واقعیت «داعش» را با مردم شریک سازید

حمله مرگ‌بار به زندان مرکزی شهر جلال‌آباد مرکز ولایت ننگرهار، مرموز و پیچیده است. این حمله ساعاتی پس از آن صورت گرفت که ریاست عمومی امنیت ملی اعلام کرد ضیاءالرحمان مشهور به اسدالله اورکزی، مسوول عمومی استخبارات شاخه‌ی خراسان گروه داعش در عملیات نیروهای ویژه این ریاست در ولایت ننگرهار کشته شده است. رییس‌جمهور غنی در ماه عقرب سال گذشته در سفری به ننگرهار،‌ پایان کار داعش در شرق کشور به ویژه ننگرهار را به مردم نوید داده بود. در آن زمان طالبان در واکنش به این اظهارات آقای غنی، پایان مانورهای داعش در شرق افغانستان را کار خودشان عنوان کردند، اما از آن تاریخ تا به حال، حملات مرگ‌بار متعددی در گوشه‌وکنار افغانستان به این گروه نسبت داده شده است.

سال گذشته در جریان حضور دونالد ترمپ رییس‌جمهور ایالات متحده در بگرام اعلام شد که داعش در افغانستان نابود شده است. رییس‌جمهور بر حال افغانستان هم گفت که تا سه ماه آینده هیچ اثری از این گروه در افغانستان باقی نمی‌ماند. وزیر دفاع امریکا هم گفت که بیش‌تر نیروی ولایت خراسانِ خلافت داعش نابود شده‌اند و در حال حاضر صرف چند صد مرد مسلح زیر نام داعش در افغانستان فعالیت دارند.

سوال این جا است که چگونه یک گروه شکست خورده، مرموزترین عملیات‌های ممکن را راه‌اندازی می‌کند. واقعیت این است که با وصف حملات متعددی که همواره به داعش نسبت داده شده، مردم افغانستان قدرت نظامی این گروه را تا اکنون جدی نگرفته‌اند، اما ادامه این حملات به ویژه طی ماه‌های گذشته و نسبت دادن آن‌ها به گروه داعش سوال‌های زیادی را خلق کرده است.

در ظاهر،‌ داعش در افغانستان هم‌زمان با چند جبهه درگیر است. حکومت افغانستان و طالبان ظاهراً هر دو دشمن مشترک داعش‌اند. نیروهای بین‌المللی که در حال حاضر در توافق با طالبان به سر می‌برند نیز فرصت بیش‌تری برای مبارزه با داعش پیدا کرده‌اند. کشورهای همسایه افغانستان نیز ادعا می‌کنند که هیچ نوع رابطه استراتژیکی با گروه داعش ایجاد نکرده‌اند. بر خلاف گروه طالبان،‌ داعش از حمایت تسلیحاتی و مالی هیچ یک از کشورهای همسایه افغانستان برخوردار نیست. گروه داعش در میان اقوام مختلف افغانستان نیز نفوذ آن‎‌چنانی ندارد. پس واقعیت این گروه چیست؟ این گروه چگونه توانسته زیربار این همه فشارها، تاب بیاورَد؟ چه کسی گروه داعش را در افغانستان کمک تسلیحاتی می‌کند. منابع مالی داعش در افغانستان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ ادعاهایی که در مورد فعالیت‌های شبکه حقانی و نسبت دادن این فعالیت‌ها به داعش مطرح شده چقدر واقعیت دارد؟ آیا طالبانی که از توافق صلح با ایالات متحده امریکا ناراضی‌اند جذب داعش شده‌اند؟

مردم افغانستان می‌خواهند که به همه این پرسش‌ها پاسخ داده شود. حالا که مسیر گفت‌وگوهای صلح میان حکومت افغانستان و طالبان به پیچ‌های آخر خود نزدیک شده، آیا قدرت‌مندتر شدن این گروه و افزایش حملاتی که به داعشیان نسبت داده می‌شود، سناریوی جدید دوران پساصلح در افغانستان نخواهد بود؟

یکی از نگرانی‌های عمده، رشد سلفی‌گری در مناطقی از شرق و جنوب افغانستان است. باورهای سلفی‌گرایانه بی‌تردید به نفوذ افکار داعشی در میان برخی کتله‌های اجتماعی کمک کرده است. در میان طالبان نیز کسانی با افکار سلفی‌گرایانه حضور داشتند/دارند. این افراد ممکن است که در پی توافق ایالات متحده و طالبان، حملات و عملیات‌های‌شان را تحت نام داعش انجام دهند. بیش‌تر حملات داعش شبیه حملاتی است که طالبان طی ۱۹ سال گذشته انجام داده‌اند. طالبان طی ۱۹ سال اخیر به خوبی روش‌های جنگ غیر مستقیم با حکومت را آموخته‌اند. مثلاً حمله اخیر به زندان ننگرهار شبیه حملاتی است که چندین بار توسط طالبان در زندان‌های بزرگ کشور از جمله زندان قندهار اجرا شده بود. حمله به معبد سیک‌ها شبیه حملات متعددی است که توسط طالبان علیه برخی از تجمّعات طی نزدیک به دو دهه اخیر صورت گرفته است. حمله به مراسم شهید مزاری شبیه حملات طالبان به چند مراسم رسمی از جمله مراسم سالگرد پیروزی مجاهدین در ۸ ثور بود. حکومت افغانستان در جریان مذاکرات صلح باید مسأله داعش را با طالبان روشن سازد. این همه شباهت‌های تاکتیکی از دو حالت خارج نیست. یا طالبان برخی از فعالیت‌های تخریب‌کارانه‌ی‌شان را زیر نام داعش انجام می‌دهند و یا شماری از رهبران و افراد تندروتر طالبان به داعش پیوسته‌اند.

مشخص است که حکومت افغانستان و حامیان بین‌المللی‌اش در تحلیل خودش مبنی بر شکست داعش در کشور دچار اشتباه شده‌اند. اگر داعش واقعاً قدرت‌مندانه در افغانستان حضور داشته باشد، معلوم است که بنیادهای فکری این گروه با تفنگ و بمب از بین نمی‌رود و زمینه‌ها، روابط و مناسبات اجتماعی، ‌شبکه‌ای و مافیایی که سبب به میان آمدن داعش شده بود از بین نرفته است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن