بررسی اظهارات تازه محب و سراج؛ آیا به نیروهای دولتی توهین شده است؟

خلیل اسیر

مقامات بلندپایه امنیتی در جریان چند روز اخیر، سخنانی را مطرح کرده‌اند که از یک‌طرف برای مردم بسیار ناامیدکننده است و از طرف دیگر برای نیروهای دفاعی و امنیتی کشور توهین‌آمیز است. احمدضیا سراج، سرپرست ریاست عمومی امنیت ملی، روز دوشنبه، ۲۴ سنبله، در نشست استجوابیه مجلس نماینده‌گان از کارنامه نیروهای خیزش مردمی دفاع کرد و تلویحاً نقش آن‌ها را در تأمین امنیت کشور برجسته‌تر از نیروهای پولیس، امنیت ملی و ارتش ملی خواند. او گفت که این نیروها در خط مقدم جبهه با نیروهای دشمن در جنگ هستند و این ماموریت را داوطلبانه و با معاش ناچیز به پیش می‌برند. سراج تأکید کرد که اگر نیروهای خیزش مردمی وجود نداشته باشند، ارزگان، ننگرهار، سرپل و بدخشان به دست طالبان سقوط خواهند کرد. او خطاب به نماینده‌گان مجلس گفت که اگر شما طرف‌دار لغو این نیروها هستید، در آینده، مسوولیت سقوط این ولایات را نیز بر دوش بگیرید.

جای تردیدی نیست که نقش نیروهای خیزش مردمی در تأمین امنیت در شماری از ولایات مثبت بوده است و این نیروها در جنگ با طالبان متحمل تلفاتی نیز شده‌اند. اما آیا این تنها نیروهای خیزش مردمی هستند که تا کنون جلو سقوط ولایات را گرفته‌اند؟ آیا درست است که یک مقام بلندپایه امنیتی به مردم اعلام کند که اگر تشکیلات نیروهای خیزش مردمی لغو شوند، چندین ولایت به دست طالبان سقوط خواهند کرد؟ به نظر می‌رسد که احمدضیا سراج در ستایش نیروهای خیزش مردمی، از صنعت ادبی اغراق کار گرفته است و در اظهارات خود جانب انصاف را رعایت نکرده است. واقعیت این است که نیروهای خیزش مردمی، از مسوولیت‌گریزترین نیروهای مسلح کشور است و در مواردی مرتکب نقض حقوق بشر هم شده‌اند. این مورد بار بار از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر یادآوری شده است، اما هیچ نهادی برای پی‌گیری آن آستین بالا نزده است.

قرار دادن نیروهای خیزش مردمی از نگاه درجه اهمیت و مؤثریت در سطح بالاتر از نیروهای پولیس، امنیت ملی و نیروهای ارتش ملی، یک کار نادرست است. این کار نوعی توهین به این نیروها است. اگر چنان‌چه ادعای سراج درست است، پس چه نیازی به حفظ سایر نیروها است و چرا این همه هزینه روی این نیروها صورت می‌گیرد؟ واضح است که ادعای سراج اثبات‌پذیر نیست. آن‌چه مسلم است این است که نیروهای خیزش مردمی به رغم انتقاداتی که علیه این نیروها موجود است، دست‌یار نسبتاً مفیدی برای نیروهای پولیس و ارتش ملی در جنگ با طالبان بوده است. اما این مفیدیت در حدی نیست که گفته شود، در نبود این نیروها، ولایات سقوط می‌کنند و با حفظ آن‌ها، آسیبی متوجه ولایات درگیر جنگ نخواهد شد.

سخنان احمدضیا سراج از جانب دیگر حامل یک پیام بسیار ناامید‌کننده است. او غیرمستقیم به مردم و نماینده‌گان آن‌ها اعلام کرد که در شرایط دشوار تنها به نیروهای خیزش مردمی پناه ببرند. شاید از دید سراج، این نیروها تنها نیروهایی هستند که می‌توانند جنگ با طالبان را ببرند و از سقوط ولایات به دست این گروه جلوگیری کنند. این در حالی است که تمام چشم امید مردم به نیروهای منظم پولیس، امنیت ملی و ارتش ملی دوخته شده است. در جنگ‌ها دیده‌ایم که مردم صرفاً از نیروهای پولیس و ارتش ملی کمک خواسته‌اند و این رجوع به پولیس و ارتش، پیامی جز دل بستن تام و تمام مردم به قدرت و توانایی و مهارت این نیروها ندارد. تغییر قبله امید مردم به سوی نیروهایی که بعضاً از بدرفتاری آن‌ها شکایت شده است، باعث ناامیدی و یأس کامل این مردم خواهد شد.

نکته دیگر اظهارات سرپرست ریاست عمومی امنیت ملی در باره چگونه‌گی تشکیل نیروهای خیزش مردمی است. او گفت که نیروهای خیزش مردمی متشکل از افراد مسلح غیرمسوول گذشته هستند و دولت تصمیم دارد از فعالیت آن‌ها در جهت مثبت استفاده کند. به گفته سراج، نیروهای خیزش مردمی از سلاح و مهماتی استفاده می‌کنند که در گذشته در اختیار داشتند و خلع سلاح نشده‌اند. چقدر می‌توان به این نیروها که در گذشته «مسلح غیرمسوول» بوده‌اند، امید بست؟ افرادی که بر خلاف قانون، سلاح خود را تحویل دولت نداده‌اند، چقدر قابل اعتماد هستند؟ اگر چنان‌چه اظهارات سراج درست باشد، نباید با اطمینان و امید روی شانه‌های نیروهای خیزش مردمی تکیه کرد. به این دلیل‌که «مسلح غیرمسوول» گذشته و فردی که تن به برنامه خلع سلاح نداده است، انجام کار مثبت از آن بعید است و پابندی او به منافع عمومی هم محال است.

اما جالب‌تر از سخنان احمدضیا سراج، توییت چند روز پیش حمدالله محب در پیوند به شروع مذاکرات بین‌الافغانی در دوحه قطر بود. مشاور امنیت ملی کشور در توییتی نوشت: «خوشحالم که پس از یک تأخیر طولانی و خون‌ریزی‌های بی‌جا، گفت‌وگوهای رو در رو صلح افغانستان آغاز شده است.» محب در این توییت از این‌که گفت‌وگوهای صلح پس از «خون‌ریزی‌های بی‌جا» – به گفته او – شروع شده است، ابراز خوشحالی کرده است. طبق این توییت، جنگ مردم و نیروهای دولتی با طالبان و بر عکس آن، در جریان چندین دهه «بی‌جا» بوده است! مهم نیست که نیت محب از این توییت چه بوده است. اما این درست‌ترین تفسیری است که می‌توان از این توییت انجام داد.

توییت حمدالله محب، مشاور امنیت ملی

جدایی از گذشته، در دو دهه پسین، هم طالبان کشتند و هم نیروهای دولتی. هر دو در کشتار یک‌دیگر سهم داشتند و برای داعیه خود جنگیدند. در این میان، مردم ملکی هم قربانی شدند. آیا مسوولانه است که جنگ دولت با طالبان را هم «بی‌جا» خواند؟ شاید نیت محب این نبوده است، اما آیا برای مشاور امنیت ملی کشور شایسته نیست که پیش از نوشتن، کمی فکر کند؟ حکم بر «بی‌جا» بودن جنگ در این توییت کاملاً کلی است و کشتار هر دو طرف را افاده می‌کند.

برای نیروهایی که در خط مقدم جنگ با طالبان جنگیده‌اند، حکم بر «بی‌جا» بودن این جنگ بسیار سنگین تمام می‌شود و توهین‌آمیز است. برای این نیروها، جنگ در برابر طالبان، وجیبه ملی و وظیفه مقدس تعریف شده است. آن‌ها برای همین جنگ «مقدس» استخدام شده‌اند و گفته شده است که اگر کشته شدند، به منزلت «شهادت» نایل می‌آیند. ممکن است برای ارباب سیاست، این جنگ «بی‌جا» باشد اما برای آن‌ها «مقدس» است و آن‌ها به قدسیت آن باور دارند.

وقتی به اظهارات سبک‌سرانه و غیرمسوولانه مقامات عالی‌رتبه کشور دقت می‌کنیم، متوجه می‌شویم که چقدر بدبخت هستیم که سرنوشت جمعی‌مان را به دستان این‌گونه افراد سپرده‌ایم. مشاوریت امنیت ملی و ریاست عمومی امنیت ملی از پست‌هایی نیستند که متصدیان آن بدون مطالعه و سنجش به توییت کردن و سخن گفتن بپردازند. پیام خوب و بد آن‌ها برای این جامعه حیثیت پیام مرگ و زنده‌گی را دارد. پیام بد و سخن ناسنجیده این مقامات برابر است با تسلیم کردن مردم و نیروهای مسلح کشور به نیروهای دشمن. انتظار می‌رود که این گونه اظهارات تکرار نشود و مقامات بدون تفکر، بیانیه ندهند و سخن نگویند. توجه به این مسأله در شرایطی که ما به سر می‌بریم و میز گفت‌وگوهای صلح در قطر چیده شده است، بیش‌تر اهمیت یافته است. بی‌توجهی به افکار عمومی و نگرانی مردم نسبت به بازگشت طالبان و سخن گفتن به نفع نیروهای دشمن، کمر مردم را خواهد شکست و امید آن‌ها نسبت به نیروهای مسلح دولت را نابود خواهد کرد. این هشداری است که باید جدی گرفته شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن