بازگشت به نقطه‌ی اول

حمید دلاور

بازهم همه به تکرار این نکته می‌پردازند که راه صلح از پاکستان می‌گذرد. مگر این نتیجه‌گیری جدیدی است؟ مارک میلی، فرمانده مشترک قوای مسلح امریکا می‌گوید شکست طالبان، شبکه‌ی حقانی و داعش در افغانستان در حالی که این گروه‌ها پناهگاه امن در پاکستان داشته باشند، خیلی دشوار است. این اظهارات جنرال بلندپایه‌ی امریکایی در حالی ابراز می‌شود که فشارهای ایالات متحده بر پاکستان هنوز نتیجه‌ای در پی نداشته است. پاکستانی‌ها نشان دادند که برای حفظ منافع امنیتی و سیاسی خود در افغانستان، در برابر فشارهای اندک و انتقادات تند مقامات ارشد امریکایی تاب می‌آورند. این کشور در برابر فشارهای امریکا خونسردی خود را حفظ کرده است، توییت‌های تند دونالد ترمپ را با موضع‌گیری‌های نرم پاسخ داده است. این حالت برای حکومت افغانستان و ایالات متحده ناامید کننده است.

دو دولت امیدوار بودند که با آغاز فشارهای سیاسی و مالی، اسلام آباد از آینده‌ی همکاری‌های خود با واشنگتن نگران شود و بر سیاست‌های خود در افغانستان تجدیدنظر کند. این رویکرد، یعنی به رسمیت‌شناسی پاکستان به عنوان حامی تروریسم در افغانستان، یکی از آرزوهای بزرگ دولت افغانستان بود که با روی کارآمدن دونالد ترمپ و تیم امنیتی‌اش برآورده شد. واشنگتن با زبان تند از پاکستان انتقاد کرد و برخی از اقدامات محدود را مانند به تعلیق درآوردن کمک‌های نظامی و قرار دادن نام این کشور در لیست کشور‌های مظنون به حمایت از تروریسم، روی دست گرفت.

البته، این رویکرد تند بخشی از استراتژی خارجی واشنگتن در قبال بسیاری از مسایل است. دونالد ترمپ توییتر خود را به توپخانه‌ی لفاظی و تهدید کشور‌های دیگر تبدیل کرده است. او حتا در آنجا به تحقییر و توهین مقامات و سیاستمداران امریکایی نیز می‌پردازد. او بی‌پروا صحبت از برخورد نظامی با کوریای شمالی کرد، روسیه را تهدید کرد و در برابر ایران حرفی کمتر از افزایش تحریم و لغو توافق هسته‌ای نمی‌گوید. ترمپ جنگ تجارتی را با چین آغاز کرده است و حتا کشورهایی مانند آلمان و کانادا را نیز متهم به رفتارهای تجارتی موذیانه می‌کند. او هیچ سطحی از ملاحظات دیپلوماتیک را به رسمیت نمی‌شناسد.

با آمدن جان بولتن به کاخ سفید، ترمپ نشان داد که سکان سیاست خارجی و امنیتی خود را به دست محافظه‌کاران تندرو داده است؛ محافظه‌کارانی که باور دارند امریکا با قدرت اقتصادی و نظامی خود امتیازات زیادی را از کشور‌های دیگر گرفته می‌تواند. البته، تهدید‌های لفظی دستکم کوریای شمالی را به پای میز مذاکره کشانده است، ولی در بحران سوریه هیچ تأثیری بالای بازیگران اصلی آن، روسیه و ایران، نداشته است. همین طور پاکستان نیز مرعوب تهدید‌های کاخ سفید نشده است.

البته، نماینده‌گان دولت افغانستان در رسانه‌های بین‌المللی می‌گویند که اقدامات امریکا تأثیرات خود را بر جای گذاشته است و پاکستان به حاشیه رفته و زیر فشارهای بین‌المللی قرار دارد، اما این ارزیابی از آن رو دچار مشکل است که پاکستان هنوز انزوای بین‌المللی را احساس نمی‌کند و روابطش با چین، روسیه و کشورهای عربی خیلی گسترده‌تر شده است. این کشورها در موضع برعکس ایالات متحده قرار دارند. اگر غرب دسترسی پاکستان به نهاد‌های بین‌المللی، از جمله وام‌های صندوق بین‌المللی پول را قطع کرده و تحریم‌های گسترده را بالای این کشور وضع کند، احتمال تغییر سیاست‌های پاکستان وجود دارد.

واقعیت این است که پاکستان هنوز هزینه‌های لازم را برای اقدامات خود نپرداخته است. برخی اقدامات، از جمله قرار‌گرفتن در لیست مظنونان حامی مالی تروریسم پیش از این نیز آزموده شده است. امریکایی‌ها تدابیری را روی دست نخواهند گرفت که ثبات نظامی و اقتصادی را در پاکستان برهم بزند. از همه مهمتر، هنوز آن‌ها به حفظ توزان در روابط با هند و پاکستان باور دارند. امریکایی‌ها از افزایش نقش هند در افغانستان صحبت کردند ولی تغییر محسوسی در این مورد احساس نمی‌شود، یک دلیل آن ملاحظه‌کاری دهلی جدید است که از رویارویی آشکار با پاکستان در افغانستان پرهیز می‌کند.

در حال حاضر، امریکایی‌ها مصروف سوریه شده اند. طبعاً واکنش روس‌ها و ایرانی‌ها مهم است. اقدامات واکنشی آن‌ها در برابر امریکا می‌تواند تعیین کننده باشد. اگر ارزیابی مسکو و تهران از حمله‌ی واشنگتن محدود باشد وضعیت دوباره به حال سابق رها خواهد شد که در آن حکومت بشار اسد به گونه‌ی تدریجی تمام مخالفان مسلح خود را شکست داده و در نهایت موقعیت خود را حفظ خواهد کرد. مگر این که اسراییل از نفوذ ایران احساس تهدید کرده و امریکا را متقاعد به مداخله‌ی قاطعانه برای سرنگونی حکومت بشار اسد کند.

یکی از تأثیرات این رویداد بالای افغانستان این است که توجه امریکا با درگیری بیشتر در منطقه، از افغانستان کاسته خواهد شد. در این حالت امکان دارد که با پاکستان با مسامحه‌ی بیشتری برخورد کند و خود را درگیر جبهه‌ای دیگر نکند. از جانب دیگر، پاکستان به راحتی از روابط پرتنش امریکا با کشورهای روسیه و چین استفاده می‌تواند کرد. سیاست خارجی امریکا باعث انزوای بیشتر این کشور شده است. در این حالت قدرت مانور کشورهای مخالف و منتقد ایالات متحده افزایش می‌تواند یافت.

سوال این است که حکومت افغانستان باید چه واکنشی نشان دهد؟

یکی، حکومت نباید دچار ارزیابی تبلیغاتی و خوشبینانه از تأثیرات سیاست‌های امریکا بر پاکستان شود. باید درک درست از محدودیت سیاست‌های مذکور داشت. رییس جمهور امریکا شاید در سطح بیان، حملات تندی به پاکستان کند ولی دولت این کشور، از جمله وزارت خارجه، الزاماً با این رویکرد تند موافق نیستند. برای همین حکومت باید فشارهای خارجی بر اسلام‌آباد را با پیشرفت‌های عمده‌ی نظامی و حکومت‌داری در داخل تکمیل کند. اتکای مطلق به عامل فشارخارجی در برابر پاکستان کافی نیست.

از این رو، حکومت افغانستان باید به این نتیجه‌گیری مطلق برسد که بدون تغییر موازنه‌ی قدرت به نفع خود، طالبان و  پاکستانی‌ها پیشنهاد صلح افغانستان را نمی‌پذیرند. در حال حاضر بن‌بست در میدان جنگ مشهود است. طالبان هنوز به پیروزی نظامی خود باور دارند و اسلام‌آباد فکر می‌کند که واشنگتن به زودی از جنگ در افغانستان خسته شده و در نهایت جهت حل قضیه به پاکستانی‌ها رجوع می‌کند. پاکستانی‌ها و طالبان خواهان گرفتن امتیازات بزرگ، مانند کاهش اساسی روابط با هندوستان، از افغانستان اند، امتیازاتی که باید امریکا آن را بالای حکومت اشرف غنی بقبولاند. ولی سوال اصلی این است که آیا قوای مسلح افغانستان دستاورد‌های چشمگیری در برابر طالبان خواهند داشت؟ اگر چنین شود و طالبان در میدان‌های جنگ نامتقارن دچار شکست‌ها و تلفات گسترده شوند، امکانات مصالحه با طالبان و پاکستانی‌ها بیشتر خواهد شد.

دیدگاه are closed.

 

هشت صبح در شبکه‌ اجتماعی فیسبوک