ابزار امتیازگیری یا مشکل فرهنگی؛ چرا مکاتب دخترانه هنوز بسته است؟

از مسدود شدن مکتب‌های دخترانه در کشور حدود یک ‌سال می‌گذرد. طالبان در آغازین روزهای سلطه‌شان بر کابل دستور دادند که مکتب‌های دخترانه تا اطلاع ثانوی مسدود باشد. اکنون که یک‌ سال از آن اطلاع ثانوی می‌گذرد، هنوز مکتب‌ها به روی دختران باز نشده است. طالبان در این مدت زیر فشار افکار عامه و جامعه جهانی به هربهانه‌ای توسل جسته‌اند؛ از تغییر لباس دانش‌آموزان دختر تا تغییر نصاب آموزشی در مطابقت با « قوانین شرعی و سنتی افغانستان». در تازه‌ترین مورد وزیر معارف این گروه گفته که مکتب‌های دختران به علت‌های فرهنگی بسته شده است؛ اما معین این وزارت، عدم بازگشایی مکتب‌های دختران را برخاسته از مشکلات در نصاب آموزشی دانسته است.

نورالله منیر، سرپرست وزارت معارف طالبان، روز دوشنبه، ۱۷ اسد، در صحبت با طلوع‌نیوز گفته است: «مردم با تعلیم دختران نه، بلکه با بیرون شدن دختران‌شان از خانه حساسیت دارند و فرهنگ افغانان در این قسمت سخت حساس است.» این مقام طالبان افزوده است که آنان تلاش می‌کنند درباره چگونه‌گی رفتن دختران به مکتب با مردم افغانستان به یک توافق برسند.

در همین حال، سیداحمد شهیدخیل، معین منابع بشری وزارت معارف طالبان، گفته است که بسته ماندن مکتب‌های دخترانه برخاسته از مشکلاتی در نصاب آموزشی است. به گفته او، این گروه روی نصاب آموزشی کار می‌کنند و پس از آوردن تغییرات در نصاب آموزشی، مکتب‌های دخترانه باز خواهد شد. این در حالی است که پیش از این طالبان مسدود بودن مکتب‌های دخترانه را منوط به اصلاح لباس دختران و معلمان در کشور عنوان کرده بودند.

با این حال، دکتر محمدامین احمدی، پژوهشگر امور دینی و عضو هیأت مذاکره‌کننده صلح دولت پیشین، در صحبت با روزنامه ۸صبح، توجیهات نورالله منیر، سرپرست وزارت معارف طالبان را «توهین‌آمیز» و بی‌احترامی به شعور مردم افغانستان و جهان می‌داند.

به گفته آقای احمدی، ادعای وجود مشکل فرهنگی بر سر راه کسب آموزش دختران از سوی مردم افغانستان واقعیت ندارد؛ چون تجربه ۲۰ سال گذشته نشان می‌دهد که مردم بدون اجبار دختران‌شان را در بیشتر مناطق کشور به مکتب می‌فرستادند. به باور این پژوهشگر دینی، اگر تعدادی اندکی از سران قبایل مخالف آموزش دختران باشند، حق ندارند راجع به دختران مردم در سراسر کشور تصمیم بگیرند. زیرا به گفته او، از نگاه شرعی و عرفی طالبان قیم و ولی دختران بالغ و نابالغ مردم نیستند و نمی‌توانند به جای پدران و مادران دختران درباره آنان تصمیم بگیرند.

آقای احمدی می‌افزاید که اگر مشکل فرهنگی در میان سران بعضی از مناطق وجود داشته باشد مرجع قراردادن دیدگاه آنان برای تصمیم‌گیری در مورد کل مناطق یک نوع دیدگاه تبعیض‌آمیز و قوم‌گرایانه به حساب می‌آید. به گفته او، اگر در جایی مشکل فرهنگی وجود داشته باشد، اصولاً با دخالت دادن دیدگاه همان مردم در مدیریت مکاتب در همان مناطق قابل حل است؛ نه این‌که دختران سایر مناطق را از کسب آموزش و ادامه تحصیل محروم کنیم.

این پژوهشگر دینی تصریح می‌کند که طالبان مدعی‌اند که شریعت مرجع نهایی آنان است. به گفته او «اگر تحصیل دختران مانع شرعی نداشته باشد که ندارد، پس چگونه می‌توان با استناد به فرهنگ قبیله‌ای مناطق محدود، حق شرعی دختران را سلب کرد؟»

آقای احمدی دسترسی دختران به تحصیل را یک حق غیرقابل سلب می‌داند و تأکید می‌کند: «هر حکومتی موظف است زمینه دسترسی به این حق را فراهم کند و لذا حکومت‌های افغانستان در ۱۰۰ سال گذشته می‌کوشیدند زمینه تحصیل دختران را فراهم کنند و تلاش می‌کردند در مذاکره با مردم هر منطقه، مشکلات فرهنگی را برطرف کنند؛ اما اداره طالبان کاملاً برعکس عمل می‌کند. تا جایی که قاضی‌القضات طالبان غیرت افغانی و قبیله‌ای را علیه تحصیل دختران تحریک می‌کند. لذا این اظهارات تبعیض‌آمیز، قبیله‌ای، قوم‌گرایانه و توهین به شعور آدمی است.»

دکتر بشیراحمد انصاری، نویسنده و پژوهشگر امور دینی نیز در صحبت با روزنامه ۸صبح، تغییر دیدگاه طالبان را درمورد بسته ماندن مکتب‌های دخترانه از مسأله دینی به فرهنگی، به سفر هیأت علمای پاکستان به ریاست تقی عثمانی نسبت می‌دهد. آقای انصاری می‌افزاید که احتمال می‌رود آمدن تقی عثمانی به کابل در تغییر این مسأله نقش داشته باشد. به گفته او ممکن است آنان این مسأله را از دینی بودن به فرهنگی بودن برای طالبان تغییر داده باشند، چون تنزل از یک امر فرهنگی نسبت به یک امر دینی در جامعه ما آسان‌تر است. ایشان از طالبان می‌پرسد که ایشان چرا پیش از این، بسته بودن مکتب‌های دخترانه را به دین پیوند می‌دادند؟

آقای انصاری همچنان می‌گوید: «مسأله دیگر این است که کشورهایی که به نحوی با طالبان همسو هستند، ولی در ظاهر به‌خاطر فشار افکار عمومی، فشار ضمیر انسانی و وجدان بشری در تمام دنیا، جرأت اعلام موقف رسمی این همسویی را ندارند، کوشش می‌کنند که قباحت طالبان را تا سطح مسأله مکتب‌های دخترانه تقلیل دهند و نشان بدهند که طالب‌ها مشکلی دیگر ندارند، تنها مشکل‌شان مکتب‌های دخترانه است. اگر حل شود، دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت.»

این پژوهشگر دینی می‌گوید که طالبان به این مسأله واقف بوده و از همین لحاظ بر سر بستن مکاتب دخترانه یک روز با حجت دینی و روز دیگر با حجت فرهنگی پا می فشارند تا به رسمیت شناخته شوند.

آقای انصاری تصریح می‌کند: «طالبان در دور نخست نیز ملت را سرکوب می‌کردند، مواد مخدر را ترویج می‌کردند، در استدیوم‌ها مردم را اعدام می‌کردند و باز به دنیا می‌گفتند که برای ما کمک کنید تا این جنایت ها را انجام ندهیم. شواهد زیادی در این زمینه وجود دارد. فعلاً هم به جهان می‌گویند که اگر شما ما را به رسمیت بشناسید ما حاضریم رویه انسانی‌تری را پیشه کنیم.»

این پژوهشگر امور دینی، خواست و رفتار طالبان در قبال سرنوشت دخترانه را شرم‌آور می‌خواند و می‌افزاید: «این واقعاً خیلی شرم‌آور است. در تاریخ روابط سیاسی دنیا چنین چیزی را نه خوانده‌ام، نه شنیده‌ام و نه دیده‌ام که گروهی پا در حلقوم مظلوم‌ترین گروه‌های اجتماعی جامعه بگذارد و از دنیا بخواهد برای این‌که از چنین جنایتی دست بردارد، باید به ایشان باج داده شود.»

برخی دیگر از نویسنده‌گان کشور نیز این اظهارات مسوولان وزارت معارف طالبان را سوءاستفاده از دین و اقدامات سرکوب‌گرانه قومی می‌دانند. عبدالکبیر ستوده، یکی از نویسنده‌گان کشور می‌گوید: «طالبان از همه چیز سوءاستفاده می‌کنند حتا از دین. آن‌ها می‌گویند که زنان در اسلام حق کسب آموزش را دارند، اما این‌که چه نوع آموزش و تا کدام حد، اسلام چیزی نگفته است. طالبان می‌گویند که همان علوم ضروری دینی که در مسجدهای محله یاد می‌گیرند، کافی است. افزون بر این طالب‌ها باور دارند که مکتب‌ها بیشتر جای چشم‌پاره‌گی دختران است تا جای درس دینی.»

آقای ستوده همچنان می‌افزاید که طالبان اهداف سرکوب‌گرانه قومی دارند. به گفته او، محرومیت دختران از آموزش و تحصیل یکی از ابزارهای سرکوب قومی است که طالبان از این طریق می‌خواهند بخش بزرگی از نیروی انسانی جامعه را کنترل کنند.

به گفته این نویسنده، یکی از اهداف طالبان کنترل سخت جامعه است که زنان هدف نخست در این راه می‌باشند؛ چون به باور ایشان اکثر مردان افغانستان نسبت به زنان و حقوق آنان، حساسیت چندانی ندارند و فکر می‌کنند که با این شیوه، ناموس‌داری بهتری صورت می‌گیرد.

آقای ستوده می‌افزاید که طالبان برای به رسمیت شناخته شدن‌شان، از هر ابزاری کار می‌گیرند و به گفته او، یکی از ابزارهای خوب‌شان بسته بودن مکتب‌های دخترانه است. او تصریح می‌کند که طالبان می‌دانند، جامعه جهانی نسبت به سرنوشت دختران بی‌تفاوت نمی‌مانند.

از سوی دیگر، حشمت‌الله رادفر، روزنامه‌نگار و مشاور شورای عالی مصالحه حکومت پیشین، می‌گوید که سواد، نوع نگاه، شعور و آگاهی‌ای را که طالبان در نقش مقامات عالی‌رتبه معارف افغانستان تبارز می‌دهند به طرز «وحشت‌ناکی عقب‌مانده و محدودیت‌آفرین» است. به گفته او، بخش بزرگی از مقامات تصمیم‌گیرنده و تاثیرگذار نظام معارف طالبان باورهای مشابه با وزیرشان را دارند.

آقای رادفر در مورد سخنان وزیر معارف این گروه می‌گوید: «ایشان درست می‌گویند. مشکل فرهنگی است و به علت‌های فرهنگی وابسته است. مشکل در فرهنگ خود آنان است به‌عنوان یک جریان حاکم و در نوع بینش ایدیولوژی عقب‌مانده و واپس‌گرای خودشان است، نه این‌که کل مردم افغانستان مشکل فرهنگی داشته باشند.»

در همین حال شماری از دختران معترض که از یک‌سال به ‌این سو به اشکال مختلف علیه سیاست‌های «حذف‌گرایانه» طالبان اعتراض کرده‌اند، سخنان تازه مسوولان وزارت معارف طالبان را توهین به شعور زنان و فرهنگ مردم افغانستان می‌دانند و تأکید می‌کنند که این گروه برای آوردن فشار بر جامعه جهانی از زنان به‌عنوان ابزار فشار استفاده می‌کنند.

زینب (مستعار) که بیش از پنج بار علیه طالبان برای به رسمیت شناختن حق زنان اعتراض کرده، در صحبت با روزنامه ۸صبح می‌گوید که این گروه برای رسیدن به اهداف «سیاسی و قومی» خود از هیچ «بدعتی» دریغ نمی‌ورزند. به گفته او، در حال حاضر حقوق زنان به مسأله اصلی تعامل جهان با این گروه تبدیل شده و آنان از هر ابزاری علیه زنان استفاده می‌کنند.

این در حالی است که از بسته بودن مکتب‌های دخترانه در کشور حدود یک‌ سال می‌گذرد، اما در این مدت طالبان توجیهات و بهانه‌های مختلفی را فراراه آموزش دختران مطرح کرده‌اند. طالبان در ۲۴ اسد سال گذشته خورشیدی اعلام کردند که تا اطلاع ثانوی مکتب‌های دخترانه را باز می‌کنند، اما به رغم وعده‌های مکرر، این گروه بازگشایی مکتب‌های دخترانه را به سال جدید تعلیمی محول کردند. در ماه حمل امسال که دختران باید به مکتب می‌رفتند، طالبان دروازه‌های مکتب‌ها را به روی آنان نگشودند و این اقدام آنان با واکنش‌های گسترده داخلی و جهانی مواجه شد. طالبان تاکنون تغییر لباس دختران و معلمان، و تغییر در نصاب آموزشی را از موانع بسته‌ ماندن مکاتب دخترانه گفته‌اند.

 تغییر لباس دختران و معلمان

وزارت معارف طالبان در اول ماه حمل اعلام کرد که مکتب‌های دخترانه در افغانستان بازگشایی می‌شود، اما در روز آغاز درس‌ها از موضع خود عقب‌نشینی کرد و مجدداً اعلام کرد که مکتب‌های دخترانه از صنف ششم به بالا همچنان تا اطلاع ثانوی بسته خواهد ماند. این گروه گفت که آنان پس از تصمیم‌گیری در مورد لباس دانش‌آموزان دختر و معلمان مطابق با «قوانین شرعی و سنتی افغانستان» مکتب‌های دخترانه را بازگشایی خواهند کرد؛ اما در سوم حمل این گروه تصمیم قبلی‌اش را پس گرفت و گفت که هنوز در مورد نوع پوشش دانش‌آموزان دختر تصمیمی گرفته نشده است.

 تغییر در نصاب آموزشی

مقام‌های طالبان پس از اعتراضات گسترده شهروندان مبنی بر مسدود ماندن مکتب‌های دخترانه در افغانستان، اعلام کردند که با تغییر در نصاب آموزشی، دروازه‌های مکتب‌ها به روی دختران باز خواهد شد. معین وزارت معارف طالبان پیش از این گفته بود که عدم بازگشایی مکتب‌های متوسطه و لیسه برای دختران، برخاسته از مشکلات در نصاب آموزشی است و با تجدید نظر در این مورد، مکتب‌ها به روی دختران باز خواهد شد.

او در تازه‌ترین مورد در صحبت با رسانه‌ها گفته است که «علم اخلاق، عقیده، علم پرورش فرزندان و همسرداری» را به نصاب آموزشی دختران خواهند افزود. پیش از این، انس حقانی، عضو ارشد گروه طالبان، در یک گردهمایی مردمی در ولایت خوست گفته بود که نصاب آموزشی افغانستان مشکل دارد و هر زمانی که آنان این مشکل را حل کردند، دروازه‌های مکتب‌ها را به روی دختران باز خواهند کرد. او بدون توضیح نوعیت این مشکل، گفته بود که در آینده نزدیک یک نشست عالمان دین برگزار می‌شود و مشکلات فراراه بازگشایی دختران در آن بررسی خواهد شد. نشست شورای علمای طالبان در ماه ثور در خیمه لویه جرگه در کابل برگزار شد، اما هیچ بحثی درباره آموزش دختران در این نشست صورت نگرفت. آنان در قطع‌نامه‌شان نیز اشاره‌ای به بازگشایی مکتب‌های دخترانه نکردند.

طالبان به رغم وعده‌های مکرر مبنی بر بازگشایی مکتب‌های دخترانه پس از یک‌سال هنوز هم تصمیم نگرفته‌اند. اظهارات اخیر وزارت معارف این گروه نشان می‌دهد که بازگشایی مکتب‌های دخترانه هنوز هم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

دکمه بازگشت به بالا