدون تشریفات و مصارف اداری است. شرکت‌های چندین‌ملیتی از هیچ نوع استثمار و سوءاستفاده از جسم و حق اطفال کارکن در جهان ابا و ترسی ندارند.

استخدام اطفال کارکن توسط شرکت‌های بین‌المللی برای جوامع بشری عواقب وخیم و نتایج اسف‌باری دارد. در آینده‌های نزدیک بشریت با نسلی از انسان‌ها مواجه می‌شوند که قربانیان حرص و طمع و اضافه‌خواهی بشر اند؛ قربانیانی که بهترین ایام طفولیت و مهم‌ترین روزهای زنده‌گی‌شان را با یأس و نا‌امیدی سپری کرده‌اند، سواد و درک کافی ندارند، وجود‌شان پر از عقده و کینه است، مورد حقارت و کم‌بینی اجتماعی قرار گرفته‌اند، درد حق‌تلفی را با روح و تن خود احساس و مزه کرده‌اند. اطفال کارکن حرف‌های ناگفته و دردهای کهنه ناشنیده دارند. چنین نسل بشریت مطرح شدن و دیده شدن را با پرخاش‌گری خونین، مجرم شدن، بی‌رحمی و معتاد شدن به چشم و گوش جهان نعره می‌زنند.

نهادها و انجمن‌های حمایت از کودکان در جهان برای کاهش درصدی کودکان کار مواردی چون اجرای سیاست آموزش اجباری توسط تمامی دولت‌ها، تقویت نهادهای نظارتی دولتی و جریمه نقدی بلند کارفرمایانی که کودکان کار را استثمار می‌کنند، پیشنهاد می‌کنند.

استخدام اطفال کارکن در باندهای تبهکار و قاچاق مواد مخدر، سهم‌گیری و گماشتن اطفال در گروه‌های مسلحانه و استثمار جنسی از دیگر مواردی است که اطفال کارکن با آن مواجه‌اند و همه‌ساله از این اطفال می‌گیرد.

وضعیت اطفال در کشورهای فقیر جهان زجر‌دهنده و مایوس‌کننده است. فقر حاکم در کشورهای فقیر، ساختارهای اداری نابه‌کار، حکومت‌داری ضعیف و پرفساد، بروکراسی پیچیده حکومتی، مسوولان خاین حکومتی، رسوم و عنعنات ناپسند، نبود برنامه‌های راهبردی در خصوص تغییر وضعیت کودکان کار، طرح و تطبیق برنامه‌های غیر‌موثر حمایتی برای اطفال کارکن، بی‌توجهی سیاست‌مداران به وضعیت اطفال کارکن، نبود حس بشر‌دوستانه و عدم ترحم ثروت‌مندان جامعه به وضعیت اطفال کارکن، استثمار و سودجویی بی‌رحم مالکان ثروت از حقوق طفل و ده‌ها مورد دیگر سالانه وضعیت صدها هزار طفل کارکن را در معرض تباهی و بربادی بیش‌تر قرار می‌دهد.

در کشورهای فقیر جهان برنامه‌های موثر برای اطفال کارکن کم‌تر اما روزهای مناسبتی بیش‌تر است. فعالیت موسسات حمایت از حقوق طفل، حیرت‌آور و تمسخرآمیز است. اکثر مسوولان و مدافعان حقوق طفل با برپایی محافل پرمصرف در مجلل‌ترین تالارها، قدرت و صلابت تغییر وضعیت موجود که زنده‌گی را برای اطفال تیره و تار کرده است را ندارند. اطلاعیه‌ها و اعلامیه‌های‌شان مبالغه‌آمیز و غیر‌واقعی است. مصارف اداری و معاشات این‌ها بیش‌تر از مجموع کمک‌هایی است که برای اطفال کارکن می‌کنند.

ادامه وضعیت اسف‌بار اطفال کارکن و سهل‌انگاری و غفلت جوامع بشری در قبال وضعیت آن‌ها، مایه نگرانی و برای نظم و امن جوامع بشری خطرناک است. دولت‌های جهان و سرمایه‌داران چندین‌ملیتی تجارت‌های جهانی هردو مقصر و مسوول وضعیت موجود در قبال اطفال کارکن می‌باشند.

اگر بشریت امروز به بهبود وضعیت زنده‌گی اطفال کارکن، حمایت واقعی و طرح برنامه‌های عقل‌پسند در خصوص اطفال در جهان توجه نکرده و مکتب تأسیس نکنند، سال‌های آینده نه چندان دور باید صدها زندان و جوخه‌های دار را تاسیس کنند و ده‌ها هزار نیروی نظامی و امنیتی را بگمارند تا نظم اجتماعی و رفاه همه‌گانی را محافظت کنند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن