توصیه‌های یک روان‌درمانگر برای والدین: هفت اشتباه بزرگ والدین که باعث از بین بردن اعتمادبه‌نفس و عزت نفس کودکان می‌شود

نویسنده: امی مورین

مترجم: حبیب بهزاد

منبع: سی‌ان‌بی‌سی


تمام والدین می‌خواهند کودکان‌شان با دلایل مناسب در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند.

مطالعات نشان داده است، کودکانی که دارای اعتمادبه‌نفس بیش‌تر اند، اضطراب کمتر دارند و از عمل‌کرد خوبی در مکتب و جامعه برخوردار اند و روابط اجتماعی سالم‌تری را تجربه می‌کنند.

به حیث یک روان‌درمان‌گر و نویسنده کتاب «۱۳ کاری که والدین از نظر ذهنی به خوبی آن را انجام نمی‌دهند» من متوجه شدم که بسیاری از والدین درگیر استراتژی‌هایی هستند که به اعتقاد آن‌ها اعتمادبه‌نفس فرزندان‌شان را تقویت می‌کند. اما برخی از این استراتژی‌ها که در آن کودکان تلاش می‌کنند تا نسبت به آن‌چه که هستند احساس خوبی داشته باشند، می‌تواند نتیجه‌ی معکوس داشته و یک چرخه معیوب ایجاد کند.

در نتیجه، والدین ممکن است برای افزایش عزت نفس فرزندان‌شان اضافه‌تر از حد معمول تلاش کنند.

در ذیل هفت اشتباه بزرگ والدین اشاره شده است که توسط آن اعتمادبه‌نفس فرزندان‌شان را از بین می‌برند:

۱.  اجازه‌دادن برای مسوولیت‌گریزی

هر چند ممکن است فکر کنید کارهای روزمره مسوولیت فرزندان‌تان را سنگین‌تر کرده و بر میزان استرس آن‌ها می‌افزاید، به این منظور به آن‌ها اجازه می‌دهید تا از مسوولیت‌ها شانه خالی کنند،‌ اما باید بدانیم که کار کردن در خانه و سپردن مسوولیت به آن‌ها در امور کاری باعث می‌شود تا آن‌ها شهروندان مسوولیت‌پذیری بار آیند.

انجام وظایف متناسب به سن کودکان، به آن‌ها کمک می‌کند تا بر کارها تسلط پیدا کرده و احساس موفقیت کنند. خواه به آن‌ها بگویید که در لباس‌شویی با شما کمک کنند، یا سطل آشغال را بیرون ببرند یا هر کاری دیگری به آن‌ها سپرده می‌شود، به هر صورت، این مسوولیت‌ها فرصتی است که فرزندان‌تان می‌توانند توانایی‌ها و شایسته‌گی‌های‌شان را عملاً ببینند. در نتیجه بهتر است آن‌ها را تشویق به مسوولیت‌گریزی نکنید و برعکس تشویق کنید تا مطابق به توان‌شان در کارهای روزانه سهیم شوند.

۲.  جلوگیری از مرتکب شدن اشتباه

کار سختی است وقتی می‌بینید کودک‌تان ناکام می‌شود، رد می‌شود، دچار اشتباه می‌شود یا چیزی را به هم می‌زند. وقتی این کار اتفاق می‌افتد، بعضی والدین تلاش می‌کنند تا قبل از انجام اشتباه بزرگ‌تر، مانع فرزندان‌شان شوند. این مانع شدن فرصت بزرگی را از آن‌ها می‌گیرد. چون خیلی‌ها با مرتکب شدن اشتباه موارد زیادی را می‌آموزند و از آن درس عبرت می‌گیرند.

این‌که فرزندان‌تان قبل از اشتراک در بازی بزرگ فوتبال، زمان بازی را فراموش کنند یا در مسابقه ریاضی‌شان چند سوال را اشتباه کنند، این اشتباهات می‌توانند بزرگ‌ترین درس زنده‌گی‌شان باشد و هر یکی از این مشکلات می‌تواند مسیر جدیدی را بر روی کودکان‌تان باز کند. هر یک از این فرصت‌ها برای این است تا آن‌ها بتوانند قدرت ذهنی مورد نیاز‌شان را برای انجام کارهایی که قرار است در آینده انجام شود را بیش‌تر و بهتر تقویت کند و چانس موفقیت در برنامه‌های بعدی را افزایش دهد. بنا بر این بهتر است در بسیاری حالاتی که آن‌ها مرتکب اشتباه می‌شوند، سرزنش بی‌مورد نکنید.

۳.  محافظت در برابر احساسات‌شان

وسوسه‌انگیز است که فرزندان‌تان وقتی ناراحت‌اند به آن‌ها روحیه ببخشید یا وقتی عصبانی‌اند آرام‌شان بسازید. اما باید بدانیم که چگونه‌گی واکنش ما در برابر احساس فرزندان‌مان تاثیر زیادی در رشد هوش هیجانی و عزت نفس آن‌ها دارد.

بهتر است به فرزندان‌مان یاد بدهیم تا چیزهایی که احساسات آن‌ها را تحریک می‌کند را شناسایی کنند و به آن‌ها یاد دهیم که چگونه خود را در برابر این تحریک‌ها، تنظیم کنند. چارچوبی را در اختیار آن‌ها قرار دهیم که به آن‌ها در توضیح احساس‌شان کمک کند تا در آینده راحت‌تر با این احساسات کنار آیند.

۴.  تقویت ذهنیت قربانی

گفتن جملاتی چون «ما نمی‌توانیم مثل کودکان دیگر کفش جدید بپوشیم، یا کار متفاوت انجام دهیم، چون ما یک خانواده فقیر هستیم» برای کودکان‌تان این نکته را تقویت و برجسته می‌کند که بیش‌تر شرایط زنده‌گی از کنترل آن‌ها خارج است. این کار آن‌ها را وادار می‌کند تا دست از هر نوع تلاش در زنده‌گی بردارند. به جای این‌که به فرزندان خود اجازه دهید تا برنامه‌های ترحم‌آمیز دایر کنند، یا در بدبختی‌های‌شان اغراق کنند، بهتر است آن‌ها را تشویق کنید تا اقدامات مثبتی انجام دهند. (مثلاً یک صندوقچه کوچک برای‌شان خریداری کنید تا بتواند برای خرید وسایل مورد نیاز خود از امروز پس‌انداز کنند.)

کودکانی که انتخاب‌های‌شان در زنده‌گی را تشخیص دهند، برای ایجاد یک آینده بهتر، اطمینان بیش‌تری دارند.

۵.  محافظت بیش از حد

مطمیناً، محافظت جدی کودکان‌تان یا نگه داشتن آن‌ها در داخل یک حباب محافظ، اضطراب و نگرانی‌تان را از بین می‌برَد، اما نگهداری آن‌ها در یک محیط بسته و دور نگه‌داشتن آن‌ها در برابر چالش‌ها، مانع پیش‌رفت آن‌ها خواهد شد.

بهتر است به حیث والدین مسوول، به جای محافظت بیش از حد، یک راهنما برای آن‌ها باشید. به فرزندان‌تان اجازه دهید تا زنده‌گی را عملاً تجربه کنند، حتا آن‌ها را وادار کنید تا در جاهای ترس‌ناک نیز حرکت کنند. با این کار به آن‌ها فرصت می‌دهید تا عملاً اعتمادبه‌نفس به دست بیاورند و آن‌ها را قادر می‌سازید تا با تمام ناملایمات روزگار آشنا شوند و سرسختانه مبارزه کنند.

۶.  توقع کارهای بی‌عیب‌ونقص

خوب است از فرزندان‌مان توقع‌ کارهای خوب داشته باشیم، اما انتظار بیش‌ از حد، نتیجه‌ی بدی نیز دارد. وقتی فرزندان‌تان ببینند که انتظارات از حد توان آن‌ها بیش‌تر است، شاید حتا زحمت به انجام آن کار را ندهند یا شاید برای برآورده کردن آن‌ها دست به کارهای خطرناکی بزنند.

به جای انتظارات بیش از حد، خوب است توقع واضح و روشن در درازمدت داشته باشید و یک مسیر کاری را نیز برای آن‌ها تنظیم کنید. به طور مثال،‌ رفتن به مکتب یا دانشگاه یک توقع طولانی‌مدت است در همین جریان از آن‌ها بخواهید تا بعضی اهداف کوتاه‌مدت را نیز برآورده کنند (مثلا، کتاب‌های بیش‌تر بخوانند، درجه خوب‌تر کسب کنند، وظایف خانه‌گی‌شان را به خوبی انجام دهند یا حتا مهارت‌های اضافی کسب کنند.)

۷.  تنبیه کردن، به جای نظم‌دهی

کودکان باید یاد بگیرند که برخی اقدامات منجر به عواقب جدی می‌شود. اما بین تنبیه کردن و نظم دادن، تفاوت عمده‌ای وجود دارد. کودکانی که نظم داده می‌‌شوند، فکر می‌کنند: «من تصمیم بدی گرفتم.»، کودکانی که تنبیه می‌شوند فکر می‌کنند: «من آدم بدی هستم.»

به عبارت دیگر، نظم و انضباط به کودک‌تان اطمینان می‌دهد که در آینده می‌تواند هوش‌مندانه و سالم‌تر تصمیم بگیرد و انتخاب کند، اما کودکانی که مجازات و تنبیه می‌شوند، فکر می‌کنند قادر به انجام کارهای بهتر نیستند و این کار عملاً اعتمادبه‌نفس آن‌ها را از بین خواهد برد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن