از سرگیری مذاکره یا مذاکره‌ی مجدد؟

فردوس کاوش

آغاز دوباره‌ی مذاکره‌ی خلیل‌زاد با طالبان در دوحه پایتخت قطر و گفت‌وگوهای او با رهبران حکومت وحدت ملی در کابل نشان می‌دهد که برای واشنگتن رسیدن به یک توافق پایان جنگ در افغانستان هنوز در اولویت است. رسیدن به یک توافق پایان جنگ در افغانستان، به باور بسیاری‌ها یکی از ضروریات انتخاباتی رییس‌جمهور برحال امریکا است و به همین دلیل دیپلمات‌های امریکایی تلاش می‌کنند که به این نیاز پاسخ بگویند. در گذشته نوعی عجله در کار سفیر خلیل‌زاد حس می‌شد، ولی به نظر می‌رسد که حالا از میزان آن عجله کاسته شده است. ولی چیزی که مبهم است این است که آیا خلیل‌زاد مذاکره با گروه طالبان را از همان جایی که متوقف شده بود از سر می‌گیرد یا آن را سر از نو آغاز می‌کند؟ موضع طالبان این است که مذاکره را از همان جایی از سر می‌گیرند که متوقف شده بود. حکومت افغانستان به این نظر است که مذاکره باید از نو آغاز شود.

از نظر ریاست جمهوری افغانستان سندی که خلیل‌زاد روی آن با طالبان به توافق رسیده بود و قرار بود که به امضای رییس‌جمهور امریکا برسد یک «توافق بد» بود. در آن توافق به باور ریاست جمهوری افغانستان چیزی در مورد لزوم برچیده شدن شبکه‌های حمایتی طالبان در پاکستان و پایگاه‌های نظامی آنان در آن کشور نیامده بود. در آن سند به قول ریاست جمهوری افغانستان در مورد لزوم توافق طالبان به یک آتش‌بس سراسری نیز چیزی گفته نشده بود. رییس‌جمهور غنی در مصاحبه با طلوع نیز گفت که در سندی که خلیل‌زاد مذاکره کرده بود، خروج نیروهای امریکایی و طالبان به خواهش طالبان بخش‌بندی و زمان‌بندی شده بود که به هیچ‌وجه مورد قبول او نیست. باور ریاست جمهوری این است که اگر امریکا بار دیگر با طالبان گفت‌وگو می‌کند، باید مذاکره را از نو آغاز کند‌، نه این‌که از جایی که سه ماه قبل متوقف شده بود،‌ از سر بگیرد.

از قراین بر می‌آید که رییس‌جمهور امریکا هم می‌خواهد مذاکره با طالبان از نو آغاز شود. چنین می‌نماید که او هم نمی‌خواهد مذاکره را از همان جایی از سر بگیرد که متوقف کرده بود. یکی از منابع بسیار مطلع از ارگ ریاست جمهوری که به شخص محمداشرف غنی بسیار نزدیک است، می‌گوید که ترمپ هم در ملاقات اخیرش به رییس‌جمهور برحال افغانستان گفته است، سندی که آقای خلیل‌زاد با طالبان مذاکره کرده بود و نهایی شده بود یک توافق مطلوب برای امریکا نبود. اگر معلومات این منبع را ثقه بدانیم معنایش این است که صرف حادثه‌ی تروریستی ماه سپتامبر در چهارراه عبدالحق علت توقف مذاکره‌ی طالبان و امریکا نبوده است، بلکه رییس‌جمهور امریکا با سندی که سفیر خلیل‌زاد روی آن با طالبان به توافق رسیده بود، موافق نبود و آن را یک قرارداد مطلوب نمی‌دانست. آن سند تا حال همه‌گانی نشده است و بخشی از اسناد محرم دولت امریکا است. اگر به واقع ترمپ با سندی که سفیر خلیل‌زاد مذاکره کرده بود موافق نباشد،‌ روشن است که ایشان دستور می‌دهد که مذاکره با طالبان از نو آغاز شود. در آن صورت او با ادامه‌ی مذاکره از جایی که متوقف شده بود، ‌رضایت نخواهد داد. گفته‌های برخی از مقام‌های امریکایی هم نشان می‌دهد که ترمپ علاقه‌مند مذاکره‌ی مجدد است، نه ادامه‌ی مذاکرات قبلی.

چندی قبل وزیر دفاع امریکا گفته بود که کاهش نیروهای امریکایی در افغانستان به توافق پایان جنگ با طالبان زیاد ربط ندارد و واشنگتن با در نظر داشت شرایط اقدام به کاهش نیروهای خودش در افغانستان خواهد کرد. معنای این سخن این است که واشنگتن در تفاهم با نهاد‌های امنیتی و ریاست جمهوری افغانستان، ‌اقدام به کاهش نیروها و چینش سپاهیان خودش در افغانستان خواهد کرد. این به معنای آن است که واشنگتن تصمیم سیاسی برای کاهش نیروهای خودش در افغانستان گرفته است و اگر طالبان با امریکا به توافق نرسند، مشکل جدی برای ایالات متحده به وجود نمی‌آید. اگر طالبان با امریکا به توافق برسند و سند پایان جنگ در افغانستان امضا شود،‌ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا دست آقای ترمپ پر خواهد بود ولی اگر چنین توافقی حاصل هم نشود، واشنگتن از طریق کاهش نیروهای نظامی خودش بدون توافق با طالبان، به ضرورت‌های انتخاباتی ترمپ پاسخ خواهد گفت. ترمپ هم گفته است که اگر طالبان بخواهند با امریکا به توافق برسند خیلی عالی است و اگر نخواهند هم اشکالی ندارد. معنای این حرف ممکن این باشد که ترمپ راه دیگری برای برآورده کردن ضرورت‌های انتخاباتی خودش یافته است. متخصصان مطالعات امنیتی به این عقیده‌اند که حتا در صورت ختم حضور نظامی امریکا یا کاهش شدید آن هم دولت افغانستان سقوط نمی‌کند‌، به شرط آن‌که کمک‌های مالی واشنگتن به کابل ادامه یابد.

ولی طبیعی است که آقای خلیل‌زاد و دیپلمات‌های امریکایی تلاش می‌کنند با طالبان به توافق برسند. آقای خلیل‌زاد مستقیم به رییس جمهور امریکا دسترسی دارد و به او گزارش می‌دهد. خلیل‌زاد تجربه‌ی سیاسی هم دارد و احتمال آن زیاد است که ‌بتواند به راحتی ضرورت‌های انتخاباتی ترمپ را با ماموریت خودش گره بزند و چیزی را سرهم کند که به درد ترمپ در سیاست داخلی امریکا بخورد. شاید آقای خلیل‌زاد تلاش کند که بین موقف مذاکره‌ی مجدد و از سرگیری مذاکره از جایی که متوقف شده بود، یک راه میانه پیدا کند تا وجهه‌ی مذاکره‌کننده‌گان طالبان هم نزد افراد این گروه حفظ شود. روشن است که با نهایی شدن توافق امریکا و طالبان وقت مذاکرات میان‌افغانی فرا می‌رسد. در داخل کشور روی تعریف مذاکره‌ی میان‌افغانی، گزینش یک هیات برای آن و تعیین حدود و ثغور صلاحیت‌های این هیات، اختلافات جدی وجود دارد که نیاز به بحث جداگانه دارد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن