حلقه اطراف رییس جمهور و انحصار قدرت

الحاج غلام‌فاروق نظری، نماینده مردم در مجلس

جنگ در چهار ماه گذشته، برای مردم افغانستان، بدترین روزها و شب‌ها را رقم زده است. آتش جنگ تقریباً در ۹۰ درصد خاک افغانستان شعله‌ور است و تلفات مردم عام نیز روز به روز افزایش می‌یابد. چند روز پیش، گزارش سازمان ملل متحد نشان داد که در شش ماه گذشته، تلفات غیرنظامیان ۴۷ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. گروه طالبان در حال پیش‌روی است و هر روز دو تا سه ولسوالی توسط این گروه سقوط داده می‌شود. طالبان ادعا دارند که ۸۰ درصد خاک افغانستان را به تصرف خود درآورده‌اند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت، کم‌تر از ۵۰ درصد خاک افغانستان در اختیار دولت قرار دارد. در چنین وضعیتی، نیاز به اجماع و هم‌سویی مردم با حکومت و ایجاد بسیج عمومی برای دفاع از دولت، احساس می‌شود. اما متأسفانه شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که نشان‌دهنده بی‌مبالاتی و بی‌خیالی مسوولان در قبال وضعیت موجود است. فارغ از تمام نقدها و ملاحظاتی که بر کارکرد وکلای مجلس وارد است، هیچ‌کسی بهتر از آن‌ها نمی‌تواند، وضعیت مناطق بیرون از پایتخت را به دولت شرح دهد. در چنین وضعیتی، در هر کجای دنیا، دولت به صورت سریع به مجلس رجوع می‌کند و خواهان مشوره‌دهی برای حل مشکل می‌شود. اما در افغانستان، حکومت حتا میلی برای شنیدن مشوره‌های رایگانی که وکلای مجلس از ارتباط با مردم، آن‌ را به دست آورده‌اند، ندارد.

معاون اول رییس جمهور و مشاور شورای امنیت که مغز متفکر نظامی و استخباراتی کشور محسوب می‌شود، باید به صورت روزانه با تعداد زیادی از وکلای پارلمان دیدار داشته باشند. فضل‌محمود فضلی، رییس اداره امور ریاست جمهوری، از مقربان درگاه رییس جمهور است. این‌ها چهره‌هایی هستند که باید زمینه هم‌سویی وکلا و رییس جمهور را مهیا کنند و یا پیام وکلا را به رییس جمهور برسانند. اما دریغ و درد که این رابطه و هم‌سویی هیچ‌گاهی به صورت اصولی و درست شکل نگرفته و همیشه رابطه مجلس با رییس جمهور در هاله‌ای از بدگمانی و تردید بوده است.

وضعیت به شدت شکننده، باعث شده است تا فاصله مردم از حکومت روز به روز بیش‌تر شود.

من در گذشته بارها تکرار کرده‌ام که سقوط یک دولت زمانی سرعت خواهد یافت که فاصله میان دولت و ملت به حدی شود که دیگر حرف‌های یک‌دیگر را نشنوند.

واکنش‌ برخی‌ها در شبکه‌های اجتماعی در جریان تصرف مناطق از سوی طالبان به گونه‌ای است که گویا منجی آنان در حال نزدیک شدن است. در حالی که این «منجی‌ها» در اسپین‌بولدک و مالستان صدها تن را به صورت فجیع به قتل رسانده که کم‌ترین گناهی نداشته‌اند.

حالا که تمام ارزش‌ها و دستاوردهای دو دهه مبارزه مردم و دولت به تار مویی بند است، بیش‌تر از همیشه نیاز احساس می‌شود که حکومت، شناخت خود را از وضعیت در بیرون از شهرها، بیش‌تر سازد.

این شناخت جز با مشورت و همراهی و همگامی مجلس و اعضای آن برای دولت میسر نخواهد شد. در کنار آن، اعضای مجلس که اکثریت‌شان از جمله متنفذان و چهره‌های محلی مطرح‌اند، می‌توانند در عرصه بسیج محلی برای ایستادن در مقابل حملات گروه طالبان، بیش‌تر از هر کس دیگری کار کنند.

رییس جمهور اگر در خیلی از موارد شبیه امان‌الله خان نباشد، در یک مورد حتماً مانند او است و آن‌هم بی‌خبری‌اش از واقعیت‌هایی که در گوشه‌وکنار افغانستان رخ می‌دهد. متأسفانه بیش‌تر تحلیل و ارزیابی وضعیت توسط رییس جمهور مبتنی بر داده‌هایی است که از سوی مشاوران و چهره‌های محدود در اطرافش به وی انتقال داده می‌شود. آن‌ها واقعیت را به صورت عینی آن به رییس جمهور انتقال نمی‌دهند؛ زیرا انتقال واقعیت، می‌تواند وضعیت‌شان را متزلزل سازد.

بر رییس جمهور واجب است که به صورت روزانه بخشی از مردم را که با ولایت‌ها ارتباط دارند، به حضور بپذیرد و از آنان واقعیت‌های موجود در کشور را بشنود، نه از آنانی که اطلاعات را طبقه‌بندی می‌کنند و رییس جمهور همیشه در میان شبه‌واقعیت‌ها باقی می‌ماند.

دکمه بازگشت به بالا