وابسته‌گان قربانیان نبرد با طالبان: خون فرزندان‌مان پای‌مال نشود

محمدحسین نیک‌خواه

بازمانده‌گان و خانواده‌های قربانیان نیروهای امنیتی که در نبرد با طالبان طی سال‌های اخیر قربانی شده‌اند، نگران «پای‌مال شدن» خون فرزندان‌شان در جریان گفت‌وگوهای صلح میان نماینده‌گان حکومت و طالبان هستند.

شماری از وابسته‌گان نیروهای ارتش و پولیس ملی که اعضای خانواده‌های‌شان در یکی از گورستان‌های هرات دفن است، هرچند از برقراری صلح در کشور پشتی‌بانی می‌کنند، اما هشدار می‌دهند که خون آنان نباید در گفت‌وگوهای صلح پای‌مال شود.

از دید خانواده‌های سربازان ارتش و پولیس که در نبرد با طالبان قربانی شده‌اند، شخص رییس‌جمهور مسوول اصلی کشته شدن نیروهای دفاعی کشور می‌باشد و رهایی صدها زندانی طالب از زندان‌های حکومت به دستور او، برای آنان نگران‌کننده است.

نزدیکان جان‌باخته‌گان نیروهای امنیتی بیم آن را دارند که اگر با رهایی صدها زندانی طالبان از زندان‌های حکومت گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی به نتیجه نرسد، طالبان رها شده از سوی رییس‌جمهور با قوت بیش‌تر به میدان‌‎های نبرد بازگشت کنند و آتش جنگ در کشور شعله‌ورتر شود.

کمی ‌آن‌سوتر از مرکز شهر هرات به گورستانی در شهرک «جبرییل» رفتم که صدها تن از نیروهای ارتش و پولیس ملی در آن زیر خاک آرام گرفته‌اند. در بخشی از این قبرستان که جوار زیارت‌گاه «سیدمرتضی» موقعیت دارد، اجساد نیروهای مجاهدین که در نبرد با نظام کمونیستی و ارتش شوروی سابق کشته شدند، دفن شده است.

 گورستانی در شهرک «جبرییل» هرات که صدها تن از نیروهای ارتش و پولیس ملی در آن دفن شده‌اند

حدود ساعت ۱۲ چاشت، زمانی که نور آفتاب در یکی از روزهای آخرین ماه فصل تابستان مستقیم بر زمین می‌تابید، نزدیک قبرستان رسیدم. از دور چند موتر ارتش به چشم ‌خورد و یکی از بومی‌های محل که مرا همراهی می‌کرد، حدس زد که سربازان ارتش برای خاک‌سپاری هم‌قطار‌شان حضور یافته‌اند.

مقابل دروازه ورودی قبرستان چند سرباز ارتش و نیروهای تفنگ‌دار مردمی دست به ماشه ایستاده بودند. با هم‌آهنگی فرد راهنما، از دروازه اصلی وارد گورستان شدیم. مردان تفنگ‌دار افراد ناشناسی که قصد ورود به قبرستان را داشتند بازرسی ‌می‌کردند تا از رویدادهای هراس‌افگنی جلوگیری کنند.

عبدالخالق، از ساکنان بومی محل و «مجاور گورستان» که مردم او را به نام «بابو خالق» می‌شناسند محل دفن نظامیان ارتش را نشان داد. با کمی قدم زدن در زمین‌های خشک و بی‌آب و علفی که از شکاف‌هایش بوته‌های خار بیرون زده بود، نزدیک بخشی از قبرستان رسیدیم که سربازان ارتش و پولیس به خاک سپرده شده بودند.

وابسته‌گان قربانیان نبرد با طالبان خواهان تأمین عدالت هستند

چنان که عبدالخالق روایت می‌کرد، هر روز بین دو تا چهار جسد نیروهای امنیتی که در بخش‌های گوناگون کشور کشته می‌شوند، برای خاک‌سپاری به این قبرستان انتقال می‌یابد و در برخی موارد چهار تا شش جسد به گونه‌ی گروهی آورده می‌شود.

به گفته‌ی او، طی سال‌های اخیر تا کنون پیکرهای حدود «دوهزار تن از نیروهای امنیتی» که در نبرد با طالبان در هرات و دیگر ولایت‌ها قربانی شده‌اند، برای خاک‌سپاری به این گورستان انتقال یافته است.

میان قبرهایی که روی برخی از آن‌ها تصاویر نظامیان ارتش و پولیس نقش بسته بود، اندکی قدم زدم. چشمم به پیرمردی افتاد که با کمر خمیده و دست‌های لرزانش بشکه‌ا‌ی آب دستش بود و غبار روی یکی از قبرها را پاک می‌کرد.

علی‌رضا، پسر علی‌اکبر، سه سال پیش هنگام اجرای وظیفه در ولسوالی تیوره ولایت غور، در نبرد با جنگ‌جویان طالبان کشته شد، اما حالا این پیرمرد گاه‌گاهی برای تسلای دلش، به دیدار قبر پسرش می‌آید.

از او پرسیدم نظرش در مورد آغاز گفت‌وگوهای بین‌الافغانی میان نماینده‌گان حکومت و طالبان به عنوان کسی که پسرش در نبرد با جنگ‌جویان این گروه قربانی شد، چیست؟ جوابش این بود که خون پسرش نباید پای‌مال شود.

کنار یکی دیگر از قبرها، دو پیرمرد دیگر نشسته بودند؛ حسین و ابراهیم، پسران‌شان را در نبرد با طالبان از دست داده بودند و حالا برای حضور در مراسم خاک‌سپاری یکی از سربازان ارتش آمده بودند.

از دید ابراهیم، مسوول خون تمام افرادی که در نبرد با طالبان قربانی شدند رییس‌جمهور است و شخص اول مملکت نباید اجازه دهد خون نظامیان ارتش، پولیس و نیروهای امنیت ملی در جریان گفت‌وگوهای صلح پای‌مال شود.

محمدحسین، پدر یکی دیگر از سربازان باور داشت، «خون را نباید با خون شست» و یگانه راهی که می‌تواند جنگ ویران‌گر چهل‌ساله را در افغانستان پایان بخشد، برقراری صلح است، اما صلح نباید سبب پای‌مال شدن خون قربانیان جنگ و از بین رفتن دست‌آوردهای اخیر شود.

پس از صحبت با این دو پیرمرد، به محلی رفتم که وابسته‌گان یکی از سربازان ارتش برای خاک‌سپاری او حاضر شده بودند. نزدیکان مصطفی، قصه می‌کردند که او همین دیروز در نبرد با طالبان در ولسوالی پشتون‌زرغون هرات کشته شد و به شمول همسر، پدر و مادرش، نان‌آور چهار دختر و تنها پسرش بود.

یکی از سربازان ارتش که از دوستان مصطفی بود، نزدیک من آمد و گفت، هم مردم و هم نظامیان ارتش نمی‌دانند در اوضاعی که قرار است گفت‌وگوهای صلح آغاز شود، چرا هنوز جنگ جریان دارد و سربازان قربانی آن می‌شوند؟

سیدحسین وفایی، از عالمان دین که برای خاک‌سپاری سرباز ارتش آمده بود، از مردم و خانواده‌های جان‌باخته‌گان ارتش خواست برای برقراری صلح در کشور فداکاری کنند تا راه رسیدن آرامش و پایان جنگ هموار شود.

جسد مصطفی با حضور وابسته‌گانش به زیر خاک رفت و هنگامی که در حال خارج شدن از گورستان بودم، علی‌اکبر، پدر علی‌رضا، هنوز به عکس پسرش نگاه می‌کرد و به نظر می‌رسید سه سال پس از مرگ این جوان، نتوانسته به دوری پسر عادت کند.

مانند این پیرمرد، صدها و هزاران خانواده دیگر طی سالیان گذشته از گزند جنگ در امان نمانده‌اند و عزیزان‌شان قربانی نبردهای خونین شدند، هر چند آنان حاضر نیستند خون فرزندان‌شان پای‌مال شود، اما باز هم مهم‌ترین آرزوی‌شان پایان جنگ و برقراری صلح در کشور است.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن