رویکرد تازه‌ی عربستان

عربستان  نشست عالمان دینی ۳۷ کشور مسلمان‌نشین را میزبانی می‌کند. هدف از این نشست مشروعیت‌زدایی دینی از جنگ طالبان و تشویق آنان به مذاکره است. این اولین بار است که عربستان قدمی مهم در راستای مشروعیت‌زدایی از طالبان برمی‌دارد. در گذشته تصور هم نمی‌شد که عربستان بر ضد جنگی که طالبان در افغانستان به راه انداخته‌اند، ‌دست به اقدام فعال بزند. عربستان حتا حاضر نبود که درباره‌ی افغانستان اظهار نظر رسمی کند. اما یک چیز روشن بود/ است و آن این‌که برخی از شیوخ پول‌داری که شهروندی پادشاهی عربستان را دارند، ‌طالبان را تمویل می‌کردند/ می‌کنند. این موضوع را منابع غربی و امریکایی افشا کردند.

عربستان در سال ۱۹۹۸ از گروه طالبان ناامید شد. در شروع آن سال استخبارات عربستان منابع مالی و نظامی برای طالبان فراهم کرد تا در جنگ علیه مخالفان‌شان از آن استفاده کنند. طالبان با استفاده از این منابع شمال را تسخیر کردند. در همان سال اسامه‌ بن لادن نشست خبری‌ای در ولایت خوست ترتیب داد و در آن علیه امریکا اعلام جنگ کرد. در آن نشست، بن لادن مشروعیت خاندان آل‌سعود را هم به دلیل روابط نظامی‌اش با ایالات متحده زیر سوال برد. بن لادن گفت که پیروان او از این به بعد امریکایی‌های نظامی و غیر نظامی را هدف قرار خواهند داد.

در ماه اگست همان سال القاعده، سفارت‌خانه‌های امریکا در کنیا و تانزانیا را مورد حمله‌ی تروریستی قرار داد. در آن زمان رییس وقت استخبارات عربستان نزد ملا محمد عمر آمد و خواستار اخراج بن لادن شد‌، اما رهبر طالبان از اخراج بن لادن امتناع کرد. این رویداد روابط عربستان و ملا محمد عمر را سرد ساخت. پس از ۱۱ سپتامبر هم ریاض روابط دیپلوماتیک خود را با طالبان قطع کرد. ریاض جزو اولین کشورهایی بود که حکومت موقت حامد کرزی را به رسمیت شناخت. کرزی هم پس از احراز کرسی اداره‌ی موقت به عربستان رفت و به پادشاه آن کشور ادای احترام کرد. پادشاه عربستان لقب خادم حرمین الشریفین را به دوش دارد که معنای ساده‌ی آن خادم اماکن مقدس مسلمانان است. این لقب به خاندان حاکم در عربستان مشروعیت و نفوذ گسترده بخشیده است.

تاریخ نشان می‌دهد که لقب حرمین‌الشریفین پس از سال ۱۳۰۰ میلادی که دیگر خلافت عباسی روی کار نبود، جایگاه ویژه‌ای یافت. حاکمی که مکه، مدینه و مناطق همجوار آن را کنترول می‌کرد و به زوار این اماکن خدمات عرضه می‌داشت، صاحب نفوذ و مشروعیت در جامعه‌ی مومنان می‌بود. سنگینی این لقب با توسعه‌ی حاکمیت عثمانی‌ها و ایجاد مجدد خلافت توسط آنان ‌کم‌رنگ شد. اما با سقوط امپراتوری عثمانی که خاندان آل‌سعود در تضعیف آن نقش داشت، ‌لقب خادم حرمین‌الشریفین دوباره اعاده شد. خاندان آل‌سعود می‌دانست که در نبود خلافت همین لقب نفوذ آنان را فراتر از شبه‌جزیره‌ی عربستان می‌برد. عنوان خادم حرمین‌الشریفین و پولی که از ناحیه‌ی فروش نفت به دست می‌آمد، نفوذ عربستان را در کشورهای مسلمان‌نشین افزایش داد. به همین دلیل است که حاکمان کشورهای مسلمان‌نشین به ویژه‌ کشورهایی که اکثریت جمعیت آن سنی است، تلاش می‌کنند که با خاندان آل‌سعود روابط نیک داشته باشند.

اما با وجود سفر حامد کرزی به عربستان در زمستان سال ۱۳۸۰، ‌ریاض سهم چندانی در بازسازی افغانستان نگرفت، بلکه برعکس مانع تمویل طالبان از طریق شیوخ آن کشور هم نشد. منابع امریکایی می‌گویند که رهبران طالبان حتا در کلان‌شهرهای عربستان فعال اند و اعانه جمع‌آوری می‌کنند. برخی به این باور اند که نفوذ ارتش پاکستان بر عربستان سبب شد که این پادشاهی با کابل چنان که باید وارد تعامل نشود. ارتش پاکستان گویا ریاض را قانع کرده بود که در صورت پیروزی روند پس از بن، نقش هند و ایران در افغانستان بیشتر می‌شود. شاید به همین دلیل بود که ریاض مانع تمویل طالبان از قلمرو این پادشاهی نشد. برخی دیگر می‌گویند که عربستان، امارات، کویت و دیگر امیرنشین‌های نفت‌خیر به نوعی توافق نانوشته‌ای با القاعده و طالبان پس از سال ۲۰۰۲ دست یافتند. بر مبنای این توافق نانوشته القاعده به شهرهای این امیرنشین‌های نفت‌خیر حمله نمی‌کرد و در بدل آن،‌ خاندان‌های حاکم بر این امیر‌نشین‌ها مانع طالبان برای جمع‌آوری اعانه از این کشورها نمی‌شدند.

در اسناد ویکی لکس هم آمده است که باری هیلاری کلنتون، وزیر خارجه‌ی پیشین امریکا در نشستی می‌گوید که طالبان، ‌القاعده و لشکر طیبه از عربستان تمویل می‌شوند. باور عموم هم همین بود که حتا شیخ‌هایی که با القاعده مخالف بودند،‌ به این گروه پول می‌فرستادند تا به قلمرو عربستان و امیرنشین‌های هم‌جوار آن حمله‌ی تروریستی نکند. مجموع این عوامل سبب شده بود که عربستان در قضیه‌ی افغانستان پا جای پای پاکستان بگذارد. اما پس از سال ۲۰۱۴ آهسته ‌آهسته خاندان حاکم بر عربستان سعی کرد که با حکومت افغانستان و جناح‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن روابط خود را بهبود بخشد. این پادشاهی چندین بار از اشرف ‌غنی و باری از دکتر عبدالله میزبانی کرد.

شاید عربستان به این نتیجه رسیده است که از طریق بهبود روابط با دولت افغانستان و حمایت از تلاش‌های سیاسی برای پایان جنگ،‌ به گونه‌ی بهتر می‌تواند به اهداف امنیتی و منطقه‌ای برسد. سیاست‌های اخیر ایالات متحده هم شاید در تغییر محاسبه‌ی عربستان نقش داشته است. اداره‌ی کنونی ایالات متحده بر خلاف حکومت اوباما، ‌به اعمال فشار بیشتر بر ایران که رقیب عربستان است،‌ تأکید دارد. هم‌چنان برخی از چهره‌های تصمیم‌گیر در کابینه‌ی رییس‎ جمهور ترمپ،‌ به حزب بر سر اقتدار در ترکیه هم خوش‌بین نیستند. آنان رییس جمهور اردوغان را رهبری می‌دانند که از آرمان‌ کمالیسم فاصله می‌گیرد،‌ سکولاریسم ترکیه را که پس ازسال ۱۹۲۴ شکل گرفت، آهسته و پیوسته تخریب می‌کند و ترکیه را به سمت یک حاکمیت ایدیولوژیک می‌برد. جان بولتن، مشاور امنیت ملی رییس جمهور ترمپ بارها بر این موضوع تأکید کرده بود که اردوغان ترکیه‌ی سکولار،‌ لیبرال و طرف‌دار غرب را به کشوری ایدیولوژیک، ‌متحد روسیه و مخالف غرب بدل می‌کند.

مشکلاتی که ایالات متحده با ایران و اخیراً با ترکیه پیدا کرده، ‌به عربستان فرصت داده است تا نقش خود را به عنوان کشوری پر نفوذ در خاورمیانه و جنوب آسیا‌ بازسازی کند. شاید فعال شدن بیشتر عربستان در قضیه‌ی افغانستان، ‌بخشی از تلاش‌های این کشور برای بازسازی نقشش به عنوان یک قدرت مهم و تأثیرگذار باشد. اگر عربستان در این موضع ثابت‌قدم بماند و بتواند منابع مالی گروه‌های شبه نظامی جهادیست مثل طالبان را قطع کند و روایت‌های مذهبی آنان را از طریق عالمان مذهبی‌اش زیر سوال ببرد، تأثیر خیلی مثبت روی اوضاع افغانستان می‌گذارد. تلاش‌های اصلاح‌گرانه‌ی ملک سلمان، ولیعهد عربستان هم نشان‌دهنده‌ی آن است که حرکتی برای اصلاح و تغییر از درون هم، در این پادشاهی شروع شده است. ملک سلمان باری در مصاحبه‌ی تلویزیونی گفت که صدور ایدیولوژی سخت‌گیرانه‌ی سلفی به خارج از شبه‌جزیره‌ی عربستان اقتضای جنگ سرد بود و دیگر به آن نیازی نیست. عربستان منعطف و متعهد به تأمین ثبات،‌ دوست خوبی برای افغانستان خواهد بود. ‎ 

دیدگاه are closed.

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک