بخش دوم – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

منبع: نیویارکر

نویسنده‌گان: استیو کول و آدم انتوس

مترجم: شوکت‌علی خالقی


در اواخر سال ۲۰۱۱ کرزی بر سر رایان کراکر سفیر ایالات متحده در افغانستان فریاد زد که «تو به من خیانت کردی». اوباما سر‌انجام به کرزی تسلیم شد و بحث‌های جدی در مورد تقسیم قدرت تا اواسط سال ۲۰۱۳ پایان یافت. قبل از این‌که اوباما قدرت را ترک کند، حضور نیروهای امریکایی در افغانستان را که حدود صد هزار نفر بود، به‌شدت کاهش داد؛ اما او هشت هزار و چهارصد سرباز امریکایی را در ماموریتی با مدت نامعلوم، برای حمله بر القاعده و شاخه‌ای از دولت اسلامی و کمک به نیروهای افغان که با طالبان می‌جنگیدند، رها کرد.

در سال ۲۰۱۷، رییس جمهور ترمپ جنرال اچ‌.آر مک ماستر را به‌عنوان مشاور امنیت ملی منصوب کرد. مک ماستر خواستار نیروی هوایی و اطلاعاتی بیش‌تر ایالات متحده برای حمایت از نیروهای افغان و رویکرد سخت‌گیرانه‌تر در قبال پاکستان، حامی تاریخی طالبان، بود. ترمپ با این استراتژی موافقت کرد و به نظر می‌رسید می‌پذیرفت که صلح بین طالبان و جمهوری اسلامی ممکن است قابل دست‌یابی نباشد. ترمپ در ماه آگست گفت‌: «هیچ کس نمی‌داند که آیا این اتفاق خواهد افتاد یا خیر.» او وعده کرد که نیروهای امریکایی تا زمانی که القاعده و دولت اسلامی را شکست ندهند، در افغانستان خواهند ماند. وی گفت: «عواقب خروج سریع هم قابل پیش‌بینی و هم غیر قابل قبول است.»

اما زمانی که این استراتژی نتوانست به‌سرعت جنگ را به نفع ترمپ رقم بزند، او در جست‌وجوی مسیر برای خروج شد (بعدها او شکایت کرد که: «من باید از غریزه‌ام پیروی می‌کردم، نه از جنرال‌هایم!»)

سال بعد ترمپ مک ماستر را برکنار کرد و جان بولتون، محافظه‌کار سرسخت و مفسر فاکس نیوز را که در دولت‌های جمهوری‌خواه قبلی خدمت کرده بود، به‌عنوان مشاور امنیت ملی منصوب کرد. او هم‌چنان مایک پمپیو، رییس سی‌آی‌ای را به‌عنوان وزیر خارجه برگزید. در تابستان ۲۰۱۸ پمپیو با خلیل‌زاد که در ماه سپتامبر فرستاده ویژه دولت [امریکا] در امور صلح تعیین شد، مشورت کرد. چارلز کوپرمن، یکی از مشاوران ارشد بولتون، گفت: «تصور می‌شد که هیچ کس وضعیت و بازیگران افغانستان را بهتر از خلیل‌زاد نمی‌شناسد.» هم‌چنان «نامزدهای زیاد وجود نداشت». به یکی از دیپلمات‌های ستاد خلیل‌زاد گفته شد که ترمپ می‌خواهد تا شش ماه دیگر افغانستان را ترک کند، اما شاید بتوان او را متقاعد کرد که تا نه ماه صبر کند.

خلیل‌زاد کمی بیش از شش فت قد دارد و لبخند زیرکانه و پرمعنای یک فروشنده زبر‌دست را دارد. الیوت ابرام، همکار خلیل‌زاد در اداره بوش، گفت: «خلیل‌زاد بی‌نهایت دوست‌داشتنی است، خوش‌مشرب و همیشه خوش‌طبع.» مقام‌های دیگر او را گریزان می‌دانستند، به‌ویژه زمانی که درگیر دیپلماسی پیچیده بود. کراکر گفت: «در سخن گفتن هیچ کم‌و‌کاستی ندارد، اما مشکل است که بفهمم او دقیقاً در‌باره چه چیزی و چرا صحبت می‌کند.» وی اضافه کرد که باری خلیل‌زاد وی را به یاد ضرب‌المثل عربی از فریا استارک می‌اندازد: «این‌که حقیقت را بدانید و از آن سخن بگویید خوب است، اما بهتر است که حقیقت را بدانید و از درختان نخل صحبت کنید.»

به گفته بولتون، ترمپ یک بار در مورد خلیل‌زاد اظهار نظر کرد. «ترمپ گفت من شنیده‌ام که او یک کلاه‌بردار است، اگر‌چه برای این کار به یک کلاه‌بردار نیاز است.» خلیل‌زاد با استناد به یک ضرب‌المثل که اغلب به هری ترومن نسبت داده می‌شود، چنین توهین را پاسخ داد: «اگر در واشنگتن یک دوست می‌خواهی، یک سگ بگیر.»

در اکتبر ۲۰۱۸ خلیل‌زاد به کابل رفت و در محوطه ارگ ریاست جمهوری که هشتاد‌و‌سه جریب زمین وسعت دارد، با اشرف غنی ملاقات کرد. آن‌ها نزدیک به پنجاه سال است که هم‌دیگر را می‌شناسند. به‌عنوان نوجوانان کابل در اواخر دهه ۱۹۶۰ در یک برنامه آموزشی به امریکا رفتند (غنی به اورگان و خلیل‌زاد به کالفرنیا رفت). در طول سال‌ها، به گفته دیپلمات‌های امریکا روابط آن‌ها شبیه به رقابت خواهر و برادر بود. زمانی که غنی در سال ۲۰۱۴ نامزد ریاست جمهوری شد، نشانه‌هایی مبنی بر این‌که خلیل‌زاد در حال بررسی نامزدی ریاست جمهوری خود باشد را مهار کرد، اما خلیل‌زاد آن را انکار کرد. در جلسات به دری و انگلیسی شوخی می‌کردند. در هر خلوت هرکدام متقاعد به نظر می‌رسید که دیگری از منیت و جاه‌طلبی بیش از حد رنج می‌برد.

غنی زمانی یک پلان‌گذار در بانک جهانی و یک امریکایی بود. پس از سقوط طالبان، او به افغانستان بازگشت و در آن‌جا به‌عنوان وزیر مالیه حامد کرزی خدمت کرد. وی در سال ۲۰۰۴ دولت را ترک کرد و پنج سال بعد، پس از انصراف از تابعیت امریکایی، برای ریاست جمهوری در برابر کرزی نامزد شد و شکست خورد. زمانی که کرزی برای یک دوره دیگر واجد شرایط نبود، در سال ۲۰۱۴، غنی دوباره نامزد شد و در انتخاباتی که با اتهامات تقلب همراه بود، عبدالله عبدالله، وزیر خارجه پیشین را به‌سختی شکست داد. پس از مذاکرات، عبدالله رییس اجراییه دولت شد.

غنی دکترای مردم‌شناسی از دانشگاه کلمبیا دارد و گاه به نظر می‌رسید با دوران ریاست جمهوری طوری برخورد می‌کند که گویی دوران تحصیلات تکمیلی است. میان دو اقامتگاه خود در کابل وی یک کتابخانه شخصی در حدود هفت هزار جلد کتاب داشت و در طول جلسات اغلب به ادبیات اکادمیک مراجعه می‌کرد. او به دنبال توانمند‌سازی کسانی بود که از آن‌ها به‌عنوان «ذی‌نفعان» افغانستان یاد می‌کرد؛ مانند فعالان حقوق بشر، علمای اسلامی، کمپنی‌های مطبوعاتی و تجارت. او مدیریت دوران جنگ را به تکنوکرات‌هایی که دارای مدرک تحصیلی از دانشگاه‌های خارج بودند، سپرد و سیاست‌مداران و قدرت‌مندان سنتی افغان را که به نظر او کشور را به ویرانی کشانده بودند، کنار زد. دیپلمات‌ها و فرماندهان نظامی امریکایی مدام غنی را تحت فشار قرار می‌دادند تا با کرزی، عبدالله و چهره‌هایی مانند عبدالرشید دوستم که نیروی مسلح و سابقه نقض حقوق بشر داشت، هم‌سو شود؛ زیرا بیش‌تر قدرت مخالفان نظامی طالبان در اختیار چنین افراد بود و به‌سختی می‌توان فهمید که غنی چگونه می‌توانست بدون آن‌ها به توافق برسد.

جیمز کانینگهام که در دوره اول ریاست جمهوری غنی به‌عنوان سفیر ایالات متحده در کابل خدمت می‌کرد، گفت: «او یک سیاست‌مدار خوب نیست. چیز‌های زیادی وجود دارد که من در مورد او تحسین می‌کنم، اما او نتوانست مهارت‌های سیاسی لازم برای ایجاد ایتلاف و مشارکت با افرادی که با او مخالف بودند را بیابد.»

در دیدار اولیه‌اش با خلیل‌زاد، غنی در قصر ریاست جمهوری یک پاورپاینت طولانی را در‌باره موانع صلح ارایه کرد. او تصور می‌کرد که جمهوری اسلامی و ایالات متحده با‌هم مذاکره کنند و در مقابل طالبان بنشینند؛ ایده‌ای که خلیل‌زاد آن را آشکارا غیر‌واقعی می‌دانست.

برای نزدیک به یک دهه، طالبان اصرار داشتند که می‌خواهند فقط با ایالات متحده گفت‌وگو کنند تا خروج نیروهای ناتو را که آن‌ها به‌عنوان یک نیروی اشغالگر می‌دانستند، تضمین کنند. خلیل‌زاد و بسیاری دیگر از دیپلمات‌ها به این باور بودند که مذاکرات صلح بین حکومت غنی و طالبان پس از موافقت ایالات متحده برای خروج و متعهد شدن طالبان در ازای شرکت در چنین گفت‌وگوهایی، ممکن است.

خلیل‌زاد پس از این دیدار به پاکستان رفت و در آن‌جا با رهبران چریک‌ها دیدار کرد. زمانی که غنی از این ملاقات اطلاع یافت، خشمش فوران کرد. غنی به داشتن خلق‌و‌خوی تند معروف است. یاسین ضیا، جنرال چهار‌ستاره افغان که در سال ۲۰۲۰ به‌عنوان رییس ستاد ارتش منصوب شد، به یاد می‌آورد: «او احساساتی می‌شد و شروع به فریاد می‌کرد.» «در جنگ این نوع رفتار به شما کمک نمی‌کند.»

دیپلمات‌های امریکایی گاه این نوع تند‌مزاجی را خشم ساخته‌گی می‌دانستند که برای کند کردن هر گونه مذاکراتی که ممکن است اقتدار غنی را تضعیف کند، طراحی می‌شد. بی‌اعتمادی متقابل میان خلیل‌زاد و غنی، روابط ایالات متحده و افغانستان را برای سه سال آینده شکل داد و آن را مخدوش کرد.

ایالات متحده و طالبان مذاکرات رسمی را در ۲۲ جنوری ۲۰۱۹ آغاز کردند. شرکت‌کننده‌گان در دوحه، پایتخت قطر، در برج استوانه‌ای که وزارت امور خارجه قطر در آن جای دارد، ملاقات کردند. خلیل‌زاد رهبری هیات امریکایی و عباس استانکزی، دیپلماتی که در سال ۲۰۱۱ برای مدت کوتاهی در مذاکرات با مذاکره‌کنندگان دولت اوباما شرکت کرد، رهبر تیم مذاکره‌کننده طالبان بود. استانکزی در بیانیه افتتاحیه گفت: «جنگ خیلی طولانی شده است و ما میلیون‌ها لیتر خون ریخته‌ایم. ما خواهان صلح از طریق مذاکره هستیم.»

عبدالله امینی، مشاور کهنه‌کار فرماندهان نظامی ایالات متحده در کابل، که بسیاری از بسته‌گان خود را در جریان درگیری طولانی از دست داده بود، هنگام برگردان سخنان استانکزی برای هیات امریکایی، بلند گریه کرد.

خلیل‌زاد توافقی را در نظر گرفته بود که شامل چهار بخش بود: خروج امریکا از افغانستان؛ طالبان تضمین خواهند کرد که القاعده، دولت اسلامی و سایر گروه‌های تروریستی علیه ایالات متحده عمل نکنند؛ طالبان و جمهوری اسلامی در مورد توافق‌نامه تقسیم قدرت مذاکره خواهند کرد؛ و آتش‌بس. این چهار بخش به یک‌دیگر وابسته بود – یا همان‌طور که خلیل‌زاد اغلب می‌گوید: «تا زمانی که در مورد همه چیز توافق نشود، در مورد هیچ چیز توافق نمی‌شود.»

در ابتدا هردو طرف متواضع بودند. خلیل‌زاد با اشاره به نیروهای امریکایی گفت: «تا پایان اپریل می‌توانیم نیمی از آن‌ها را خارج کنیم.» استانکزی به همان اندازه سریع در مورد مبارزه با تروریسم تضمین داد: «ما تضمین خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد که القاعده به شما حمله کند.» اما زمانی که خلیل‌زاد پیشنهاد آتش‌بس سراسری و مذاکرات تقسیم قدرت میان طالبان و کابل را داد، استانکزی طفره رفت. او گفت: «ما درک می‌کنیم که نمی‌توانیم به تنهایی بر افغانستان حکومت کنیم و برای دست‌یابی به یک توافق سیاسی از طریق مذاکره به کمک نیاز داریم.» اما او ابتدا خواستار توافقی بود که خروج نیروهای امریکایی را در ازای وعده‌های ضد تروریسم طالبان، تصویب کند.

روزها رفت‌و‌آمد می‌کردند. خلیل‌زاد در آخرین جلسه گفت: «واشنگتن بر آتش‌بس جامع اصرار دارد.» در نهایت نماینده‌گان طالبان گفتند که اگر ایالات متحده متعهد به عقب‌نشینی شود، حمله بر نیروهای امریکایی و متحدانش، ناتو، را متوقف خواهند کرد، اما جنگ طالبان برای سرنگونی حکومت غنی ادامه خواهد داشت. طالبان آتش‌بس با کابل را تنها به‌عنوان یک دستور کار در مذاکرات آتی میان طرف‌های افغان در نظر خواهند گرفت.

این دور از خواست مذاکره‌کننده‌گان امریکایی بود. نیروهای امریکایی قسماً برای دفاع از جمهوری اسلامی در برابر دشمنان مسلح آن تحت نام «ماموریت قاطع» حضور داشتند. فرماندهان امریکایی به این باور بودند که ترک جنگ بدون توافق سیاسی میان افغان‌ها و آتش‌بس پایدار هم خطرناک و هم شرم‌آور است؛ اما خلیل‌زاد نگران بود که رویکرد سخت‌گیرانه مذاکرات را متوقف می‌کند و ترمپ را تشویق می‌کرد که جمهوری اسلامی را حتا خیلی ناگهانی ترک کند. او پیشنهاد کرد که بعداً به مذاکره برگردد.

ادامه دارد…


بخش اول – اسرار شکست دیپلماتیک امریکا در افغانستان

دکمه بازگشت به بالا