برگشت به میانگین: بازگشت همه به وضع عادی است

پس از آن‌که روح‌الله نیکپا مدال المپیک تکواندو را برای افغانستان در سال ۲۰۰۸ به دست آورد، جایزه‌های زیادی به او داده شد‌: آپارتمان، موتر، پول نقد و از همه مهم‌تر توجه دوربین‌های رسانه‌ها. دوستی آن زمان گفت که این همه توجه و تحفه فایده ندارد. او مثالی از تکواندوکار دیگر نثار بهاویی داد که پس از پیروزی مهمی بر هادی ساعی، حریف ایرانی‌اش، دیگر نتوانست دست‌آورد مهمی داشته باشد.

دانیال کانمن، روان‌شناس معاصر، می‌گوید که باری در مورد اهمیت پاداش برای بهترساختن کارکرد خلبان‌ها (پیلوت‌ها) سخنرانی می‌کرد. او گفت که شواهد زیادی (از تحقیقاتی که بر کبوتر‌ها، موش‌ها، انسان‌ها و دیگر جان‌داران صورت گرفته) وجود دارند که نشان می‌دهند دادن پاداش باعث بهتر ‌شدن کارکرد آن‌ها شده است.

پس از سخن‌های او، استادی کارآزموده‌ که خلبان‌ها را آموزش می‌داد، گفت که حرف کانمن شاید بر پرنده‌گان صدق کند، ولی تجربه شخصی او نشان داده که پاداش بر خلبان‌ها نتیجه‌ی معکوس دارد. هر‌باری که او خلبانی را به خاطر مانور‌های خوب پروازش تحسین کرده، روز بعدی مشق او بدتر شده است؛ ولی هر‌باری که به خاطر مانور‌های بد، پرده‌های گوش خلبان را با چیغ‌زدن‌هایش تخریش کرده، روز بعدی متوجه بهتر‌شدن مشق‌هایش شده است.

بلی، در برخی موارد، تمجید زیاد، شخص تشویق‌شده را از خود راضی ساخته، انگیزه تلاش او را می‌کاهد، ولی آیا همیشه تشویق است که کار کسی را بدتر می‌سازد؟

کانمن در این مورد به پدیده‌ی آماری اشاره می‌کند که آن را برگشت به میانگین (Regression to the Mean)  می‌گویند. در مثال بالا، او به این باور است که هر‌خلبانِ نوآموز نظر به عوامل گوناگون شخصی و محیطی، حد میانگینی برای کارکرد‌ش دارد. در تمرین‌هایی که ناهم‌سانی رخ می‌دهد، یعنی خلبان از حد میانگینش بسیار بالا می‌رود و یا برعکس اُفت می‌کند، بار بعدی‌اش او به حد میانگین‌ رجعت می‌کند. مهر یا جور استاد هیچ اثری بر او ندارد. بهبود کارکرد خلبان، روند طولانی و پر‌افت‌و‌خیر است و یک مشق خاص یک‌شبه کسی را خلبان برجسته نمی‌سازد.

 بر کارکرد یک خلبان، ورزشکار، شاگرد، کارمند دولتی و… علاوه بر مهارت‌ها و ویژه‌گی‌های فردی، عوامل محیطی نیز تأثیر دارند. این عوامل باعث می‌شوند کارکرد افراد بیشتر در اطراف حد میانگینش در حال نوسان باشد. ابهام این عامل به پیچیده‌گی راز آفرینش است. برخی آن را تقدیر می‌گویند و برخی طالع. در هر‌دو صورت در بسیاری از محاسبه‌ها نمی‌توان تأثیرات محیطی را تشخیص داد و یا آن را مهار کرد.

همین قاعده بر تغییرات دیگر نیز صدق می‌کند. مثلاً اگر هوای منطقه‌‌ای به صورت بی‌سابقه سرد و یا گرم شود، پس از مدتی درجه حرارت به حد میانگین بر‌می‌گردد؛ اما بعضی اوقات کسانی افت حرارت را به دعاها و یا نتیجه‌ی انتخابات نسبت می‌دهند. یا اگر کسی از فرط کار شدید زیر فشار روانی قرار گرفته باشد، راحتی خود را به جلسه‌ای با روان‌پزشک نسبت می‌دهد. شاید این جلسات کارگر افتد و یا شاید آن فرد فقط به دو ساعت آرام نشستن بر روی چوکی ضرورت داشته تا به حد میانگین حالت روانی‌اش برگردد.

ندانستن این پدیده می‌تواند پی‌آمد‌های مخرب داشته باشد. بعضی معلمان یا مدیران فکر می‌کنند که فقط با تنبیه دانش‌آموزان و کارمندان می‌توانند کارکرد آنها را بهتر سازند. برخی بیماران به مجرد تأثیر خوب یک دارو، در مورد آن دارو و بیماری‌شان به نتایج اغراق‌آمیز می‌رسند و از آن روز آن داوری خود را به همه تجویز می‌کنند.

اگر باری کسی در مورد تأثیر جایزه‌ها بر دست‌آوردهای یک ورزشکار صحبت کرد، بگویید این موضوع به عوامل گوناگون ربط دارد. برخی از این عوامل قریب نیکپا را به زیلاندنو پناهجو ساخته بود.

 

 

جاوید نادر

[email protected]

Comments are closed.