نجات افغانستان و منطقه در گرو تعامل منطقوی و کنار زدن امریکا

ضیای رفعت، استاد دانشگاه کابل

طالبان در هفته‌های اخیر با سرعت ناگهانی توانستند ده‌ها ولسوالی را -اغلب بدون جنگ- تصرف کنند. این رویداد پیش‌بینی‌ناشده، گمانه‌زنی‌هایی را در حلقه‌های سیاسی مبنی بر این‌که شاید بازی‌گران منطقوی یا فرامنطقوی در تبانی با حکومت افغانستان پشت پرده این دگردیسی پرشتاب باشند، تقویت کرده. دست‌کم دو فرضیه‌ای که در این‌ نوشته از آن‌ها سخن می‌رود، بیش از سایر گمانه‌زنی‌ها، محتمل می‌نماید:

‌فرضیه نخست: جابه‌جایی طالبان در شماری از ولسوالی‌ها در هماهنگی پنهان میان حکومت افغانستان، روسیه، چین، ایران و هند صورت گرفته تا به عنوان اقدام پیش‌گیرانه مانع ورود و گسترش داعش توسط ایالات متحده امریکا در افغانستان به قصد تهدید منفعت‌های امنیتی رقیبان منطقوی شود.

اگر این فرضیه صحت داشته باشد؛ در آن‌ صورت برای رهایی منطقه از خطر تروریسم‌زایی، تروریسم‌پروری و تروریسم‌گستری به نام داعش و دیگر نام‌ها، ضروری می‌نماید که کشورهای منطقه به این نکته‌ها توجه کنند:

۱- اقدام‌های پیش‌گیرانه‌ اضطراری، به‌ گونه‌ای ‌که در فرضیه‌‌ نخست مطرح شد، در کوتاه‌مدت به نفع منطقه است؛ اما در میان‌مدت و درازمدت نمی‌تواند کارساز باشد؛ زیرا قدرت‌ یافتن اسلام سیاسی -در هر قالبی که تعریف شود- سرانجام به افراطیت دینی و رشد این افراطیت، به تروریسم دینی می‌انجامد. بنابراین، خطر داعش را در کوتاه‌مدت شاید بتوان با گروه افراطی دیگری دفع کرد؛ اما آن گروه افراطی، به‌ صورت بالقوه می‌تواند خود به جریانی شبه‌داعش بدل شود. به قول معروف با یک غلط نمی‌توان غلط دیگری را اصلاح کرد.

۲- تمام منفذهای احتمالی که امریکا بتواند از آن‌ها برای تبدیل ‌کردن دوباره‌ افغانستان به کانون تروریسم استفاده کند، باید بسته شود. تا جایی که به‌ نظر می‌رسد، سپردن پاسداری از میدان هوایی کابل به نیروی نظامی امریکا یا ناتو یا یکی از کشورهای عضو ناتو، این خطر را به ‌دنبال دارد که امریکا بتواند از آن به‌ مقصدهای نقل‌ و انتقال‌های مرموز به نفع تروریسم‌پروری استفاده کند.

۳- با خروج نیروهای نظامی امریکا از افغانستان، نیازی نیست که این کشور شمار زیادی دیپلمات و کارمند محلی در افغانستان داشته باشد. بدون تردید حضور پرشمار دیپلمات‌های امریکا در افغانستان، جز این‌که فرصت و بستری برای کارهای اطلاعاتی و عملیاتی این کشور در جهت تطبیق نقشه تروریسم‌پروری علیه رقیبان منطقوی باشد، هیچ سودی برای افغانستان ندارد. حکومت افغانستان باید با جدیت متوجه این مسأله باشد.

۴- دولت افغانستان زمانی می‌تواند امریکا را وادار به کاهش منطقی کارمندان سفارتش در کابل کند که این کشور از بند کمک‌های سه تا چهار میلیارد دالری سالانه امریکا نجات یابد. کشورهای منطقه باید پرداخت این مبلغ را به افغانستان متقبل شوند، در غیر آن بهایی که بعدها برای مبارزه با تروریسم صادرشده از سوی امریکا در افغانستان باید بپردازند، بسیار بیش‌تر از این خواهد بود. علاوه بر این، مجبور به پرداختن بهای سنگین سیاسی – نظامی نیز خواهند شد.

۵- تا زمانی ‌که افغانستان وابسته به کمک‌های مالی امریکا باشد، این کشور در پیروزی مهره‌های وابسته به‌ خود به ریاست‌ جمهوری و در صحنه‌گردانی؛ شورای ملی، سازمان‌های مدنی و رسانه‌های داخلی نقش تعیین‌کننده خواهد داشت. نقشی ‌که اگر زایل نشود، پیامدهای آن به مردم افغانستان و منطقه، هم‌چنان زیان‌بار خواهد بود.

۶- کشورهای منطقه اگر بخواهند هرگونه توانایی بالقوه امریکا در تبدیل‌ کردن افغانستان به کانون تروریسم را خنثا کنند، باید به جای رقابت منفی بر سر نفوذگستری در افغانستان در نبود ایالات متحده، وارد تعامل مثبت و سازنده با یک‌دیگر به‌ منظور ثبات و توسعه پایدار افغانستان شوند. افغانستان با ثبات و توسعه‌یافته توانایی برخورداری از «استقلال» پیدا  می‌کند. مستقل ‌بودن افغانستان مانع نفوذ کشورهای متخاصم و جنگ‌های نیابتی می‌شود. اگر برای خشکاندن جنگ‌های نیابتی چاره‌اندیشی نشود، کشورهای منطقه باید همیشه گرفتار دردسرهای نظامی – سیاسی برخاسته از وضعیت ناپایدار افغانستان باشند.

فرضیه دوم: پیش‌روی سریع طالبان در شماری از ولسوالی‌ها به ‌شمول منطقه‌های مرزی کشورهای همسایه، به ‌همکاری اطلاعاتی امریکا صورت گرفته تا این گروه در تعامل پنهان با داعش، مخل امنیت رقیبان منطقوی این کشور شود.

اگر این فرضیه صحت داشته باشد، کشورهای منطقه باید به این نکته‌ها توجه کنند:

۱- طالبان علی‌رغم اظهار نظرهای رسمی‌شان، عامل بازدارنده داعش نخواهند شد.

۲- طالبان با رسیدن به استقرار باثبات، خود مخل امنیت رقیبان منطقوی امریکا خواهند شد.

۳- اگر کشورهای منطقه فوری حکومت افغانستان را از لحاظ مالی، سیاسی و نظامی حمایت نکنند و آن را محتاج کمک‌های امریکا نگه دارند، در آن‌ صورت نباید انتظار داشته باشند که حکومت افغانستان بتواند جز گردن‌ نهادن به نقشه‌های تروریسم‌گستری امریکا در افغانستان، کار دیگری انجام دهد.

۴- اگر حکومت افغانستان و منطقه در تعامل سریع و سازنده با هم وارد عمل نشوند، افغانستان گرفتار جنگ‌های نیابتی عمیق و گسترده خواهد شد. جنگ‌هایی که وقتی به اوج برسد، هم افغانستان و هم منطقه برای مدت طولانی گرفتار مصیبت کم‌پیشینه خواهند شد.

۵- پاکستان اگر حساب خود را از تروریسم و نقشه‌های تروریسم‌گستر امریکا در منطقه جدا نکند، خود نیز گرفتار فروپاشی خواهد شد. حکومت پاکستان باید به ‌یاد داشته باشد که فروپاشی پاکستان ابزار بالقوه‌ دیگری در دست امریکا به‌ منظور شعله‌ورتر کردن آتش افراطیت در منطقه خواهد بود. همان‌گونه که امریکا از فربه‌ کردن جهاد مردم افغانستان در تولید و گسترش تروریسم علیه مردم افغانستان و منطقه استفاده می‌کند، از همین ابزار روزی علیه پاکستان نیز استفاده خواهد کرد. افغانستان باثبات و توسعه‌یافته، به ‌صورت طبیعی بیش از هر کشوری با پاکستان رابطه دوستانه‌ خواهد داشت تا با دشمنان این کشور. تا زمانی ‌که در افغانستان جنگ باشد، نفوذ رقیبان استراتژیک پاکستان در افغانستان اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

۶- نتیجه هر گونه گفت‌وگوی صلحی که منجر به دست بالا پیدا کردن طالبان در سرنوشت آینده‌ سیاسی افغانستان شود، بدون شک این گروه را قادر خواهد کرد که در بستر امن و بی‌درد سر، بتواند نقشه‌های احتمالی ضد منطقوی را به همکاری گروه‌های دیگر تروریستی راحت‌تر و موثرتر از اکنون عملی کند.

نتیجه: عامل انکشاف‌های اخیر کشور هر چه باشد، نمی‌توان از این واقعیت چشم پوشید که گذر از این وضعیت در جهت  صلح پایدار زمانی میسر می‌شود که تنها و تنها کشورهای منطقه و حکومت افغانستان به طور مشترک، رشته‌اقدام‌های موثری روی دست گیرند؛ کشورهای منطقه هر یک به گونه‌ای می‌توانند از صلح افغانستان بیش‌تر سود برند تا از ادامه جنگ. خروج نظامیان امریکا از افغانستان می‌تواند بیش از هر زمانی دیگر زمینه را برای تعامل سازنده کشورهای منطقه در جهت ایجاد صلح در افغانستان فراهم کند؛ زیرا امریکا به ‌سبب تضاد منفعت با کشورهای منطقه، به ‌صورت طبیعی مخل اجماع منطقوی برای صلح بوده. حالا که امریکا مجبور به ترک افغانستان شده، کشورهای منطقه اگر فرصت را برای تعامل در میان خود و حکومت افغانستان از دست دهند، وضعیت نامیمون این کشور در جهت دردسرساز شدن روزافزون کشورهای منطقه انکشاف خواهد کرد و این، همان چیزی خواهد بود که امریکا برای رسیدن به آن بیست سال در افغانستان هزینه کرده است.

دکمه بازگشت به بالا