دور دوم مذاکرات صلح؛ بحث و تصمیم در مورد آینده جمهوریت و امارت

حبیب حمیدزاده

قرار است، امروز هیأت مذاکره‌کننده دولت به قطر برود و این‌گونه دور دوم مذاکرات صلح حکومت با طالبان آغاز شود. دور دوم مذاکرات صلح در حالی شروع می‌شود که جنگ علیه نیروهای دولتی و ترور افراد رسانه‌ای و مطرح افغانستان شدت یافته است. اگرچه طالبان مسوولیت ترورهای هدف‌مند در ماه‌ها و هفته‌های اخیر را بر عهده نگرفته‌اند، اما هفته گذشته رییس امنیت ملی کشور اعلام کرد که در سال جاری حدود ۱۸۰۰۰ هزار و ۲۰۰ حمله در سراسر افغانستان انجام یافته است که ۹۹ درصد آن را طالبان سازمان‌دهی کرده‌اند. به گفته مقامات امنیتی کشور، از این میان سه هزار و ۶۰۰ تن در پیوند به حملات تروریستی بازداشت شده که ۲۷۰ تن آنان در ترورهای هدف‌مند و هفت تن در سازمان‌دهی حملات انتحاری نقش داشته‌اند. به باور مقامات امنیتی، تمامی ترورهای هدف‌مند و حملات را طالبان به منظور کسب امتیاز در مذاکرات صلح و در نهایت در آینده افغانستان انجام داده‌اند. مقامات امنیتی معتقدند که طالبان در جنگ با نیروهای امنیتی ناتوان شده و برای همین به ترورهای هدف‌مند روی آورده‌اند. هرچه است طالبان حکومت را در موقعیت بد و زیر فشار افکار عامه قرار داده‌اند. دوام این وضعیت که بی‌گمان محصول خراب‌کاری طالبان است، حکومت را در نظر مردم بدنام‌تر و بی‌اعتبارتر از حالت کنونی‌اش خواهد کرد.

انتظار می‌رود که دور دوم مذاکرات صلح روی مباحث اصلی متمرکز شود و مسایلی چون چگونه‌گی نظام، جایگاه طالبان، حکومت برحال کابل و تقسیم قدرت مورد بحث قرار گیرد. اما از همین حالا روشن است که حکومت و طالبان بر دو روایت از بنیاد متفاوت تأکید خواهند کرد که این به معنای بن‌بست در مذاکرات صلح است. حکومت بر حفظ دست‌آوردهای بیست سال پسین اصرار خواهد کرد؛ اما طالبان به برقراری نظم جدید اسلامی تأکید دارند که در این نظم اسلامی احتمالاً بخش عظیمی از ارزش‌های دموکراتیک و جاافتاده در جامعه از میان برداشته خواهد شد. طالبان هم‌زمانی که با هیأت مذاکره‌کننده حکومت مصروف گفت‌وگو ‌اند، در میادین جنگ مصروف نبرد با نیروهای دولتی هستند و در شهرهای بزرگ کشور دست به ترورهای هدف‌مند می‌زنند. این برنامه‌ها، به گونه‌ای نشان می‌دهد که طالبان به نتیجه قابل قبول از مذاکرات صلح دوحه معتقد نیستند و راه حل را هم‌چنان غلبه نظامی و سلطه مطلق در سراسر افغانستان می‌دانند.

نظریات حکومت، جامعه مدنی، رسانه‌ها و نهادهای دموکراتیک فعال در کشور در مورد چگونه‌گی صلح و آینده افغانستان این است: همه بدون شک خواهان یک نظام مردم‌سالار و دموکراتیک اند که در آن هیچ صدایی و فریادی خفه و نادیده گرفته نشود و امور مملکت بر اساس آرای مردم پیش برده شود. این روایت حکومت و نهادهای دموکراتیک موجود در کابل است. اما طالبان همیشه به برقرارکردن «نظام اسلامی» تأکید کرده‌اند و منظور شان از نظام اسلامی هیچ‌گاه مفصل و روشن توضیح داده نشده است. زیرا روایت‌ها و قرائت‌های متفاوت و مختلف از اسلام در جوامع مطرح است. احتمالاً طالبان در دور دوم مذاکرات صلح به طور روشن‌تر در مورد چگونه‌گی نظام سیاسی پس از منازعه و جنگ جاری، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان و دیگر ارزش‌های دموکراتیک صحبت خواهند کرد.

عدم هماهنگی و نبود توافق نظر بر سر آجندای جمهوریت در مذاکرات صلح نیز اهداف جمهوریت را تهدید می‌کند. در چند روز گذشته، هیأت مذاکره‌کننده از جانب دولت افغانستان، عدم انسجام در صف جمهوریت را در برابر طالبان مطرح کردند. بعضی از اعضای هیأت مذاکره‌کننده، راه حل را حکومت موقت می‌دانند که این خلاف خواست جمهوریت است. از همین حالا نشانه‌های اختلاف نظر و سرانجام فروپاشی صف جمهوریت دیده می‌شود. جدا از اختلاف هیأت مذاکره‌کننده، شخصت‌های بزرگ سیاسی نیز همراه و همگام حکومت در روند صلح نیستند. تمام این‌ها در ضعیف‌ساختن حکومت در برابر طالبان در آینده کمک خواهند کرد.

در جریان مذاکرات دور نخست هیأت دولت با هیأت طالبان، کابل و حکومت زیر فشار شدید قرار گرفت. تشدید حملات و ترورهای هدف‌مند، تاکتیک‌های بود که طالبان به منظوز تسلیم‌شدن حکومت به خواست‌های‌شان به کار بستند. زیرا حکومت هنوز به هیچ یک از خواست‌های طالبان موافقت نشان نداده است و این گروه برای قبولاندن خواست‌هایش بر حکومت به حمله، ترور و ایجاد ترس روی آورده است. طالبان هرچند مسوولیت حملات و ترورهای اخیر بالای فعالان رسانه‌ای و چهره‌های سیاسی را بر عهده نمی‌گیرند، ولی منطق نیروهای امنیتی این است که هیچ گروه دیگری در افغانستان قادر به انجام چنین حملات و ترورها نیست. متین بیک، عضو هیأت مذاکره‌کننده صلح دولت افغانستان در گفت‌و‌گو با روزنامه ۸صبح، ترورهای هدف‌مند روزهای پسین را کار سازمان استخباراتی یکی از کشورهای همسایه می‌داند. این به آن معنا است که بخشی از جنگ‌جویان طالبان از کنترل رهبری این گروه خارج و عملاً سربازهای نیابتی پاکستان در میادین جنگ‌اند.

تاکنون هرچه اتفاق افتاده، علیه جمهوریت بوده است. زیرا پشتیبانان اصلی جمهوریت معتقد به آوردن نظم جدید از طریق به تفاهم‌رسیدن کابل با گروه طالبان اند که این امر بدون از دست‌دادن بخشی از امتیازات جمهوریت امکان‌پذیر نیست. غنی یا به خواست طالبان و هیأت مذاکره‌کننده تن به حکومت موقت بدهد، یا با آرایش جدید در برابر طالبان بایستد و این گروه را وادار به عقب‌نشینی در مورد تغییر نظام کند. چون حوادث یک سال اخیر نشان می‌دهد که زمستان سرد جمهوریت غنی رو به پایان است. ما و کشور مان در آستانه بهشت و دوزخ قرار داریم و با ترس و شک، در مسیری پیش می‌رویم که نهایت آن نامعلوم است. نمی‌دانیم تاریخ برای ما کدام یکی را در نظر خواهد گرفت. ولی می‌دانیم که رشته‌ای از حوادث احتمالی، فردای کشور ما را در مسیر بهشت یا دوزخ قرار خواهد داد. حالا دو چیز متصور است: طلوع جمهوریت آمیخته با امارت و قومیت، یا امارت قومی محض. تحقق هرکدامی از این‌ها بسته‌گی به عمل‌کرد جمهوریت و حامیان آن دارد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن